توسعه فراگردي است كه تواناييهاي بالقوه جامعه را چه از جهت نيروي انساني، منابع، سرمايه، دانش فني، مهارتها و غيره را به صورت بالفعل در ميآورد و در نتيجه شرايط زندگي انسانها بهبود يافته و سطح زندگي او ارتقاء پيدا ميكند. به عبارت ديگر توسعه فراگردي است كه در آن بخشي از نيازهاي انسان مرتفع شده و اين فراگرد خود نيازهاي تازهاي در سطوح بالاتر به وجود ميآورد.
امروزه يكي از شاخصهاي اساسي توسعه در هر جامعهاي ميزان توليد، توزيع و استفاده از اطلاعات به عنوان مهمترين فرايندهايي هستند كه جوامع نوين را از جوامع سنتي جدا ميكند. در فرايند توليد اطلاعات و اطلاعرساني، وسايل ارتباط جمعي نقش اول را بر عهده دارد كه در اين ميان مطبوعات به عنوان نمادي از فرهنگ نوشتاري از جايگاه رفيعي برخوردار است.
بسياري از كارشناسان معتقدند كه توسعه در كشورهاي جهان سوم از راه رسانهها و دانش ارتباطات امكان پذير است. به باور آنها توسعه رسانهها و امكانات ارتباطي جوامع ميتواند زمينه را براي دگرگوني هر چه بيشتر مردم در ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي بومي خود فراهم سازد.
جايگاه و اهميت مطبوعات در توسعه:
ديدگاههاي موجود در زمينه رشد و توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جوامع بشري، عواملي را به عنوان اساسيترين متغيرهاي توسعه يافتگي مطرح ميسازند. از جمله اين عوامل بايد به توليد ملي، درآمد سرانه، نرخ رشد و تركيب جمعيتي، اميد زندگي، سطح بهداشت، مصرف انرژي و ميزان باسوادي اشاره كرد. همه اين عوامل در چارچوب يك شبكه تعاملي، موجب تعالي دانش و بينش بشري و راهيابي به فطرت و منزلت انساني ميشوند.
بعد ديگر توسعه را بايد در كيفيت مجراي ارتباطي و سطوح بيان افكار و اشاعه عقايد انساني جستجو كرد. اصولا در گردونه جامعه ـ ايدئولوژي ـ حكومت ـ تكنولوژي كه به عنوان زمينهساز توسعه ميتواند مطرح باشد، تكنولوژي شرايط خاصي را تحميل ميكند. تكنولوژي وسيله دگرگوني جهان طبيعي به جهان ساخت دست بشر بوده و در دگرگوني منابع طبيعي به منابع توليد شده، داراي نقش كليدي و بنيادي است.
در اين فرايند، انسان جايگاهي حساس دارد. او نقش و خواست خويش را در برخورد با پندار توده كه از جامعه نشأت ميگيرد - و محك زدن آن با ايدئولوژي يا نظام عقيدتي - ارزشي خود، در مقابل يا در كنار حكومت بيان ميدارد. اين تكنولوژي است كه نحوه ابزار سخن را براي او درجامعه و در برابر حكومت تعيين ميكند. همچنين تكنولوژي نيز به ناگزير محدوديتهايي را درشكلگيري ارتباط انسان فراهم ميآورد. البته اگر چه در اين رويارويي، هم خواسته و هم ناخواسته، ماهيت و واقعيت انديشه و سخن انساني دگرگون ميشود، اما بايد توجه داشت كه عامل باسوادي و سطح آموزش و آگاهي مبين كيفيت رشد سياسي فرد و جامعه بوده و بر اين اساس، وزن عناصر اين گردونه، كم و زياد خواهد شد. به زبان سادهتر، سطح ارتباطات جمعي ونحوه برخورداري از مجراهاي پيامرساني و تكنولوژي ارتباطي، همراه با سطح و كيفيت رشد سياسي جامعه، اگر جهتگيريهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي را به طور كامل شكل ندهند، لااقل بيانگر شاخص بسيار مؤثر در سير تحول نظام توليدي، اجتماعي و فرهنگي به شمارميآيند. از اين رو، تكنولوژي هم به حركت ارتباطات جمعي در دل جامعه سرعت ميبخشد و هم نهادهاي است در جهت تسهيل انحراف ارتباطات توسعه حكومت و سلب ماهيت اصلي جايگاه مناسب هر يك از عوامل گردونه رشد و توسعه. بدين ترتيب شرايط اجتماعي و اقتصادي سياسيجامعه، بر اساس به حركت در آوردن فرايند ارتباطي، همواره بستر و مجراي مناسبي را جستجوميكند.
