پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷
ارتباطات جذاب براي رهبران فردا

رمز شماره 4: متنفذين الكترونيكي اخبار دست اول داخلي را برملا مي‌سازند.
متنفذين الكترونيكي قبل از مبادرت به خريد جديد، تكاليف خود را انجام مي‌دهند.
هشتاد و چهار درصد حيرت‌آوري از متنفذين الكترونيكي در سال گذشته پيام‌هاي مربوط به خدمات را برروي وب سايت‌هاي مربوط به آرا و نظرات عمومي خوانده‌اند. بسياري از متنفذين الكترونيكي از سايت‌هايي چون Amazon.com , Epinions.com و planet feed back.com استفاده مي‌كنند.
بدون در نظر گرفتن اينكه مراجعات آنها به وب سايت‌هاي آرا و نظرات عمومي، متنفذين الكترونيكي را نمي‌توان بنابر آرا و نظراتي كه توسط متخصصان ارسال شده است، فريب داد. تقريبا از ده متنفذ الكترونيكي 7 تا گزارش مي‌دهند كه اگر درباره مشروعيت يك عقيده از آنها سوال شد، آنها از طريق ساير منابع آن لاين و آف لاين به كنترل دقيق اطلاعات بالقوه سوال‌برانگيز خواهند پرداخت (72% كنترل دقيق آف لاين و 69% كنترل دقيق آن لاين). شركت‌ها مي‌توانند با گنجاندن اطلاعات آن‌لايني كه كيفيت محصولات و خدمات آنها را ارزيابي مي‌كند، برروي وب سايت‌هايشان و متصل كردن آن با ساير منابع خارجي كه اين آمارها را در اختيار قرار مي‌دهند، درباره دقت و صحت اين‌گونه اطلاعات اطمينان دهند.
راز شماره 5: متنفذين الكترونيكي براي وب سايت‌هاي شركت‌ها ارزش قائلند:
وب سايت‌هاي شركت‌ها متنفذين الكترونيكي را به خود جلب مي‌كنند. در بخش‌‌هاي بسيار متنوع – تكنولوژي، خرده فروشي، مالي، دارويي و مربوط به خودرو – متنفذين الكترونيكي بيش از هرچيز و به‌طور گسترده از وب‌سايت‌هاي شركت‌ها به عنوان سرويس‌هاي اطلاعاتي و منبع اطلاعات آن لاين درباره برند و كالا استفاده مي‌كنند.
متنفذين الكترونيكي براي كسب اطلاعات صنعتي تمايل بيشتري به مراجعه به وب‌سايت‌هاي شركت‌ها دارند تا مجلات آن لاين و يا وب‌سايت‌هاي آرا و نظرات. به اين دليل كه متنفذين الكترونيكي مي‌توانند به عنوان اسفنج‌‌هاي اطلاعاتي رده‌بندي شوند، شركت‌ها بايد يك سيستم بازيابي اطلاعات ساده و روشن براي خدمات و توليداتي كه برروي وب‌سايت‌هايشان نشان مي‌دهند، به وجود آورند و آن را توسعه دهند.
راز شماره 6: متنفذين الكترونيكي آماده پذيرش تعهد و مسئوليت هستند.
متنفذين الكترونيكي به كمپين‌هاي پست الكترونيك پاسخ مي‌دهند. هرچند متنفذين الكترونيكي از اي‌ميل‌هاي درخواست نشده انتقاد مي‌كنند – 94% آنها را حذف كرده‌اند و 72% درخواست كرده‌اند كه از فهرست پستي برداشته شوند – ليكن يك گروه مهم اقدام مقتضي را به عمل مي‌آورد.
تعداد قابل توجه نود درصدي از متنفذين الكترونيكي گزارش مي‌دهند كه آنها اي‌ميل‌هاي درخواست نشده‌اي كه از سوي منابع شناخته شده به آنها ارسال شده و آنها به آن اطمينان دارند را مي‌خوانند.
يك نيروي موثر درپس تصميم متنفذين الكترونيكي براي باز كردن اي‌ميل‌هاي درخواست نشده، آشنايي با برند شركت است. به دليل آنكه يك برند تحسين شده به واسطه نامش توانايي آن را دارد كه متنفذين الكترونيكي را ترغيب به فعاليت‌هاي قاطعانه كند، شركت‌هايي كه داراي وجهه و اعتبار خوبي هستند در ارائه پيام‌هايشان موفق‌تر خواهند بود.
