سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷
انگيزه لازم براي تاليف ادبيات بومي ارتباطات وجود ندارد

تركيب ميهمانان ميزگرد با وسواس انتخاب شد. فاصله ميان نهادهاي آموزش ارتباطات در ايران گاهي براي هر ناظري آن‌قدر نگران‌كننده مي‌شود كه به‌نظر مي‌رسد ميان استادان و گروه‌هاي آموزشي فاصله بسياري است.
با توجه به اين فضا، نخستين ميزگرد گروه رسانه به «ادبيات ارتباطات» در ايران اختصاص يافت و سه چهره پيشكسوت و صاحب‌نظر آكادميك از سه قطب آموزش ارتباطات ايران دعوت روزنامه را به گرمي پذيرفتند.
دكتركاظم معتمدنژاد، پدرعلوم ارتباطات ايران و استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبايي؛ دكتر سيدوحيد عقيلي، استاد دانشگاه آزاد اسلامي و رئيس دانشكده علوم انساني و اجتماعي واحد علوم و تحقيقات و دكتر عليرضا دهقان، استاد دانشگاه تهران و مديرگروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي اين دانشگاه، سه ميهمان ويژه روزنامه بودند كه در يك ظهر تابستاني و پس از بازديد از بخش‌هاي مختلف روزنامه، به پرسش‌هاي همشهري‌عصر درباره وضعيت ادبيات ارتباطات در ايران پاسخ گفتند. بخش اول اين ميزگرد را در اين شماره و بخش دوم آن را نيز هفته آينده در همين صفحه مي‌خوانيد.
بحث ما ادبيات ارتباطات در ايران است؛ با توجه به بحث‌هاي مطرح‌شده درباره جهاني‌سازي توجه به فرهنگ بومي مي‌تواند در مباحث مربوط به روزنامه‌نگاري با توجه به قابليت‌هاي فرهنگ‌سازي آن مورد توجه قرار گيرد. در سال‌هاي اخير شاهد رشد قابل‌توجهي در ادبيات ارتباطات ايران به لحاظ تعداد كتاب‌هاي منتشر شده بوده‌ايم.
اما قسمت عمده اين مباحث، رنگ بومي ندارند و بيشتر آثار ترجمه هستند و يا از روي هم تاليف مي‌شوند. پيش‌فرض ما بر اين است كه ادبيات ارتباطات در ايران غني نيست و كتاب‌هاي موجود رنگ بومي ندارند و تكرار مي‌شوند. با توجه به اين شرايط قصد ما بر اين است كه با اين پيش‌فرض، از ديدگاه سه پيشكسوت ارتباطات وضعيت موجود را مورد بررسي قرار دهيم.
دكترمعتمدنژاد: در اين زمينه ما در واقع با شرايطي ناخواسته برخورد كرديم. تعطيل شدن رشته ارتباطات در دانشگاه‌ها به‌دنبال انقلاب فرهنگي، لطمه بزرگي به كار روزنامه‌نگاري در ايران وارد كرد و سال‌ها طول كشيد تا ما توانستيم اين لطمه را جبران كنيم و شايد بتوان گفت هنوز هم به‌طور كامل جبران نشده است. تنها در سال ۱۳۶۸ بود كه علوم ارتباطات از يك گرايش ۳۷ واحدي به دو گرايش روزنامه‌نگاري و روابط عمومي ارتقا يافت. درتمام اين سال‌ها امكان تاليف و يا ترجمه جديدي پيدا نشد، چون درسي نبود كه به خاطر آن درس، كتابي تاليف شود. در فاصله سال ۱۳۵۰تا ۱۳۵۶ كه چهارمين سال تاسيس دانشكده بود، ۳۴ كتاب منتشر شده بود. اين كتاب‌ها فقط كتاب‌هاي روزنامه‌نگاري را شامل نمي‌شد و كتاب‌هاي نگارش فارسي، افكار جمعي، مسائل اقتصادي ايران و مديريت و روابط عمومي مورد نياز براي دانشكده را دربرمي‌گرفت و موفقيت بزرگي به شمار مي‌رفت.
پس از تاسيس دوره كارشناسي‌ارشد و دكترا با همكاري فارغ‌التحصيلان داخلي و خارجي سعي شد خلأهاي موجود پر شود. خوشبختانه پس از تاسيس رشته ارتباطات در دانشگاه تهران، آزاد، امام‌صادق، چهار دانشگاه در تهران پيگير مسائل علوم ارتباطات شدند كه امكان اينكه گام‌هاي بهتري برداشته شود، فراهم آمد. همانطور كه اشاره كرديد منابع درسي و ماخذ علمي ما در حوزه علوم ارتباطات بايد بيشتر با نيازهاي ما در سطح داخلي و خارجي سازگار باشد.
