کارگردان مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» شخصیت دکتر محمد قریب را در مجموعه غیر اسطورهای دانست و تاکید کرد وقایع داستان از نظر زندگینامهای ارتباط چندان با زندگی واقعی این شخصیت معاصر ندارد.
عياري در پاسخ به اين سوال كه چطور در «روزگار قریب» روایتی متفاوت انتخاب کردید که خیلی روی جزئیات تاکید دارد و توانسته نگاه مخاطب عام و خاص را جذب کند؟ گفت: سعی میکنم فریب این تعریف را نخورم، چرا که به نظرم حضور و رعایت این همه جزئیات که به آن اشاره کردید نه ویژگی، نه امتیاز، نه برجستگی نه تفاوت بلکه اصولی است که باید به طور طبیعی در هر فیلم رعایت شود. رعایت نشدن این نکتههای بدیهی در کارهای دیگر برای من جای تعجب دارد.
من برخلاف عادت خودم کاری انجام نمیدهم. مگر قرار است در فیلم غیر از این باشد؟ فضای فیلم باید برای مخاطب قابل باور و زنده باشد. اگر غیر از این باشد غیرطبیعی است. من در زندگی عادی این نگاه را دارم. اگر نخواهم واژه موشکافانه و دقت را به کار ببرم، باید بگویم خیلی جزئینگر هستم.
فکر میکنم استناد به «چرند پرند» علامه دهخدا میتواند صحیحترین راه برای ردیابی گویشهای آن دوران باشد. در «روزگار قریب» هم از هیچ چیز نگذشتیم. گرچه در مورد پوشش شخصیتها در مواردی ناچار به تحریف شدیم، اما این تحریف را به عنوان توافقنامهای بین فیلم و تماشاگر پذیرفتیم.
متاسفانه این مسئله را به ناچار پذیرفتیم و چارهای جز تن دادن به آن نداریم. به نظرم این مسئله یک تحریف بسیار قطعی در سینمای ایران است و مسئولان باید برای آن راه حل پیدا کنند، چرا که با وجود تمام کوششها و قدرت فضاسازی به هر حال باور تماشاگر را مخدوش میکنیم.
وقتی زنان درباری را با لباسهایی که هیچ تناسبی با واقعیت ندارد تصویر میکنیم همه چیز حالت مضحکه پیدا میکند و تمام رشتههای فیلمساز پنبه میشود. تنها تحریف ما در مجموعه «روزگار قریب» مربوط به لباس زنان در خلوت آنها بود که به عنوان شرط پذیرفتیم.
با وجود دقت بسیار شما در فیلمنامه، کارگردانی، هدایت بازیگران، میزانسنها و ... این دقت در طراحی لباس دیده نمیشود و حتی برخی مواقع شاهد پالتوها و کیفهای امروزی هستیم.
ـ من این مسئله را نمیپذیرم، چرا که همه چیز به دقت مطالعه، انتخاب و استفاده شده است. صحبتهای شما چقدر مبتنی بر تحقیق است؟ در مجموعه «روزگار قریب» سعی کردیم گاف ندهیم و خطا نکنیم. همه چیز با مطالعه انتخاب شد و از این لحاظ خیال شما راحت باشد!
كيانوش عياري در اين خصوص كه در «روزگار قریب» خیلی ریز و ظریف به جزئیات زندگی دکتر قریب اشاره میشود. تا چه حد به مستندات وفادار بودید و چقدر برای اضافه شدن بار دراماتیک قصه از تخیل بهره بردید؟ افزود: بخش زیاد وقایع موجود در زندگی دکتر قریب نبود و او هم مثل هر آدم دیگر زندگی ساده و بدون ماجراجویی داشت. ضمن اینکه فعالیتهای سیاسی علنی هم نداشت. بخش زیاد وقایع برگرفته از تخیل است، اما قرار نبود خیالپردازی درباره زندگی دکتر قریب خلایی در باورها و منش او ایجاد کند.
كارگردان روزگار غريب همچنين درباره اينكه ریتم روایت قصه در «روزگار قریب» آرام و هر قسمت 50 دقیقه است. با توجه به کم حوصله بودن مخاطبان تلویزیون فکر نمیکردید انتخاب چنین ریتمی ریسک است و مخاطبان نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند؟ تصريح كرد: تماشاگر به ریتمهای سریع و ضربتی و گاهی اوقات به تدوینهای یوزپلنگی عادت دارد، اما این تمام نیاز تماشاگر نیست و میتوان وجوه دیگر کار را تقویت کرد. ریتم لزوماً عاملی برای نگه داشتن تماشاگر نیست، گرچه موردی نیرومند است، ولی چیزهای دیگر هم هست.
