با اين حال، همانگونه كه در نظريه “بولدينگ” Boulding - 1959 آمده است، برداشت و درك ما از جهان البته جداي از واقعيتها مشهود، محسوس و انكارناپذير آن تعيين كننده رفتارهاست. بنابراين، اينگونه اطلاعات، روزنهاي را به دنياي افراد ميگشايد و امكان مشاهده و درك مبناي رفتاري فردي آنان را فراهم ميآورد. از آنجا پاسخ به پرسشهاي پژوهشي با كندي صورت گرفت، احتمالاً پاسخهاي ارائه شده به پرسشها با نهايت وسواس انتخاب شدهاند. براي كاهش اينگونه كمبودها از روش سه بعدي استفاده شد.
بديهي است كه بسياري از روزنامهنگاران فرآيند فعاليتهاي روابط عمومي را تبليغاتي مييابند كه برداشت مذكور از الگوي “جي.ايي.گرونيگ” تحت همين عنوان ناشي ميشود خصوصاً براي فعاليت آن دسته از دستاندركاران روابط عمومي كه در مؤسسات تجاري به كار مشغولند و انگيزه آنان براي انجام فعاليتهاي مرتبط، افزايش بازدهي و سود شركتهاي متبوع است. به اين ترتيب، به اعتقاد آن روزنامهنگاران، مطالب ارائه شده از سوي روابط عمومي اغلب اوقات داراي بافت تبليغاتي بوده و تلاشي است از سوي كاركنان روابط عمومي تا بدون صرف هر گونه هزينه به تبليغات مطالب مورد نظر خود بپردازند. در نتيجه مطالب فراهم آمده از سوي آنان را نميتوان به عنوان اطلاعات جايگزين اقتصادي مورد استفاده قرار داد. در عين حال، بررسي دقيق اطلاعات از موضوعي ديگر حكايت ميكند. به اعتقاد روزنامهنگاران شكلگيري بخشهاي ويژه در واقع ناشي از فشارهاي اقتصادي است، فشارهايي كه تعديل نيروي شاغل در بخش مطبوعات را در پي داشته است و در نتيجه براي جبران كمبودهاي موجود و تأمين نيازهاي مرتبط و جذب سود حاصله از تبليغات مجبور به استفاده از مطالبي هستند كه از سوي دستاندركاران روابط عمومي فراهم ميآيد.
اگرچه روزنامهنگاران بين آنچه كه به اعتقاد آنان داراي ارزش خبري است و براي استفاده در بخشهاي خبري مناسب هستند و در مقابل مطالب و موضوعاتي كه داراي بافت تبليغاتي هستند و در بخشهاي ويژه مورد استفاده قرار ميگيرند تمايز دقيق را ايجاد ميكنند، اما بيان اين موضوع خالي از لطف نيست كه روزنامهنگاران تمايل چنداني نداشتند كه بخشهاي مربوط به تبليغات را صرفاً با مطالب تبليغاتي كامل كنند. اين امر ممكن است از اين واقعيت ناشي شود كه استفاده از مطالب صرفاً تبليغاتي و فراهم آمده در درون نشريه باعث فرو ريختن ديوار بلند سنتي موجود بين تجارت و مراكز تجاري و بخشهاي خبري نشريات شود. از ديد بسياري از روزنامهنگاران مطالب ارائه شده از سوي روابط عمومي براي استفاده در بخشهاي ويژه مناسبتر است، زيرا اينگونه مطالب چون از بيرون ارائه ميشوند سردبيران نشريات مختلف آنها را ميتوانند كنترل كنند.
