یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷
مجلس هشتم، رسانه ملي و معضل مزاحمان خياباني و غيرخياباني

فيلم مستند «مزاحمت در اتوبوس» که يکشنبه 26 خرداد در برنامه جسورانه و استثنايي «چراغ خاموش» پخش شد، نشان داد که بانوان گاهي در اتوبوس شرکت واحد هم از مزاحمت‌هاي بي‌شرمانه در امان نيستند.
قطعا نيروي انتظامي نمي‌تواند در هر کوچه و خيابان و در هر اتوبوس مأمور بگذارد و اگر هم چنين کند و مزاحمان را بازداشت کند مجازات بازدارنده‌اي وجود ندارد. به ويژه آن‌كه مجازات زندان هم رو به کاهش است. فرض کنيم يک مزاحم را دستگير کرده و او را زنداني هم بکنند. تازه ترسش از زندان رفتن هم مي‌ريزد، ضمن آن‌كه روشهاي جديد انجام جرم را هم در آنجا آموخته و دوستان متخلف جديدي نيز پيدا مي‌کند.
با اين اوصاف، يک مزاحم خياباني از چه چيز بايد حساب ببرد و چه راه‌حل‌هايي براي اين معضل وجود دارد؟ بديهي است که براي مشکلات اجتماعي منحصر دانستن راه‌حل‌ها در يکي دو راه معقول نيست. اما با توجه به اوضاع کنوني، راههاي مؤثر و فوري مورد نياز است و به نظر مي‌رسد که اعمال دو روش کاملا راهگشاست. اگر در سال 58 به سر مي‌برديم شايد راه‌حل‌هاي ديگري در اولويت بود.
«راه اول» از طريق تلويزيون قابل انجام است، مشروط به تصويب يک قانون در مجلس هشتم. رسانه ملي نشان داده است که هر گاه بخواهد، مي‌تواند موجي در کشور ايجاد کند و اين قدرت معمولا در چند هفته به انتخابات به نمايش در مي‌آيد. پيشنهاد اين مقاله اين است که اين بار نه براي يک امر سياسي، بلکه براي آرامش رواني مردم چنين بسيجي در رسانه ملي صورت گيرد.
با کمک نيروي انتظامي، در «سراسر کشور» از مزاحمان خياباني به نحو نامحسوس تصوير برداري شده و «بدون پوشاندن چهره» نمايش داده شوند. تصور کنيد که برنامه‌اي مثلا تحت عنوان «مزاحمان خياباني خود را ساعت 10 شب ببينند» چند روز در هفته پخش شود و تصاوير مزاحمان در بيابان و خيابان و بعضا با طعمه‌گذاري، از مناطق دور و نزديک و کوچک و بزرگ، از آق قلا گرفته تا فسا، و از سنندج گرفته تا طبس پخش شود، آنگاه معلوم مي‌شود که تاکنون از چه نيروي عظيمي براي ايجاد آرامش رواني مردم استفاده نشده است. اگر چنين برنامه‌اي به طور جدي در سيما دنبال شود، پس از چند هفته مشکل اساسي پيداکردن سوژه خواهد بود.
چند ماه پيش، و نيز ماه گذشته، در همان برنامه «چراغ خاموش» تاثير شگرف چنين روشي ولو به طور «ناقص» ـ زيرا طبق قانون فعلي رسانه ملي مجاز به پخش چهره متهمان نيست ـ تجربه شد. در يكي از اين برنامه‌ها مزاحمان خياباني كه براي بانوان مزاحمت ايجاد مي‌كردند با پوشاندن چهره به تصوير کشيده شدند. چنان لرزه‌اي بر اندام مزاحمان افتاده بود كه به رغم اين‌كه مصاحبه‌گر بارها تأکيد مي‌کرد كه چهره شما به صورت شطرنجي نمايش داده مي‌شود به التماس افتاده بودند. مجري برنامه تعبير زيبايي كرد: اينها به صغير و كبير رحم نمي‌كنند.
راه‌حل مورد بحث، دست کم شش مزيت دارد:
1. در اين روش، اين رسانه است که با مزاحم درگير مي‌شود، نه شاکي. بسياري افراد به جهت نگراني از مزاحمت‌هاي بعدي مزاحمان و يا صرفا نداشتن وقت يا حوصله براي پيگيري‌هاي بعدي، از طرح شکايت صرف نظر مي‌کنند.