بيش از يك سوم (39%) از متنفذين الكترونيكي پس از باز كردن يك اي‌ميل درخواست نشده از يك وب‌سايت جديد بازديد كرده‌اند. درحدود يك پنجم (21%) مشترك يك خبرنامه شده‌‌اند يا اي‌ميلي را براي شخص ديگري ارسال كرده‌اند. اين يافته‌ها نشان مي‌دهند كه دلارهاي بازاريابي بيشتر صرف ايجاد اطمينان در مورد برندها به صورت آن لاين و آف لاين مي‌شود تا اينكه فقط بازديدكنندگان را بدون هدف مشخصي جلب وب سايت‌ها كنند.
تاثير ژرف اين گروه از زنان و مردان پرتوان مي‌تواند برندي را ايجاد يا نابود سازد، موجب حمايت و يا عدم حمايت از موضوعات تجاري يا مسائل مربوط به مشتري شود و در مورد رويدادهاي پيش‌آمده بصيرتي ايجاد كند. در مورد شركت‌ها و بازاريابان اين ضرورت وجود دارد كه اطمينان، موافقت و حمايت متنفذين الكترونيكي را به دست آورند. تاثير متنفذين الكترونيكي در اطراف و اكناف به اثبات رسيده است.
در اين دنياي پيچيده، يك فرد نه تنها مسير رسانه‌هاي سنتي بلكه طرز شكل‌گيري افكار عمومي را نيز بايد دريابد. در اين مورد دانستن اين نكته ضروري است كه اطلاعات با سرعت نور در حركتند. بنابراين، يك شركت جهاني كه توجه خود را معطوف كمك به شكل‌گيري آرا و نظرات يك شركت و يا پرداختن به يك بحران كرده است، بايد دريابد كه مسائل و موارد بلافاصله رخ مي‌دهند. هر بخشي از اطلاعات در خلال ثانيه‌ها پيامدهاي جهاني دارند. آنگاه، يك شركت روابط عمومي نه تنها بايد به رسانه‌هاي سنتي، روزنامه‌ها، تلويزيون و راديو، بلكه به اينترنت و پيامدهاي آن نيز بپردازد.
عصر جديد مديريت
ما وارد دوره‌اي شده‌ايم كه روابط حرفه‌اي به روش‌هاي جديد و مهيج مجددا مورد بررسي قرار مي‌گيرند و شكل تازه‌اي نيز به خود مي‌گيرند. سرعت تغيير هميشگي است و جلوتر از سرعت نور در حال حركت است.
شرايط همواره بي‌ثبات اقتصادي و اينترنت براي هميشه پويايي شناسي رابطه كارمند – كارفرما را تغيير داده است. شركت‌‌هايي كه ممكن است يك وقتي سهم بازار، دارائي‌هاي ملموس و غيرملموس و سهم مالكيت برند خود را بديهي فرض كرده بودند – كه مهمترين آن كارمندانشان هستند- هم‌اكنون شركت‌‌هايي هستند كه مستقيما با رقباي جديد بر سر سهم بازار و با استعدادترين افراد رقابت مي‌كنند.
انتظارات مشتري، مراجع و كارمند به ميزان زيادي افزايش يافته است و در اين فرآيند آنها الگوهاي جديد كاري، سبك‌هاي مديريتي و روش‌هاي ترغيب و تهييج كاركنان را به وجود مي‌آورند.
هم‌اكنون ما بايد فراتر از محك زده و اطمينان يافته به پيش رويم، وقت آن رسيده است كه اگر خواهان حفظ مستعدترين افرادمان و تقليل هزينه بالاي نقل و انتقال كاركنان هستيم بايد درباره نحوه مديريت مان و هدايت مردم تجديدنظر كنيم. به نظر مي‌رسد گويي روزهاي «مديريت اره زنجيري» گذشته است، و كمي مهربانانه‌تر، آنچه بدان نياز داريم رويكردي فردي در زمينه مديريت است.
در كتابي كه به كمك همسرم نوشته‌‌ام – كره بادام زميني و مديريت ژله‌اي: داستان‌هايي از والدين، آموزه‌هايي براي مديران – ما آموزه‌هاي شخصي را كه از تربيت فرزند تا شرايط مديريت در محل كار آموخته‌ايم به كار مي‌بريم. اين شيوه جديد مديريت به عنوان جايگزيني براي شيوه‌هاي سنتي موقعيت‌هاي بهتر در شركت براي جلب و حفظ مستعدترين افراد و تقليل هزينه‌هاي بالاي نقل وانتقال كاركنان كه مي‌تواند هزينه‌اي معادل 150% حقوق يك كارمند از كار بركنار شده را در بر داشته باشد، به كار مي‌رود.