مطبوعات به عنوان يكي از مجراهاي قدرتمند و ديرينه ارتباط جمعي، همواره با بهرهگيري ازتكنولوژي و دانش روز، جايگاه ارزشمند خود را در فرايند رشد و توسعه ملي حفظ كرده است. به ديگر سخن، اگر چه ارتباطات توده گير، همانند عنصري دو جانبه، در تسريع توسعه جوامع نقش داشته است اما نوع بهرهبرداري از تكنولوژي و نحوه برخورداري اين عنصر با آن تعارضگراو مقابلهجويانه نبوده است. جامعه، حكومت، ايدئولوژي و تكنولوژي در طي زمان، چه بسا روياروي همديگر قرار داشتهاند. اما اين عناصر در عين حال، در يك مجموعه متعامل در بسترمجراهاي ارتباطي خاص، پيگير اهداف و منافع خاص خود بودهاند.
ارتباطات جمعي، ماهيتا همراه و همتراز با تكنولوژي قرار گرفته و برخوردي همگرايانه با آن داشته است. تا آنجا كه تعارض حكومت و تكنولوژي، جامعه و تكنولوژي، ايدئولوژي وتكنولوژي و حتي تكنولوژي و تكنولوژي - هرگز براي نظام ارتباط جمعي مفهومي نداشته است. مطبوعات مصداق بسيار مناسب و در برگيرندهاي است براي اين همزيستي و همگرايي سازنده و رشد افزا ـ زيرا بر تحولات تاريخي ـ بهويژه پس از رنسانس اروپايي و انقلاب صنعتي ـ نشان ميدهد كه مطبوعات به عنوان عاملي بنيادي ـ در ارسال و گسترش پيام تحولات ـ چه اجتماعي سياسي و چه اقتصادي صنعتي ـ همواره مشوقي قدرتمند در ابداع ابزار و ايجاد فنون بهتر وپيشرفتهتري بوده است. به گونهاي كه اگر نقش «ماشين بخار» وات را در دگرگوني نظام اقتصادياروپا، تعيين كننده بدانيم مطبوعات را نيز بايد هم در جهت گسترش و ارتقاي پيام اين دو تحول وايجاد يك فرهنگ سياسي - توليدي جديد و هم به عنوان يك فعاليت اقتصادي - اجتماعي نوين و به اصطلاح تجارت نوپا - زمينهساز راه رشد و توسعه كشورهاي غرب به شمار آوريم.
نقش مطبوعات در توسعه:رسانههاي چاپي مانند مطبوعات و كتاب قابليت تأثير بر قشر باسواد جامعه را دارند و درجوامعي كه بيسوادي از معضلات اجتماعي و آموزشي آنهاست، رسانههاي الكترونيكي مانند راديو و تلويزيون عامل مهم انتقال دهنده اطلاعات هستند، «رسانههاي انبوهي مانند مطبوعات، سينما، راديو و تلويزيون رابطي هستند ميان فرهنگ سازان و توده مردم.» (1). مخاطبي كه از راه اين رسانهها در ذهن افراد جاي ميگيرد از آن به عنوان مرجع فرهنگياستفاده ميشود.» اين تمدني كه ما در آن زيست ميكنيم، تمدني كه راديو ـ تلويزيون يكي ازعناصر اصلي آن است كه بدون شك نوينترين و كاملترين و مؤثرترين شيوه رسانههاي همگانياست.»
