سه شنبه ۹ مهر ۱۳۸۷
به پيام قلبت گوش کن تا بعدها پشيمان نشوي

«جسارت داشته باش و آنچه را قلبت مي‌گويد انجام بده»... در وبلاگي آمده است: جنگ جهاني اول مثل بيماري وحشتناکي، تمام دنيا را فرا گرفته بود. يکي از سربازان به محض اينکه ديد دوست تمام دوران زندگي‌اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا براي نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند. مافوق به سرباز گفت: «اگر بخواهي مي‌تواني بروي، اما هيچ فکر کردي اين کار ارزشش را دارد يا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتي زندگي خودت را هم به خطر بيندازي.» حرف‌هاي مافوق، اثري نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه‌آسايي توانست به دوستش برسد، او را روي شانه‌هايش کشيد و به پادگان رساند.