پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۷
زبــــــان فضـــــاي مجـــــازي

نويسنده: لي پي مسفادين / مترجم: كامبيز پارتازيان
از سوي ديگر، داگلاس شيوه‌هايي كه فوق متن را كه در قياس با متون نوشتاري كه به خوانندگان آزادي كمتري مي‌دهد را بررسي مي‌كند و هارپلد از اين ديدگاه حمايت مي‌‌كند.او معتقد است كه متون ديجيتالي به لحاظ تجربي حساس‌اند و اساساً غيرمنسجم‌اند. تامن به شدت از فوق متن انتقاد مي‌كند، به اعتقاد او، «فوق متن در بهترين وضعيت براي ذخيره و دسترسي به اطلاعات مختلف مناسب است و نه براي تحليل انتقادي و باثبات».
معاني فوق متن ويژه تعامل كامپيوتر-انسان كدامند؟ بروگا و باسناردو معتقدند كه رسانه‌هاي فوق متني ارتباطات چندوجهي را تقويت مي‌كنند، در عين حال، برخي طراحان (خاصه طراحان مبتدي) به اندازه كافي با اينگونه ارتباط آشنا نيستند چرا كه ادبياتشان ادبياتي شفاهي و متن محور است.به اعتقاد آنها، ايجاد فوق متن كارآمد، مستلزم رويكردهاي جديد و متفاوت به سازماندهي اطلاعات و طبقه‌بندي، بازشناسي چالش‌هاي صفحه‌خواني و هدايت مطالب و داشتن دركي از قواعد مربوط به بافت‌هاي الكترونيكي مختلف است به نحوي كه از لحاظ الكترونيكي غني شده باشند تا انتظارات مختلف كاربران مبتدي را برآورده سازند.
بخش قابل توجهي از مطالعات رايج مربوط به زبان آن‌لاين به نشانه‌شناسي اختصاص دارد: كاربران در طيفي از امكانات ارتباطات اينترنتي و كامپيوتري نظير: ايميل، بوردهاي مباحثه و فضاهاي »چت» همزمان ويژگي‌هاي تفضيلي و بعضاً ماشيني- نشانه‌ها و سمبل‌ها-نظام‌هاي زبانشناختي را بسط داده‌اند.مقالات بسياري درخصوص شكل‌گيري قواعد مربوط به ارتباطات آن‌لاين يعني: ساختارها، گرامر و واژه نگاري نگاشته شده است.عمده ي اين مقالات، ارتباطات را در جايگاه‌هاي مختلف و/يا با زبان نوشتاري يا گفتاري (كه تقريباً همواره انگليسي است) با يكديگر مقايسه مي‌كنند.آنها عموماً چنين نتيجه مي‌گيرند كه ارتباط آن‌لاين واسطه‌اي است بين گفتار و نوشتار، و برخي مطالعات كلت و بلمور پا را از اين فراتر نهاده و بين ويژگي‌هاي متقارن (آن‌لاين) و ارتباطات همزمان ديجيتالي (آف‌لاين) تمايز مي‌گذارند.برخي مقالات به طور خاص به نظام‌هاي متني و گرافيكي‌اي (نظير كاراكترهاي عادي) مي‌پردازند كه كاربران به منظور اضافه كردن برخي ويژگي‌هاي متني فراموش شده به ارتباطات الكترونيكي از آنها در ارتباطات آن‌لاين استفاده مي‌كنند.(براي كسب ارجاعات مفصل به مسفادين و ديگران 2004 رجوع كنيد).