پاسخهاي ارائه شده مؤيد كاربرد و استفاده بيشتر مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي در مقايسه با پاسخهايي بود كه در جايي ديگر گزارش شده بود، در اين زمينه تفاوت مهم مستدلي اشاره نشد.
در ادامه كار پژوهش از شركتكنندگان در پژوهش اين پرسش به عمل آمد كه آيا مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي، خلاء كمبود خبر ناشي از ناكافي بودن كاركنان را جبران ميكند، 13/4 درصد از پاسخدهندگان با اين نكته كه بتوان خلاء مذكور را با مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي كامل كرد، شديداً موافق بودند. 19/6 درصد از پاسخدهندگان كاملاً موافق بوده، 40/1 درصد مخالفت خود را ابراز داشتند. 17/1 درصد به شدت مخالف بوده و 20/3 درصد نه مخالف بودند و نه موافق. 13/1=,SD4/03=M. اگرچه معيار مذكور با ميزان كمبود نيروي انساني يا استفاده از مطالباطلاعات توليدي روابط عمومي فراهم آمده از سوي روابط عمومي ارتباط نمييابد. معيار ياد شده با اين امر كه فرآيند توليد خبر در بخشهاي ويژه با فرآيند توليد خبر در بخشهاي خبري تداخلي مييابد، ارتباط مييافت. 100/0,p>43/0= R. بدينسان ارزيابي مذكور به جاي جايگزين ساختن آنچه كه از ديد سردبيران اخبار به نظر ميآمد، بيشتر با موضوعات و مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي براي رفع نياز خبري در بخشهاي ويژه ارتباط مييابد. پاسخدهندگان در نشريات با مالكيت زنجيرهاي برخلاف همكاران خود در نشريات مستقل و غيروابسته 40/0,p>80/2=911t. به همراه پاسخدهندگان در هفتهنامهها برخلاف همكاران خود درروزنامهها. 000/0,p>39/3=251 tمعتقد بودند كه مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي كمبودهاي موجود را رفع ميكند.
روزنامهنگاران براي تعداد بسيار محدودي از دستاندركاران روابط عمومي ارزش قائل شدند. همانهايي كه “جي.ايي.گرونيگ” آنان را روزنامهنگاران مقيم درسازمانهاي متبوع ناميد.
بنابراين اطلاعات به دست آمده در خصوص استفاده از مطالب جايگزيني فراهم آمده از سوي دستاندركاران روابط عمومي از الگوي “مك مانوس” 1994 حمايت همهجانبه به عمل نميآورد. علاوه بر آن، پاسخدهندگان در هفتهنامهها بيش از همكاران خود در روزنامهها استفاده از مطالب ارائه شده از سوي ما دستاندركاران روابط عمومي را براي تأمين كمبود مطالب ناشي از ناكافي بودن نيروي انساني گزارش دادند و از سويي از اين واقعيت نيز آگاه شده كه مطالب و اطلاعات فراهم آمده از سوي روابط عمومي داراي بافت تجاري و تبليغاتي است.
روابط رسانهاي
يافتههاي به دست آمده از بخش مصاحبه اين پژوهش مطالعاتي حاكي از اين باور عميق است كه در حرفه روزنامهنگاري و روابط عمومي و مهارتهاي مرتبط، هماهنگي و همسويي عميق وجود دارد، اگرچه مشابهتهاي مذكور تحت تأثير انگيزههاي مخالف دستاندركاران دو حرفه ياد شده قرار ميگيرد. يافتههاي به دست آمده نو و بديع نيستند و روابط موجود بين روابط عمومي و روزنامهنگاري قبلاً نيز طي مطالعات ديگر كشف شده است.
به همين دليل و با توجه به اينكه مباحث مورد استفاده در مطالعات مذكور، نقش مهم و هدايتگرانهاي را عهده دارند، در اين پژوهش بار ديگر از پرسشهايي كه در مطالعات قبلي مطرح شده بودند استفاده نشده است، در عوض تلاش شده است مباحثي جديد اما مرتبط با اصول كلي ارائه شود.
تقريباً نيمي از پاسخدهندگان 37 درصد با اين امر موافق بودند كه اربابان جرايد به دستاندركاران روابط عمومي اعتماد ندارند.
