ايجاد روابط شخصي با روزنامهنگاران ضروري است، اما براي دستيابي به پذيرش روزنامهنگاران در زمينه چاپ مطالب ارائه شده كافي نيست. موضوع مهم ديگر صرفهنظر كردن از كنترل روابط با روزنامهنگاراني است كه مطالب آنها را رد نكرده، بلكه آنها را براي چاپ بپذيرند. اطلاعات ارائه شده توسط آن دسته از دستاندركاران كه از كنترل صرفهنظر ميكنند ممكن است در بخشي ويژه يا حتي در بخش گزارشهاي خبري چاپ شود.
اگر روزنامهنگاران احساس كنند كه دستاندركاران روابط عمومي از انگيزه خدمت به جامعه برخوردارند، مطالب آنان را راحتتر ميپذيرند. مصاحبهشوندگان اظهار داشتند كه از مطالب اينگونه افراد براي اخذ ايدههاي داستاني استفاده كرده و يا از اطلاعات ارائه شده از سوي كساني كه حداقل داراي تجربه و پيشينه روزنامهنگاري هستند ممكن است در ستونهايي كه به امضاء سردبير ميرسد استفاده كنند. اگرچه، روزنامهنگاران تنها براي موضوعاتي ارزش واقعي قائلند كه صلاحديد سردبيران در بخشهاي خبري روزنامه يا هر نوع نشريه ديگر به چاپ رسد.
درك و بينش روزنامهنگاران نسبت به انگيزه كاركنان روابط عمومي از جمعآوري اطلاعات و ارائه آن از يك سو و حساسيت آنان نسبت به اين امر كه آيا اطلاعات مذكور در راستاي خدمت به جامعه قرار دارند. از سوي ديگر باعث شده است كه مصاحبهشوندگان مدعي باشند كه هرگز از اطلاعات فراهم آمده از سوي كاركنان روابط عمومي اشاره كردهاند.
شركتكنندگان در پژوهش معتقد بودند كه استفاده از اينگونه اطلاعات در بخشهاي ويژه به اخذ ايدههاي داستاني از آنها يا يادداشتهاي سردبير به كاربرد اينگونه مطالب رسميت نميدهد. روزنامهنگاران نسبت به مطالبي كه در ستونهاي خبري به چاپ ميرسد، بسيار حساسند. به اين ترتيب مصاحبهشوندگان قادر به بيان اين مطلب بودند كه در اينگونه اطلاعات استفاده نشده و تغييري در فعاليتهاي جمعآوري خبر نشريه ايجاد نكردهاند زيرا در صورت استفاده ازاطلاعات جايگزيني در فرآيند جمعآوري خبر بايد تغيير ايجاد شود. وقتي از مصاحبهشوندگان در مورد استفاده از اينگونه مطالب در ساير بخشهاي روزنامه پرسش به عمل آمد، آنها در پاسخ اذعان داشتند كه اطلاعات مذكور حمايت اقتصادي لازم و ضروري را فراهم ميآورد، گاهي براي پر كردن خلاءهايي كه از سوي گروه خبري ايجاد ميشود مناسب هستند و از سويي براي بخش ويژه كه در واقع براي جذب درآمدهاي تبليغاتي طراحي شدهاند، مورد نياز هستند.
بنابراين اطلاعات آماري الگوي ارائه شده از سوي “مك مانوس” را مورد حمايت و تأييد قرار ميدهند كه براساس آن اطلاعات توليدي روابط عمومي بيشتر به منظور حمايتهاي مالي از صنعت روزنامه مورد استفاده قرار ميگيرند.