ترجمه‌هاي زيادي انجام شده است كه كارهاي خوبي هستند، اما كافي نيستند و در كنار اين كار بايد به تاليف بيشتر پرداخت. اين چهار دانشگاه بايد در اين زمينه اهتمام بيشتري بورزند و استادان را به تاليف آثار جديد ترغيب كنند و شرايطي را فراهم كنند كه اجبار ساعات طولاني تدريس در هفته مانع تحقيق و مطالعه همكاران دانشگاهي نشود و بتوانند به تاليف آثار مورد نياز بپردازند.
دكتردهقان: اصل مطلب درست است و در ادبيات رسانه‌اي ما به‌طور كلي و به‌طور اختصاصي، در تحقيقات و تاليفات و ترجمه‌ها و مقالات و آنچه مي‌تواند ابزار و محتواي آموزش قرار گيرد، دچار كمبود هستيم. آقاي دكتر معتمدنژاد به برخي از اين دلايل اشاره كردند. مسئله ديگر اين است كه روزنامه‌ مانند هر نهاد تمدني ديگر، وارداتي است و نهادي بومي نيست و شايد در مقايسه با برخي كشورهاي همجوار و قابل قياس با ما، حتي تاخر زماني در ورود اين پديده‌ به‌عنوان يك حرفه و سازمان حرفه‌اي، وجود داشته است. اينكه مي‌گوييم وارداتي است منجر به اين مي‌شود كه آموزش، تحقيقات و توليدات مربوط به محتوايش نيز ابتدا مي‌تواند وارداتي باشد. مسئله ديگري كه ضعف توليدات روزنامه‌نگاري را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد، تاثيرپذيري از كار سياسي است. روزنامه‌نگاري به‌طور ذاتي يك كار سياسي است و از تغييرات دولت‌ها و مديريت‌ها تاثير مي‌پذيرد و بنابراين آموزش، توليدات و منابع آموزشي آن نيز تاثير مي‌پذيرد.
نكته ديگر كوچك بودن مراكز آموزش روزنامه‌نگاري و مطبوعات است. در حال حاضر چند مركز خوب داريم. دانشگاه علامه كه پرسابقه‌ترين مركز آموزش روزنامه‌نگاري است و دركنار آن دانشگاه تهران و آزاد و برخي مراكز ديگر شكل گرفته‌اند، اما در مقايسه با جمعيت كشور ما و قياس با ديگران، نهاد آموزش روزنامه‌نگاري ما به‌ويژه در شهرستان‌ها نياز به توسعه بيشتري دارد، اما به هر حال اين گسترش، پتانسيل بيشتري را براي توليد منابع فراهم مي‌آورد.
مسئله ديگري كه بايد به آن اشاره كنم اين است كه اصولا توليد كتاب به‌صورت كلي «توليدي» است كه ما در آن دچار ضعف هستيم. در مقايسه با تيراژ كتاب و اقتصاد و سازمان توليد آن در كشورهاي ديگر، دچار كمبودهاي بسياري هستيم. ميزان حق تاليف و ترجمه در قياس با زحمتي كه در اين كار وجود دارد، به هيچ عنوان قابل قياس نيست. ممكن است يك سال زمان صرف تاليف يا ترجمه يك كتاب مناسب شود، اما به نسبت اين زمان حق‌الزحمه كافي پرداخت نمي‌شود و بيشتر انگيزه‌هاي غيرمادي سبب پيشبرد امر تاليف و ترجمه مي‌شود. در همين زمينه مراكزي نظير مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها در يكي دو دهه گذشته فعال بوده‌اند و اگر چنين مراكزي نبودند شايد بسياري از توليدات كنوني ما كه آن را كم و غيربومي مي‌دانيم، نيز وجود نداشتند.
در عين حال مي‌بايستي پشتيباني بيشتري از چنين مراكزي صورت مي‌گرفت و بيشتر مورد حمايت دولت قرار مي‌گرفتند و چندين مركز نظير اين، با پشتوانه‌هاي مالي قوي‌تر شكل مي‌گرفتند تا شاهد توليدات بيشتري باشيم.
اينكه مطرح كرديد ادبيات ما بومي نيست، به‌نظر من اين تا حدي به اين باز مي‌گردد كه آموزش ما با بازار در ارتباط نيست. به‌ويژه در رشته‌هايي مثل مديريت رسانه‌ها كه بين‌رشته‌اي هستند، علاوه بر همكاري صورت گرفته ميان دپارتمان‌هاي مختلف، يك رفت‌وآمدي ميان مراكز كسب‌وكار و آموزش رسانه‌اي وجود دارد و مدرسان اين دوره‌ها داراي سوابقي در كار عملي رسانه‌اي هستند.
برعكس، كساني هم بوده‌اند كه دوره‌هاي دانشگاهي ديده بوده‌اند و توليدات آنها توليد نظري صرف نيست و به واسطه رفت‌وآمد ميان آموزش نظري و مراكز كسب‌وكار به دست آمده ‌است. فعاليت‌هاي روزنامه همشهري در ايجاد سازمان‌هاي اقماري و به‌طور خاص، تاسيس مركز آموزش روزنامه‌نگاري همشهري باعث مي‌شود كه ارتباط ميان دانشگاه و محيط كار بيشتر شود و توليدات مربوط به اين حوزه با اين نگاه كه بتوانيم مشكلات و مسايل خود را در اين آثار ببينيم، انجام خواهند شد.