85 درصد از پاسخدهندگان با اين عبارت موافق بودند: من براي روزنامهنگاران بيش از دستاندركاران روابط عمومي ارزش و احترام قائلم. تنها 4/8 درصد از پاسخدهندگان با عبارت بالا مخالف بودن و 10/2 درصد باقيمانده نيز نظر ممتنع داشتند 129/0=,SD66/1=M. البته اگر عبارت مذكور با اين شكل تغيير يابد: آيا عموم براي روزنامهنگاران بيش از دستاندركاران روابط عمومي ارزش و احترام قائلند، در پاسخ 36/6 درصد موافق؛ 30/6 درصد مخالف و 32/8 درصد نظر ممتنع داشتند 80/1=,SD98/2=M نمودار 6. پاسخدهندگان در روزنامهها64/1=M در مقايسه خود با دستاندركاران روابط عمومي بيش از همكاران خود در هفتهنامهها براي خود ارزش و احترام قائل بودند 10/0,p>07/2=381tو 08/1=M، اما در زمينه ارزش و احترامي كه عموم مردم براي دو حرفه قائل بودند، تفاوت مهم و مستدلي مشاهده نشد.
در زمينه الگوي “مك مانوس” 1994، به نظر ميرسد كه اطلاعات در خصوص روابط رسانهاي متضاد و دوگانه هستند. سردبيران در مؤسسات مطبوعاتي دولتي يا مؤسساتي كه داراي مالكيت زنجيرهاي هستند در مقايسه با مؤسسات دولتي يا مستقل و غيروابسته كمتر به دستاندركاران روابط عمومي اعتماد دارند. سردبيران روزنامهها نيز در مقايسه با همكاران خود در هفتهنامهها براي دستاندركاران روابط عمومي كمتر ارزش و احترام قائل بوده و به آنان اعتماد ندارند. يافتههايي كه با دانش و حرفه روابط عمومي نامأنوس هستند. در اين زمينه كه با روزنامهنگاران چگونه عموم مردم اين درك از احترام و ارزش نسبي را كه به خود تمايز آشكاري را بين دستاندركاران روابط عمومي و روزنامهنگاران ايجاد ميكند و از سويي تصويرگر خصومت و دشمني است كه اغلب اوقات نسبت به دستاندركاران روابط عمومي ابراز ميدارند، مورد توجه قرار ميدهند، تفاوتهاي مهم و مستدلي وجود نداشته است.
خلاصه نتايج پژوهش
بنابراين اطلاعات پژوهشي تنها از بخشي از الگوي “مك مانوس” 1994 حمايت به عمل ميآورد. متغيرهاي مربوط به مالكيت نقش تعيينكنندهاي را در ميزان حس فشارهاي اقتصادي ايفا ميكند. آن دسته از نشرياتي كه نسبت به سهامداران داراي حس مسئوليت بيشتري هستند و نيز ساختارهاي صنفي بزرگتر اثرات فشارهاي اقتصادي را بر محتويات مطالب محسوستر گزارش ميدهند.
چهار يافته از پنج يافته مهم و مستدل به مالكيت دولتي و زنجيرهاي ارتباط مييافت. اگرچه، اطلاعات به دست آمده از مباحث بعدي “مك مانوس” 1994 حمايت به عمل نميآورد، زيرا فشارهاي اقتصادي باعث گرايش هر چه بيشتر به سوي اطلاعات توليدي روابط عمومي ميشود كه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است. در زمينه ميزان استفاده از اطلاعات توليدي روابط عمومي تفاوت مهم و مستدلي بين گروههاي سازماني مشاهده نشده است. از پنج تفاوت مهم و مستدل كه از ساختارهاي مرتبط بروز كرد، هيچيك به مالكيت دولتي در قبال يا عليه مالكيت خصوصي ارتباط نيافت. سه مورد مالكيت زنجيرهاي و دو مورد به ميزان تيراژ نشريه ارتباط مييافت كه درواقع نشانگر حمايت ضعيف از الگوي “مك مانوس” 1994 بوده است. در زمينه روابط رسانهاي، اطلاعات پژوهشي حاكي از آن است كه سردبيران و دستاندركاران امور نشر در مؤسسات مطبوعاتي دولتي و مؤسسات فشارهاي اقتصادي را نميتوان به عنوان يك مستمسك براي استفاده از مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي قرار داد و آن را بهانهاي براي فرو ريختن ديوار بياعتمادي بين روزنامهنگارانو دستاندركاران روابط عمومي در نظر گرفت.