اگرچه، برخلاف الگوي “مك مانوس” مصاحبهشوندگان اعتقادي نداشتند كه منابع اطلاعاتي روابط عمومي از دقت كافي براي تأثيرگذاري بيروني در زمينه خبر برخوردار باشند با توجه به نحوه طبقهبندي بخشهاي خبري در قبال قسمتهاي ديگر نشريه هر چند كه طبقهبندي انجام شده را ميتوان نشان از نوعي تمايز بدون هر گونه تفاوت تصور كرد. بيترديد اين موضوع كه آيا خوانندگان همان تمايز را قائل ميشوند نامشخص باقي ميماند و اطلاعات حاصله از مصاحبه حاكي از آن است كه خود روزنامهنگاران و كاركنان نشريات نيز به اين امر واقفند. علاوه بر آن، نقش اصلي و اوليه مالكيت و ساختار سازماني در الگوي “مك مانوس” 1994 نامشخص باقي ميماند. اكثريت مصاحبهشوندگان به هنگام بحث در زمينه اثرات اقتصادي بر محتويات و كاربرد اطلاعات توليدي روابط عمومي به مالكيت يا عوامل سازماني اشاره كردهاند. تعداد معدودي معتقد بودند كه فشارهاي اقتصادي در مالكيت زنجيرهاي نشريات گستردهتر است و تعدادي ديگر اندازه سازماني را عامل تعيين كننده معرفي كردند.براي بررسي نقش مالكيت و عوامل سازماني و فراهم آوردن نتايج كلي، پژوهش گسترده در سطح كشور از مديران مسئول به عمل آورد. پژوهش مذكور به ويژه براي بررسي الگوي “مك مانوس” 1994 صورت گرفت. براساس پيشبيني به عمل آمده در الگوي “مك مانوس” روزنامههايي كه داراي مالكيت زنجيرهاي خصوصاً برخوردار از بورس سهام عام بودهاند بر كسب منافع بيشتر تأكيد خواهند داشت و از اطلاعات و مطالب ارائه شده از سوي كاركنان روابط عمومي بيشتر استفاده خواهند كرد. ساختارهاي ناشي از دانش مرتبط و اطلاعات حاصله از مصاحبههاي به عمل آمده به همراه نقش ميزان تيراژ و دفعات چاپ، ميزان درگير بودن ناشر در محتويات نشريه و نقش درك و استنباط عموم از دو حرفه روابط عمومي و روزنامهنگاري در زمينه فعاليتهاي مرتبط با روابط رسانهاي نيز مورد بررسي قرار ميگيرد.
روششناسي پژوهشي
ابزار و نمونه: در اين پژوهش از معيارهاي پنجگانه “ليكرت” Likert از بسيار موافق تا بسيار مخالف و نيز معيارهاي تناوب از هرگز تا همواره برگرفته از دانش مرتبط و اطلاعات به دست آمده از مصاحبههاي انجام شده، استفاده شده است. پژوهش با هفت پرسش آمار نفوس پاسخ پرسش مربوط به ساختار و جايگاه مالكيت و يك پرسشهايي از پاسخ دهنده خاتمه يافت. پرسشنامه در اختيار 18 شركتكننده در پژوهش با تجربه روزنامهنگاري قرار گرفت. ميانگين زمان براي پاسخ 20 تا 25 دقيقه تعيين شد.
مديران مسئول نشريات مختلف افراد شركتكننده در پژوهش را تشكيل ميدادند، زيرا در خلال مرحله مصاحبه بيشترين اطلاعات را در اختيار پژوهشگران قرار دادند. بخشهاي روزنامه و هفتهنامه 1995Working Press Of The Nation,چهارچوب نمونه را فراهم آوردند 1994. پس از برداشتن و حذف نشريات مجاني به عنوان مثال مغازهداران و تجار 1569 روزنامه با تيراژ متوسط 13456/5 تعداد و 3908 هفتهنامه با تيراژ متوسط 4760 تعداد باقي ماندند.
بر پايه اطلاعات به دست آمده از مصاحبههاي انجام شده و به منظور بررسي نقش متغيرهاي مربوط به مالكيت در الگوي “مك مانوس” چهارچوب نمونه از الگوي “مك مانوس” به هشت خانه كوچك تبديل شد همانگونه كه در جدول شماره 1 نمايش داده شد و ميزان تيراژ زايد و اندك با استفاده از ميزان متوسط چهارچوب نمونه تعيين شدند. زنجيره به مثابه دو يا بيش از دو روزنامه، هفتهنامه يا هر دو در شهرهاي متفاوت تحت اصول مالكيت يكسان تا تحت كنترل تشريح شد.