دكتر عقيلي: نكات برجسته و قابل توجهي را همكاران بزرگوار فرمودند؛ به‌نظر بنده قسمتي از اين رخوت و عدم‌توليد كه به آن اشاره شد، به وضعيتي كه ما در آن هستيم، بازمي‌گردد و محدود و منحصر به رشته ارتباطات نيست، ما به‌طور كلي در رشته علوم‌رفتاري و علوم‌انساني ‌و ‌اجتماعي و در بقيه رشته‌ها هم با چنين رخوتي روبه‌رو هستيم.
يعني در طول دهه‌هاي گذشته متأسفانه كمتر شاهد اين بوديم كه يك جامعه‌شناس و يا يك روان‌شناس ايراني نظريه جديدي را مطرح كند يا يك فصل جديدي را باز كند كه در سطح منطقه يا در سطح جهان زبانزد شود.اما درخصوص ذات رشته ارتباطات اجتماعي واقعيت اين است كه في‌نفسه ذات رشته ارتباطات اجتماعي در دنيا دچار بحران است و آن بحران اين است كه خود رشته ارتباطات يك پايه تئوريك واحد و مشخص ندارد، يعني ما اگر مروري بر تئوري‌هاي ارتباطات در سال‌هاي گذشته داشته باشيم، مشاهده مي‌كنيم كه در سطح توليد كشورهاي ديگر هم كمتر شاهد آنچه به‌عنوان پايه اصلي ارتباطات باشد، هستيم و به جاي آن در دهه‌هاي گذشته آن پيوندي كه هربرت شيلر درباره آن سخن گفته است، بين اقتصاد، رسانه و ارتباطات ايجاد شده است.
امروزه توليد اطلاعات چيزي است كه در دنيا روي آن تأكيد مي‌شود، به نحوي كه در حال حاضر چيزي حدود 160 شركت بزرگ دنيا كارشان توليد اطلاعات است. بنابراين يك رخوتي هم در خود علم ارتباطات در سطح بين‌المللي هست و ما در كشورهاي ديگر هم كمتر مي‌بينيم كه تئوري‌هاي جديدي مطرح ‌شده باشد. اما بحث بومي‌سازي مطرح شده است و جاي اين پرسش وجود دارد كه در دهه‌هاي گذشته رشته ارتباطات اجتماعي چه كمكي توانسته در حل مشكلات اجتماعي ما انجام دهد. در اين مورد هم متأسفانه نقطه‌نظرها و نظريه‌پردازي‌ها بسيار كم بوده‌اند.
فكر مي‌كنم در سال‌هاي گذشته حوزه روزنامه‌نگاري پيشرفت‌هاي خوبي داشته است. اگر رشته علوم ارتباطات اجتماعي را به زير مجموعه روابط ‌عمومي، تبليغات و روزنامه‌نگاري تقسيم‌بندي كنيم، در دهه‌هاي گذشته تعداد تاليفاتي كه در حوزه روزنامه‌نگاري انجام شده‌ است، بيش از حوزه ارتباطات بوده و خود ارتباطات مغفول مانده ‌است.
ادامه دارد

جدیدترین اخبار
- عدم رضايت مقامات اسراييلي از استقرار رادار آمريكا - ۸۷/۷/۱۷
- عراق و آمريكا در آستانه نتيجه‌گيري درباره توافقنامه امنيتي - ۸۷/۷/۱۷
- ورزش بدون سازمان تربيت بدني موفق تر است - ۸۷/۷/۱۷
- تاكتيك بازي‌مان از اين پس متفاوت خواهد شد - ۸۷/۷/۱۷
- جاي سريال‌هايي نظير « روز حسرت» خالي بود - ۸۷/۷/۱۷
- انتقاد از اعطاي 100 ميليون تومان به نمايندگان - ۸۷/۷/۱۶
- حضور در انتخابات بدون اهتمام به قانون اساسي بي معناست - ۸۷/۷/۱۶
- با برخي نظرات آقاي مظاهري مخالفت جدي دارم - ۸۷/۷/۱۶
- برج ميلاد؛ ميلاد كارآمدي - ۸۷/۷/۱۶
- ربات‌هاي ايراني به كارگاه فرش بافي مي‌روند - ۸۷/۷/۱۶
- ماليات بر ارزش افزوده نبايد تورم جديدي ايجاد كند - ۸۷/۷/۱۶
- گفت‌وگو با خالق طنز برج ميلاد - ۸۷/۷/۱۶
- برج ميلاد در مالكيت شهرداري تهران باقي مي‌ماند - ۸۷/۷/۱۶
- « بينش ديجيتالي» پايه و اساس «روابط عمومي ديجيتالي» است - ۸۷/۷/۱۶
- روابط عمومي آرماني؛ گذر از ارتباط الكترونيك به ارتباطات سايبر - ۸۷/۷/۱۶
arman-prsamp.gif radio_8thart.jpg صفحه اول
advertisement