به رغم گسترش بيمانند رسانههاي ديداري و شنيداري هنوز مطبوعات نوشتاري يكي ازپايهها و اركان مهم گسترش فرهنگ و ارتباطات اجتماعي و از جمله مهمترين رسانههاي جمعي در جامعه به شمار ميرود.مطبوعات چارچوبي است كه در آن افكار و عقايد گوناگون جامعه با هم تلاقي ميكنند و ازبرخورد آنها انديشههاي تازهاي خلق ميشود، راهحلهاي نويي براي حل مسائل پديد ميآيد، انگيزههاي تازهاي براي حركت ايجاد ميشود مطبوعات ضمن اينكه وسيله انتشار خبر و پيام هستند، يك مكانيسم بازخور قوي و سريعي را براي دريافت عكسالعملها و انتقال آن به مقامات تصميم گيرنده ميباشند، تصميمگيران از راه مطبوعات ميتوانند به آثار و نتايج تصميمات وسياستهاي خود پي ببرند و به كمك مطبوعات ارزيابي واقع بينانهاي از اين عكسالعملها انجام دهند و بر اساس آن در هدفگيريهاي خود تجديد نظر نمايند.»
بدون اين حلقه باز خور دائمي و وسيع نظام تصميمگيري نميتواند به درستي جهتگيري كند و طرحها و پژوهشهاي خود را بدون مشاركت مردم به پيش ببرد و بالاخره «مطبوعات پويا وخلاق ميتواند راه را براي تحولات جامعه هموار كنند و زمينه را براي تغيير آماده نمايند. با توجه به تغييرپذيري دائمي محيط داخلي و خارجي و نقش مطبوعات نه تنها بيان اين تغييرات و تجزيه و تحليل عوامل و علل آن است، بلكه همچنين آماده كردن اذهان براي پذيرش اين تغييراتاست.» مطبوعات به عنوان يكي از مجراهاي قدرتمند و ديرينه ارتباط جمعي و به عنوان عاملي بنيادي در ارسال و گسترش پيام تحولات (چه اجتماعي سياسي و چه اقتصادي صنعتي) همواره مشوقي قدرتمند در ابداع ابزار و ايجاد فنون بهتر و پيشرفتهتري بوده است.
«به گونهاي كه اگر نقش ماشين بخار «وات» را در دگرگوني نظام اقتصادي اروپا تعيين كننده بدانيم، مطبوعات را نيز بايد هم درجهت گسترش و ارتقاء پيام اين تحول و ايجاد يك فرهنگ سياسي ـ توليدي و هم به عنوان يك فعاليت اقتصادي ـ اجتماعي نوين و به اصطلاح تجارت نوپا، زمينه ساز رشد و توسعه كشورهاي غربي به شمار ميآوريم.»
سير تحولات غربي به ويژه پس از رنسانس اروپايي و انقلاب صنعتي نشان ميدهد كه»مطبوعات مصداق بسيار مناسب و دربر گيرندهاي است براي اين رشدافزايي. چرا كه مطبوعات در دو بعد هم در اختيار نظم نوين توليدي ـ اقتصادي قرار گرفت و هم به نوبه خود موجد نوعي تكنولوژي شد تا بتواند در گستره جديدي كه جبر تاريخي و نيازهاي فزاينده ارتباطي در سطح جوامع صنعتگرا و شهرنشين براي آن فراهم آورده بود، به وظايف خود جامه عمل بپوشاند.»
مطبوعات؛ شاخص توسعه
اين موضوع كه امروزه مصرف سرانه كاغذ و تيراژ و تعداد روزنامهها و مجلات را از شاخصهاي مهم توسعه جوامع ارزيابي ميكنند، بر همين پايه استوار است. بدين ترتيب، مطبوعات در دو بعد، هم در اختيار نظم نوين توليدي اقتصادي قرار گرفت و هم به نوبه خود، موجد نوعي تكنولوژي شد تا بتواند در گستره جديد كه جبر تاريخي و نيازهاي فزاينده ارتباطي در سطح جوامع صنعتگرا و شهرنشين براي آن فراهم آورده است، به وظيفه خود جامه عمل بپوشاند. بدين معني كه فعاليت مطبوعاتي به صورت يك تلاش توليدي، صنعتي و حرفهاي درآمد.