با توجه به گستره پژوهش و طولاني بودن حوزه آن، پژوهش از طريق پست سازماندهي شد. براي كسب 120 پاسخ ضروري، كارت پستالهاي اعلان قبلي و در پي آن 70 پرسشنامه پژوهشي در مرحله اول و سپس 422 پرسشنامه پژوهشي ارسال شد. براي آن دسته از شركتكنندگان در پژوهش كه پاسخ را ارسال نكردند بار ديگر پرسشنامههاي پژوهشي ارسال شد. از 1122 نشاني كه پرسشنامهها ارسال شد، 27 پرسشنامه به دليل مشكلات آدرسي برگشت خوردند. از 1059 پرسشنامه پژوهشي باقي مانده 189 پرسشنامه عودت داشته شد يعني 17/3 درصد. اگرچه در كل ميزان پاسخهاي دريافتي اندك است و براي توجيه آن بايد به دو عامل اشاره كرد. اول آنكه اين فرآيند در مسير ساير پژوهشهاي پستي از مديران مسئول قرار دارد. اگرچه در اينجا بايد به مسئلهاي مهمتر اشاره كرد: ميزان يا نسبت پاسخگويي به پژوهش پستي اوليه بالاتر بود، اما روزنامههاي كمتيراژ و روزنامههاي پرتيراژ از نسبت پاسخگويي در سطح كاملاً پايين برخوردار بودند. شايد فشارهاي رو به رشد اقتصادي و محدوديتهاي ناشي از آن يكي از دلايل اين امر بوده است، اما به هر حال پاسخهاي دريافتي امكان مقايسه گروههاي حداقل 60 پاسخ جدول 1 را كه از اهداف ارزش پژوهشي محسوب ميشدند، فراهم آورد. علاوه بر آن، 28 روزنامه از 123 روزنامه با مالكيت زنجيرهاي يا تقريباً 23 درصد در مالكيتهاي شركتهاي سهامي عام قرار داشتند. اين درصد نشانگر سهم عموم بوده و اجازه مقايسه بين نشريات دولتي و خصوصي را فراهم ميآورد.
پاسخدهندگان: پاسخدهندگان مرد با ميانگين سني بين 35 تا 40 سال به بالا تا 20 سال تجربه كاري، 30 هزار دلار درآمد سالانه و داراي مدرك تحصيلي كارشناسي بودند. اكثريت مديران مسئول در هفتهنامه خانم بوده 100/0,p>83/3=081t، با تجربه حرفهاي كمتر 000/0,p>75/3=871 tو درآمد كمتر 000/0=,p941 tدر مقايسه با همكاران خود در روزنامهها برخوردار بودهاند. مديران مسئول در نشريات با مالكيت زنجيرهاي نسبت به همكاران خود در نشريات مستقل و غيروابسته جوانتر بودهاند. 40/0,p>41/2=611t.
پاسخدهندگان در نشريات پرتيراژ در مقايسه با همكاران خود در نشريات كمتيراژ از حقوق و درآمد بيشتري برخوردار بودند 20/0,p>93/2=371t.
ادامه دارد
- ارتباطات انساني در گفتوگو با دكتر يحيايي - ۸۷/۴/۲۵
- رسانههاي جديد و رسانه نگاري - ۸۷/۴/۲۵
- نقش اطلاعات در بازارهای دیروز و امروز - ۸۷/۴/۲۴
- انتصاب دكتر اميرمظاهري توسط رئيس واحد تهران مركز دانشگاه آزاد - ۸۷/۴/۲۴
- حضور در انتخابات بدون اهتمام به قانون اساسي بي معناست - ۸۷/۷/۱۶
- با برخي نظرات آقاي مظاهري مخالفت جدي دارم - ۸۷/۷/۱۶
- برج ميلاد؛ ميلاد كارآمدي - ۸۷/۷/۱۶
- رباتهاي ايراني به كارگاه فرش بافي ميروند - ۸۷/۷/۱۶
- ماليات بر ارزش افزوده نبايد تورم جديدي ايجاد كند - ۸۷/۷/۱۶
- گفتوگو با خالق طنز برج ميلاد - ۸۷/۷/۱۶
- برج ميلاد در مالكيت شهرداري تهران باقي ميماند - ۸۷/۷/۱۶
- « بينش ديجيتالي» پايه و اساس «روابط عمومي ديجيتالي» است - ۸۷/۷/۱۶
- روابط عمومي آرماني؛ گذر از ارتباط الكترونيك به ارتباطات سايبر - ۸۷/۷/۱۶
- گسترش ارتباطات رسانهاي براي مقابله با سلطه غرب - ۸۷/۷/۱۶
- ياد بگيريم انتقاد را بپذيريم - ۸۷/۷/۱۶
- طـراحـي؛ نقش فراموش شده در سازمان - ۸۷/۷/۱۶
- انسانهاي موثر مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش ميدهند - ۸۷/۷/۱۶
- ضرورت توجه دختران به فاصله سني مناسب در ازدواج - ۸۷/۷/۱۶
| اطلاع رسانی |
| اقتصاد |
| شهر ما |
| هنر هشتم |
| انديشه |
| افکار عمومی |
| سلامت |
| سرزمین من |
| ارتباطات اجتماعي |
| ارتباطات مالي |
| ارتباطات جهاني |
| ورزشی |
| فرهنگی هنری |
| یادداشت |
| آرمان آنلاین |