قابل باور بودن فضا و انرژی که به مخاطب منتقل میشود، انگیزه کمی نیست. باید اعتراف کنم بیشترین ریسک من برای ساخت این مجموعه انتخاب ریتم بود. تلاش کردم این ریتم تحت هیچ شرایط از آرامش نیفتد و حتی در اندک صحنههای اکشن یا وقایع ملتهب باز هم وقار ریتم کار را فدای موجودی صحنه نکنم.
تمام این موارد در «روزگار قریب» باعث شده احساس نکنیم کاری با موضوع تاریخ معاصر میبینیم، بلکه شاهد نوعی رئال اجتماعی هستیم.
عياري همچنين درخصوص بيشتر شدن مدت زمان «روزگار قریب» ميگويد: نه این اتفاق نمیافتد. وقتی قرار شد مجموعه پخش شود به ناچار تصویربرداری را در رامسر متوقف کردیم و به تهران آمدیم. اخیراً نیز به شمال رفتیم و تصویربرداری بخشهایی را انجام دادیم که هنوز تمام نشده بود.
عياري همچنين درباره اينكه غیر از مهدی هاشمی، مهران رجبی و چند نفر دیگر بقیه بازیگران مجموعه چهرههای مطرح نیستند چنين ميگويد: مهمترین عامل برای انتخاب بازیگر، تطابق فیزیکی با چیزی بود که در ذهن داشتم و بعد از آن استعداد و خصوصیات اخلاقی او. من به سمت کسی میروم که با ذهنیت من تطابق داشته باشد.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به اینکه برای «روزگار قریب» پنج سال وقت صرف کردید، فکر میکنید مجموعه چه جایگاهی در کارنامه شما دارد؟
راضی هستم، چرا که فرصتی برای سرمایهگذاری روی نگاهی بود که به آن اعتقاد دارم، نگاهی که سعی کردم با فیلم «بودن و نبودن» آن را به بیشترین شکل برسانم. زدودن تمام پیرایههای نمایشی در تمام سطوح کار از جمله بازی، داستان، شیرینکاریها و کنترل کردن التهابی که میتواند تماشاگر را آشفته کند یا تحت تاثیر قرار دهد.
استفاده کم از موسیقی و در عین حال محدود کردن رنگآمیزی. در فیلم «بودن و نبودن» فیلمبرداری، نورپردازی، صحنهآرایی، صدا و... به شکلی هارمونیک همدیگر را تکمیل میکند و هیچکدام از این سطوح اجازه ندارد ساز جداگانه بزند و نیرومندتر از هارمونی لازم فیلم باشد.
- پرواز با سيمرغ 27 - ۸۷/۹/۱۶
- بلاتكليفي طرحهاي سينمايي من و مهرجويي - ۸۷/۹/۱۳
- ورود به عرصه ورزش و روزنامهنگاری - ۸۷/۹/۱۲
- شهرت خوب است اما سرعت فرصت را کند میکند - ۸۷/۸/۲۲
- همواره در كنار ملت عراق هستيم - ۸۷/۱۰/۱۶
- تدوين ساز و كاري براي انتخابات آينده رياست جمهوري - ۸۷/۱۰/۱۶
- شميم محرم در ايران - ۸۷/۱۰/۱۶
- مراكز معاينه فني خودرو تا ظهر تاسوعا باز است - ۸۷/۱۰/۱۶
- آمادگی آتشنشانان تهرانی برای اعزام به غزه - ۸۷/۱۰/۱۶
- هاشمي: غيرواقعي بودن آمار ارائه شده درباره مترو - ۸۷/۱۰/۱۶
- روابط عمومي و اعتبار سازمان - ۸۷/۱۰/۱۶
- ایران را با سیاست چماق و هویچ متعادل کنیم! - ۸۷/۱۰/۱۶
- طرح تحول اقتصادی؛ آری یا نه؟ - ۸۷/۱۰/۱۶
- اعلام همدردي كنفدراسيون روابطعمومي كشورهاي اسلامي با مردم غزه - ۸۷/۱۰/۱۶
- مراكز همسريابي باعث ايجاد آسيبهاي اجتماعي - ۸۷/۱۰/۱۶
- بيشترين افت دانش آموزان در سال اول راهنمایی - ۸۷/۱۰/۱۶
- طرح «سرباز مهرباني» دور از شئونات دوره سربازي است - ۸۷/۱۰/۱۶
- «سير» براي سرطان و كلسترول بالا موثر است - ۸۷/۱۰/۱۶