روزنامهنگاران براي تعداد بسيار محدودي از دستاندركاران روابط عمومي ارزش قائل شدند. همانهايي كه “جي.ايي.گرونيگ” آنان را روزنامهنگاران مقيم در سازمانهاي متبوع ناميد. به بيان كليتر، تنها اگر اين افراد براي مراكز و سازمانهاي دولتي كار ميكردند. اربابان جرايد آنها را به ديده روزنامهنگاران مقيم مينگريستند، زيرا گمان يا انگيزه مادي اين گروه از دستاندركاران روابط عمومي متنفي ميشد. به بيان ديگر اين امر بديهي مينمود كه حتي اگر مطالب ارائه شده از سوي دستاندركاران شاغل در مراكز غيردولتي در نهايت زيبايي تهيه و داراي ارزش خبري نيز ميبودند، باز هم مورد تأييد روزنامهنگاران قرار نميگرفتند، زيرا اين سوءظن وجود داشت كه ممكن است در مطالب ارائه شده انگيزههاي مادي و تبليغاتي وجود داشته باشد. اين يافته از ديدگاه “تراك” حمايت به عمل آورد كه پس از مطالعه در زمينه اطلاعات فراهم آمده از سوي دستاندركاران روابط عمومي دريافت كه روزنامهنگاران بيشتر ترجيح ميدهند تا مطالبي را كه خود تهيه كردهاند استفاده كنند و از سويي ديدگاه “سالوت” را نيز مورد تأييد قرار ميدهد كه طي مطالعات خمد به اين حقيقت دست يافت كه روزنامهنگاران تقريباً در هيچ وضعيتي براي مطالب ارائه شده از سوي دستاندركاران روابط عمومي ارزش خبري قائل نميشوند.
اگرچه مطالبي كه از سوي دستاندركاران روابط عمومي در مراكز و سازمانهاي دولتي تهيه و ارائه ميشود، داراي ارزش خبري باشند و به شيوه خبري و روزنامهنگاري نيز نگاشته شوند به احتمال زياد از موانع عبور كرده و در نشريات به چاپ ميرسند. هر چند در تعيين و تأييد شيوه نوشتاري معيار علمي چنداني وجود ندارد، اما در اينگونه موارد اين امر رعايت الگوهاي نوشتاري روزنامهنگاري و كسب پذيرش روزنامهنگاران ممكن است از اهميت زيادي برخوردار باشد و ميزان استفاده از مطالب ارائه از سوي كاركنان روابط عمومي را فراهم آورد. بنابراين مطالبي را كه از ديد روزنامهنگاران را استفاده از الگوي اطلاعرساني روابط عمومي نوشته شده ممكن است بتوان به عنوان اطلاعات و اخبار اقتصادي جايگزين مطالبي كرد كه توسط صنعت روزنامهنگاري و صنعت خبر فراهم ميآيند و چهارچوبي را نيز ايجاد كرد كه فرآيند مذكور در قالب دستور كار مدون صورت پذيرد.
در موارد معدودي كه از موضوعات فراهم آمده، از سوي دستاندركاران روابط عمومي به دليل كمبود و ناكافي بودن كاركنان گروه خبري استفاده شده است، تأثير فني آن نيز مشهود و بديهي مينمود. روزنامهنگاران چارهاي به استفاده از اينگونه اطلاعات نداشتند، اما در عين حال از اين بابت بسيار عصباني بودند. در اينگونه موارد، واقعيت اين است كه حتي اگر نوشتار مطالب و موضوعات به شيوهاي درست و مطابق با استانداردهاي روزنامهنگاري صورت گيرد و از ارزش خبري نيز برخوردار باشد، نه تنها باعث پذيرش بيشتر آن نميشد، بلكه با لعن و نفرين بيش از پيش روزنامهنگاران را در پي داشت. اطلاعات حاصله از مصاحبههاي به عمل آمده نشان داد كه روزنامهنگاران، صورت كنترل محتويات مطالب ارائه شده را احساس كردند و از دستاندركاران روابط عمومي كه به اعتقاد آنان تهديدي براي كنترل مذكور محسوب ميشوند، خشمگين و آزرده خاطر بودند. اگرچه بسياري از شركتكنندگان در پژوهش از آن دسته از دستاندركاراني كه به روزنامهنگاران ايدههاي متفاوت و اطلاعات بازخورد ارائه داده و امكان كنترل مطالب را براي آنها فراهم آورده و قدرداني كردند. در اينگونه موقعيتها، روابط شخصي به جاي كيفيت مطالب و موضوعات ارائه شده در تسخير دروازههاي ورود به دنياي روزنامهنگاري و چاپ مطالب فراهم آمده نقش كليدي را ايفا ميكند. يافتهاي كه با بررسي مطالعات انجام شده توسط “آرونف” در سال 1976 و “هابرمان” و سايرين در سال 1988 به دست آمد. اينگونه يافته حاكي از آن است كه حركت از داستانهاي كليشهاي به سوي شيوههاي بديع و كار گروهي ممكن است ضروري باشد؛ به ويژه براي دستاندركاران صنفي، اما اين برداشت كه روزنامهنگاران و دستاندركاران روابط عمومي از نظر قدرت با يكديگر متفاوت هستند، ممكن است اينگونه تحول را با مشكل مواجه سازد.