بر همين اساس،»نگرشي كه بر نظام مطبوعاتي ـ به مثابه عمدهترين مجراي ارتباط تودهگير درچنان شرايط توليدي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي حاكم بود به ناگزير ميبايد تغييراتي را پذيرا شود. اين تغييرات موجبات دگرانديشي حكومت و جامعه را در برخورد با مطبوعات فراهم آورد. زيرا تحول ايدئولوژيك و ابداع فنون و روشهاي جديد نيز در گردونه توسعه، تغيير تفكر انساني و تلقي او را نسبت به جايگاه، محتوا و به طور كلي ويژگيها و وظايف نهاد مطبوعاتي اجتنابناپذير ساخت. با استمرار همين دگرگونيها بسترهاي پنداري و قانوني كه پيام روزنامهنگار و انديشه انساني بر روي آنها حركت ميكرد، تبديل شد. به زبان ديگر شرايط تازه، ديدگاههاي تازه، چارچوبهاي تازهاي را براي ابراز بيان و انديشه ايجاد ميكرد. اين چارچوبها، چيزي به غير از تكوين تئوريهاي تازهتر مطبوعات نبودند.»
ديدگاههاي مربوط به نقش وسايل ارتباط جمعي در توسعه
دانيل لرنر: از جمله پژوهشهايي كه درباره نقش وسايل ارتباط جمعي در روند توسعه، مشاركت ونوسازي جوامع جهان سوم صورت گرفته ميتوان از پژوهش مربوط به دانيل لرنر آمريكايي نام برد. «او در سالهاي 1951 ـ 1950 از مؤسسه تحقيقات اجتماعي دانشگاه كلمبيا مسئوليت انجام پژوهشي را در كشورهاي خاورميانه بر عهده گرفت.
او در اين پژوهش 1600 نفر را از ميان مردم كشورهاي ايران، مصر، تركيه، سوريه، لبنان و اردن به عنوان جامعه نمونه انتخاب كرد و بدين ترتيب تحقيقي را آغاز كرد.» «نظريه مشهور دانيل لرنر درباره نوسازي جهان سوم و نقش قاطع وسايل ارتباط جمعي درپيشرفت كشورهاي در حال توسعه كه در كتاب معروف او به نام «گذر از جامعه سنتي ـ نوسازي خاورميانه» تشريح شده است، اهميت خاصي دارد. وي ارتباطات جمعي را عامل اصلي تحرك جوامع سنتي و تبديل انسانهاي سنتي به انسانهاي متجدد معرفي ميكند.»
ادامه دارد
- رسيدن به قـاعـدهمـنـدي براي آرامـش روانـي - ۸۷/۴/۲۵
- آمادگيكامل سپاه در برابر حمله احتمالي دشمن - ۸۷/۴/۲۵
- آمادگيكامل سپاه در برابر حمله احتمالي دشمن - ۸۷/۴/۲۴
- افسانه تنگي وقت مديران و كاركنان جامعه يك پندار باطل است - ۸۷/۴/۲۴
- افزايش مناسبات تجاري ايران و چين - ۸۷/۶/۱۷
- ايجاد بستر و فضاي لازم براي بخش خصوصي - ۸۷/۶/۱۷
- درآمد 120 ميليارد توماني فرودگاهها در سال 86 - ۸۷/۶/۱۷
- افزايش 21 درصدي تولید سیمان تا مردادماه - ۸۷/۶/۱۷
- آماده سازی پایانههای تهران در ماه مبارک رمضان - ۸۷/۶/۱۷
- عبور روي پيادهروي آزادي تا دماوند،اول مهر - ۸۷/۶/۱۷
- خوبيها را هميشه به ياد داشته باشيد و بديها را ببخشيد - ۸۷/۶/۱۷
- وبلاگنويسي دوران ثبات خود را آغاز كرده است - ۸۷/۶/۱۷
- صدور بيمهنامه رايگان آتشسوزي، براي 2 ميليون منزل مسكوني پايتخت - ۸۷/۶/۱۷
- اغلب سازمانهاي ناموفق نميتوانند معايب خود را ببينند - ۸۷/۶/۱۷
- وقتي از بار سنگين گذشته آزاد شويم، ميتوانيم زندگي کنيم - ۸۷/۶/۱۷
- مرخصی زندانیان؛ زمینهای برای ارتکاب جرم مجدد - ۸۷/۶/۱۷
- الهام: دولت، مانع ازدواج مجدد بيضابطه ميشود - ۸۷/۶/۱۷
- ازدواج دختران با پسران كوچكتر از خودشان باب شده است - ۸۷/۶/۱۷