در اين ميان، باربولز، فوق متن را به مثابه ويژگي كليدي متون ديجيتالي درنظر مي‌گيرد و برخي لينك‌هايي كه مي‌توانند به عنوان ميان بر كاري بيش از وظيفه خود انجام دهند را تشريح مي‌كند: نشانه‌هاي تفسيري براي خوانندگان، انتقال معاني مورد نظر نويسنده و راهنماي تنظيم ايده‌هاي جديد. كرس و ون ليوون معتقدند كه حركت به سمت چند منظوره بودن كه پيامد متون ديجيتالي است مستلزم نظريه جديدي در ارتباطات است كه صرفاً ‌بر زبان مبتني نيست، بلكه نشانه‌شناسي و منابع چندگانه آن كه رسانه‌هاي ديجيتالي در اختيار مي‌نهند را نيز دربر دارد.اين منابع ويژگي‌هاي حائز اهميت ارتباطات آن‌لاين هستند.در عين حال، ما مراقب نتايج ساده‌انگارانه درخصوص مدل‌هاي ارتباطي كه نشانه‌ها و سمبل‌ها را به عنوان واسطه‌هاي معنايي در ارتباطات اينترنتي و كامپيوتر در نظر مي‌گيرند هستيم، و همچنين مراقب تلاش بيش از حد در راستاي تعيين و مشخص نمودن مجموعه اي از سمبول ها و علائم »خاص فرهنگي» ويژه گروه هاي كاربران براساس مفاهيم اصلي فرهنگي نيز هستيم.(اين پديده و مشكلات مربوط به‌ آن، در مسفادينمفصل مورد بحث قرار گرفته است).
در محيطي كه «متن» به نحو چشمگيري بر ارتباطات سايه افكنده است، مسلماً، «ادبيات» عامل مهمي در تعيين موفقيت تبادلات انسان- انسان و انسان- كامپيوتر است.اما چه نوع »ادبياتي» براي ارتباطات اينترنتي و كامپيوتري لازم است؟ در گذشته، محققان ادبيات را توانايي خواندن، نوشتن و برقراري ارتباط، معمولاً در محيطي متن محور، تعريف مي‌كردند.اما، در دهه گذشته، محققان حوزه مطالعات جديد ادبي اين رويكرد را به چالش كشيدند و بر ادبياتي تأكيد كردند كه صبغه ي اجتماعي داشت و از الگوهاي ادبي فردي و شناخت محور گريزان بود. بر اساس يك الگوي ادبي اجتماعي، زبان صرفاً بيانگر حقيقتي عيني نيست بلكه در عمل، عرضه‌كننده معنا در بافتی خاص است.براساس اين الگو، خواندن و نوشتن، راه‌هايي هستند كه افراد از طريق آنها معنا را در بافت خاصي انتقال مي‌دهند.اكنون برخي نويسندگان با وارد كردن رويكردهاي مطالعات جديد ادبي به دنياي ارتباطات اينترنتي و كامپيوتري، با مفاهيم «عملياتي» ساده ادبيات الكترونيكي مواجه‌اند كه صرفاً بر تعامل با سيستم‌ها، روش‌ها، ابزارها و روش‌هاي زبانشناختي مربوط به تهيه يا تفسير متون تأكيد دارند. در عوض، آنها اهميت جوانب «انتقادي» و «فرهنگي» ادبيات مربوط به ارتباطات آن‌لاين را مورد بحث قرار مي‌دهند. در اينگونه ارتباطات، جنبه »فرهنگي» بيانگر توانايي استفاده از مهارت‌هاي عملي در بافت‌هاي اجتماعي است و امكان مشاركت در گفتمان‌هاي اجتماعي را فراهم مي‌كند و جنبه »انتقادي» به سطح پيچيده‌تري از ارتباط با گفتمان‌هاي الكترونيكي اشاره دارد:توانايي ارزيابي،انتقاد و بازسازي گفتمان‌ها.چشم‌اندازهاي نظري درخصوص»ادبيات ديداري»، «ادبيات ديجيتالي»، «ادبيات الكترونيكي» و «ادبيات كامپيوتري» به همت نويسندگاني همچون وارشور، استريت، جونز و ديگران، سيندر و ريچارد افزايش يافته‌اند. هولينگ بحث‌هاي مربوط به اين حوزه را به طور مفصل بازبيني كرده است.
ادامه دارد