مطبوعاتي با مالكيت زنجيرهاي به دستاندركاران روابط عمومي اطمينان نداشته و اظهار ميدارند كه فشارهاي اقتصادي را نميتوان به عنوان يك مستمسك براي استفاده از مطالب فراهم آمده از سوي روابط عمومي قرار داد و آن را بهانهاي براي فرو ريختن ديوار بياعتمادي بين روزنامهنگاران و دستاندركاران روابط عمومي در نظر گرفت. در مقابل، در هفتهنامهها وضعيت كمي متفاوت است. كاركنان شاغل در اينگونه نشريات بيشتر به استفاده از مطالب ارائه شده از سوي روابط عمومي براي جبران كمبودهاي موجود تمايل دارند به روابط عمومي به ديده يك دانش مينگرند، دانشي كه ساختار سازماني كوچكتر را پيشنهاد ميكند و نه منافع ناچيز ديكته شده صنفي؛ دليل فوق عاملي تعيين كننده در استفاده از مطالب روابط عمومي است.
بحث و تبادل نظر
در خلال بحثي كه در پايين ميآيد اين مسئله بايد به ذهن سپرده شود كه اطلاعات ارائه شده برگرفته از گزارشهاي فردي و برداشت شخصي شركتكنندگان در پژوهش بوده و ممكن است حاكي از تعصبات غيرمنطقي باشد. اين پژوهش فاقد تجزيه و تحليلي در زمينه محتواي مطالب، نحوه نگرش شركتكننده در پژوهش يا ساير بررسي و كنترل محتويات خبر يا فرآيند تصميمگيري به منظور تعيين صحت اينگونه برداشتها است.
ادامه دارد
- ارتباطات انساني در گفتوگو با دكتر يحيايي - ۸۷/۴/۲۵
- رسانههاي جديد و رسانه نگاري - ۸۷/۴/۲۵
- نقش اطلاعات در بازارهای دیروز و امروز - ۸۷/۴/۲۴
- انتصاب دكتر اميرمظاهري توسط رئيس واحد تهران مركز دانشگاه آزاد - ۸۷/۴/۲۴
- تذكرات نمايندگان بايد ضمانت اجرايي داشته باشد - ۸۷/۸/۲۰
- نشست طراحان استيضاح وزير جهاد - ۸۷/۸/۲۰
- بازيگران سينماي ايران روي صحنه تئاتر چه ميكنند؟ - ۸۷/۸/۲۰
- معرفی حقیقت انسان مهمترین ماموریت ملتهای منطقه - ۸۷/۸/۱۹
- اميدوارم مذاكرات مستقيم آمريكا - ايران فراهم شود - ۸۷/۸/۱۹
- خاتمي کانديداي قطعي ائتلاف اصلاح طلبان - ۸۷/۸/۱۹
- انتخاب منصور قمشه به عنوان چهره ماندگار و پيشكسوت روابط عمومي - ۸۷/۸/۱۹
- انتصاب مدير جديد روابط عمومي بانك مركزي - ۸۷/۸/۱۹
- ایران؛ پاشنه آشیل روابط جدید آمریکا با اسرائیل - ۸۷/۸/۱۹
- وضعیت سیاسی دانشگاهها راضی کننده نیست - ۸۷/۸/۱۹
- يک سوم ازدواج فرانسويها به طلاق ميانجامد - ۸۷/۸/۱۹
- کمک 5 ميليارد توماني رييس جمهور به دارالفنون نرسيد - ۸۷/۸/۱۹
- بررسي پوشش بيمهاي خدمات درمان ناباروري - ۸۷/۸/۱۹
- مصرف 300 ميليارد تومان آنتيبيوتيك در ايران - ۸۷/۸/۱۹
| اطلاع رسانی |
| اقتصاد |
| شهر ما |
| هنر هشتم |
| انديشه |
| افکار عمومی |
| سلامت |
| سرزمین من |
| ارتباطات اجتماعي |
| ارتباطات مالي |
| ارتباطات جهاني |
| ورزشی |
| فرهنگی هنری |
| یادداشت |
| آرمان آنلاین |