نتايج ارائه شده در اينجا از معدود پاسخهاي پژوهشي ناشي ميشوند. براي بررسي نتايج پژوهشي و الگوي متغير برگرفته از اطلاعات گردآوري شده از مصاحبه انجام شده در فرآيند اين پژوهش به پژوهشي ديگر نياز است كه بر اطلاعات جايگزيني روابط عمومي متمركز ميشود. نتايج حاصله، نشانگر آن است كه به نظر نميرسد روزنامهنگاري متمايل به بازار و فعاليتهاي تجاري باعث افزايش استفاده از اطلاعات جايگزيني روابط عمومي دستكم از ديدگاه مديران مسئول شود. بهنظر ميرسد كه محدوديتهاي اقتصادي بيشتر باعث ميشود كه روابط عمومي تنها در دستور كار سازمانها و مؤسسات دولتي قرار گيرد، خصوصاً مراكزي كه از روش رسانهاي و فعاليتهاي مرتبط بهره ميگيرند. براي تعيين اين نكته كه آيا اينگونه تلاشها به هنگام محدوديتهاي اقتصادي بيشتر موفقيتآميز هستند، بايد مطالعاتي در زمينه مشاهدات شركتكنندگان در پژوهش صورت گرفته و محتويات مطالب نيز مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.
ادامه دارد
- ارتباطات انساني در گفتوگو با دكتر يحيايي - ۸۷/۴/۲۵
- رسانههاي جديد و رسانه نگاري - ۸۷/۴/۲۵
- نقش اطلاعات در بازارهای دیروز و امروز - ۸۷/۴/۲۴
- انتصاب دكتر اميرمظاهري توسط رئيس واحد تهران مركز دانشگاه آزاد - ۸۷/۴/۲۴
- افزايش مناسبات تجاري ايران و چين - ۸۷/۶/۱۷
- ايجاد بستر و فضاي لازم براي بخش خصوصي - ۸۷/۶/۱۷
- درآمد 120 ميليارد توماني فرودگاهها در سال 86 - ۸۷/۶/۱۷
- افزايش 21 درصدي تولید سیمان تا مردادماه - ۸۷/۶/۱۷
- آماده سازی پایانههای تهران در ماه مبارک رمضان - ۸۷/۶/۱۷
- عبور روي پيادهروي آزادي تا دماوند،اول مهر - ۸۷/۶/۱۷
- خوبيها را هميشه به ياد داشته باشيد و بديها را ببخشيد - ۸۷/۶/۱۷
- وبلاگنويسي دوران ثبات خود را آغاز كرده است - ۸۷/۶/۱۷
- صدور بيمهنامه رايگان آتشسوزي، براي 2 ميليون منزل مسكوني پايتخت - ۸۷/۶/۱۷
- اغلب سازمانهاي ناموفق نميتوانند معايب خود را ببينند - ۸۷/۶/۱۷
- وقتي از بار سنگين گذشته آزاد شويم، ميتوانيم زندگي کنيم - ۸۷/۶/۱۷
- مرخصی زندانیان؛ زمینهای برای ارتکاب جرم مجدد - ۸۷/۶/۱۷
- الهام: دولت، مانع ازدواج مجدد بيضابطه ميشود - ۸۷/۶/۱۷
- ازدواج دختران با پسران كوچكتر از خودشان باب شده است - ۸۷/۶/۱۷