2. مردم عملا مي‌بينند که رسانه ملي و در واقع نظام اسلامي، دغدغه آرامش آنان را دارد. اين امر باعث مي‌شود اعتماد متقابل ميان مردم و مسئولان افزايش يابد و اين تصور نه چندان کم طرفدار را كه صدا و سيما تنها به هنگام راهپيمايي و انتخابات به ياد مردم مي‌افتد کمرنگ مي‌کند. حتي يک خانم بدپوشش وقتي عملا مي‌بيند مسئولان تا اين حد، دغدغه امنيت و آرامش رواني او و جامعه را دارند چه بسا خودش سعي کند با پوششي مناسب تر به حفظ اين آرامش رواني کمک کند. (البته حساب متجاهرين به فسق و معاندين که اقليت کوچکي را تشکيل داده و به هيچ صراطي مستقيم نمي‌شوند، جداست).
3. هيچ متجاوز به ناموسي با تجاوز آغاز نمي‌کند، بلکه ابتدا سر خيابان سوت زده و متلک پراني کرده اما خبري نشده است، (تنها عکس العمل، تشويق دوستانش بوده است)؛ ناموس مردم را تهديد کرده، باز خبري نشده است. دليلي نديده که پا را فراتر نگذارد. وقتي از ابتدا به کوچکترين مزاحمت‌هاي خياباني حساسيت نشان داده شود، بسياري از شروران بالقوه آينده ساخته نمي‌شوند. زيرا بر خلاف مراحل بعدي ـ که يک شرور مثلا پس از خرد کردن شيشه‌هاي مغازه‌ها و عربده کشي در محل، آبرويي ندارد که از ريخته شدن آن باکي داشته باشد ـ در مراحل اوليه معمولا همه افراد به آبروي خود حساسند.
4. مسئولان قضايي تأکيد زيادي بر کاهش مجازات زندان دارند، گرچه درباره مجازات‌هاي جايگزين سخن روشني نمي‌گويند. اين روش علاوه بر آن‌كه آمار اين مزاحمت‌ها را که گاهي به چاقو کشي و قتل هم منجر شده به شدت کاهش مي‌دهد، مستلزم دستگيري يا زنداني کردن نيست.
5. نسل کودک و نوجوان کنوني وقتي مي‌بيند مزاحمت خياباني آنقدر عمل زشتي است که تلويزيون کشور چنين نسبت به آن حساس است، خود به خود در مورد رفتار اجتماعي درس بزرگي مي‌گيرد. با اجراي چنين طرحي، تصور نسل آينده از تخلف، متفاوت از تصور نسل امروز خواهد بود. (نسل امروز مي‌بيند پس از ربودن يک يا چند دختر جوان با قمه و کشف فيلم تعرض در موبايل و بلوتوث کردن آن در مترو و حتي اقدام قرباني نگون بخت به خودکشي، باز هم دستور ويژه‌اي براي رسيدگي صادر نمي‌شود و از اعلام مجازات متجاوز خبري نيست و بايد لابلاي روزنامه‌هاي چند سال آينده به دنبال نتيجه پرونده گشت. طبيعي است که متلک پراني نزد برخي افراد از اين نسل يک تفريح به حساب آيد).
6. اين روش بدون کمک قوه قضائيه انجام مي‌گيرد و اين باعث مي‌شود دستگاه قضايي براي رسيدگي به پرونده‌هاي مهمتر مجال بيشتري داشته باشد.
البته يک نکته را نبايد از نظر دور داشت و آن اين است که مردم را نمي‌توان از ابتدا و با شتاب به دو دسته مزاحم و غير مزاحم تقسيم کرد. بسياري از کساني که ما «مزاحم» مي‌ناميم به دليل نداشتن تربيت صحيح و يا عدم توجه به زشتي آنچه انجام مي‌دهند چنين رفتاري از خود بروز مي‌دهند و در واقع کسي آنان را آگاه نکرده است. (برخي از متلک‌پرانان امروز، وقتي ازدواج مي‌کنند تازه مي‌فهمند که مزاحمت براي ناموس مردم چقدر زشت بوده است). بسياري از اين افراد چه بسا با نصيحت مشفقانه از اقدامات خود دست بردارند. بنابراين عملي کردن پيشنهاد فوق بايد پس از دادن آموزش کافي از سوي رسانه ملي و با اعلام قبلي انجام شود.
حال اين راه‌حل را ـ که در مورد همه نوع برهم زنندگان آرامش مردم در جامعه قابل اجراست ـ با راه‌حلي که اخيرا در مورد معضل آسيب رساندن به ورزشگاه‌ها پيشنهاد شده، مقايسه کنيد. تماشاگري که ممکن است حتي به خراش ماشينش بسيار حساس باشد صندلي ورزشگاه را مثل آب خوردن از جا مي‌کند. راه‌حل ارائه شده توسط يکي از مسئولان اين است: «صندلي‌هاي ورزشگاه آزادي ضد ضربه مي‌شود» (شبکه خبر، 4 ارديبهشت 87)؛ يعني معلوم شده است که اشکال از صندلي‌ها بوده است و هيچ فکري براي متنبه کردن متخلف نمي‌شود.
ادامه دارد