یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
پول یا استعداد

زمانی فوتبال یک حس غرور بود یک گرایش قلبی. یک وابستگی بی حد و حسر به تیم و هواداران.
زمان زیادی از پیدایش فوتبال میگذرد واین بعد زمان، فوتبال و طبع مردم را مانند هر چیز دیگری دست خوش تغییر کرده است.در گذشته فوتبالیست ها برای عشق به تیم و هواداران آن پا به میدان مسابقه میگذاشتند ولی در حال حاضر اوضاع کاملا دگرگون شده است.اکثر فوتبالیست ها در نقاط مختلف دنیا درآمد و حقوق هفتگی را ملاک اصلی انتخاب خود میدانند. عشق،انگیزه و کسب خوش نامی رنگ دیگری یافته و ماهیت ورزشی آن به ارزش اقتصادی تغیرر یافته است.اگر به آنها پول خوبی داده شود برای باشگاه زحمت میکشند و حاضرند به آن عشق بورزند.
این قضیه بارها و بارها توسط بازیکنان مختلف به اثبات رسیده است.چه بسا کسانی بودند که با دریافت پیشنهادهای کلان از تیم های گوناگون به هواداران خود وآرزوهای آنها پشت کرده و راهی تیم دیگری شدند.این مسائل در تیمهای اروپایی به وضوح دیده میشود و جالبتر ازهمه آن است که اسم این کار رو حرفه ای گری گذاشتند.همه این کار را طبیعی و بسیار ساده جلوه میدهند.استعدادها در تیم های کوچک معرفی میشوند، واما زمان مناسب تیم های بزرگ از راه میرسند و با تکیه به پشتوانه مالی خود دست به شکاراینگونه استعداد ها میزنند.
البته در این میان بازیکنانی دیده میشوند که قلب و روحشان برای تیم و هواداران باشگاه خود میتپد.جوانانی که به هیچ وجه حاضر به ترک تیم نیستند وبرای پیراهنی که میپوشند احترام قائل میشوند و در ذهن خود بدل شدن به یک اسطوره را میپرورانند.اما گاه باشگاه های کوچکشان مجبوربه فروش آنها به غول ها میشوند.
امروزه دیگر فوتبال آن بازی ساده و بی آلایش گذشته نیست.دیگر مثل زمان گذشته نیست که یک کارگر بعد از گذراندن روزی سخت در محل کار به زمین بازی بیاید وبرای تیم شهر خودش به میدان برود.دیگر فوتبال آمیزه ای از سیاست، ثروت وعلم است.این همان مفهوم حرفه ای است!!!
پول به یکی از ارکان جدا نشدنی فوتبال تبدیل شده است.باشگاه های ثروتمند در سطح اروپا حکمرانی میکنند و هر تیم ضعیف را در مسیر منفعت خود فنا میکنند و سرمایه کسب شده را بین خودشان تقسیم میکنند و تیم های ضعیف محکوم به کوچک ماندن هستند.غول های اروپا که از میان چند کشور ایتالیا، انگلستان، اسپانیا و آلمان میباشند بهترین بازیکنان را با پول جذب کرده و به پشتبانه قدرت مالی که دارند میتوانند هر بازیکنی از هر جای دنیا بدست آورند و بهترین و سنگین تری دست مزد ها را به آنها میدهند.این فوتبال، فوتبال ثروت مندها ست.

امروزه فوتبال یعنی مدیریت قوی یعنی استفاده از همه پتانسیل های یک بازیکن.یعنی کسب در آمد از هر راهی.دیگر در انگلستان تیم ها باید بر سر جایگاه پنجم با هم بجنگند چون تیم های منچستر یونایتد، چلسی، آرسنال و لیورپول به هیچ تیمی حتی اجازه فکر کردن به بالای جدول رانمیدهند.
چلسی به لطف سرمایه سر شار رومن آبروموویچ مالک متمول روسی خود هر سال تابستان و هر ژانویه دست به خرید بهترین ها میزند و مجموعه ای از با ارزشمند ترین ها رو جذب میکند.منچستر یونایتد و لیورپول هم به همین روال عمل میکنند ومیلیون ها پوند برای خربد های تابستانی و زمستانه خود صرف میکنند، در این بین تنها آرسنال زیاد دست به هزینه و ولخرجی نمیزند.که با وجود شرایط حاضر نیاز به صرف هزینه را به وضوح میبیند.در حالی که امسال آرسنال برای مدت ها در صدر جدول لیگ انگلستان بود ولی در نهایت نتوانست به مقامی بهتر از سوم به دست پیدا کند، در حالی که منچستر قهرمان لیگ شده و یک پای فینال اروپاست.چلسی با وجود اخراج ناگهانی مورینیو به جایگاه دوم رسیده و باید در مسکو مقابل یونایتد به میدان برود.لیورپول هم که هر سال جزو مهمانان دائمی نیمه نهایی اروپاست.که از سه فصل اخیر دو بار به فینال رسیده و یک بار هم توانسته قهرمان شود.در حالی که آرسنال نتوانسته قهرمانی اروپا را کسب کند، وباز هم باید یک فصل دیگر بدون جام را سپری کند. به نظر میرسد که آرسن ونگر نمیتواند فقط با جوانان به جایی برسد.
در ایتالیا و اسپانیا و آلمان هم همچون فوتبال جزیره متمولین میتازند و کوچکتر ها تنها آرزوی نزدیک شدن به آنها را دارند.بایرن مونیخ با صرف 100میلیون دلار پول در تابستان 2007 و با خدمت گرفتن بازیکنانی همچون لوکا تونی،فرانک ریبری و میرسلاو کلوزه با چندین اختلاف امتیاز و چند هفته مانده به پایان مسابقات قهرمان میشود اتفاقی که دیگر در آلمان تکراری و عادی شده است.در اسپانیا رئال مادرید هم با صرف صدها میلیون یورو ،هر ساله بهترین ها رو جذب میکند.ومطعنا اگر امسال بارسلونا دچار آن مصدومیت های پی در پی بازیکنان و اختلاف در بین بازیکنان و کادر فنی نمیشد باز هم همچون سال های قبل کورس قهرمانی بین این دو تین باقی میماند.
در ایتالیا هم دقیقا اوضاع به همین روال است.اگر به لیست بازیکنان اینتر میلان دقت کنید متوجه میشوید که در میان تیم های ایتالیایی پر ستاره ترین تیم میباشند،و دیگر برد تیم ها در رقابت برای جذب اسکودتو برایشان عادت شده.رم و میلان هم نسبت به دیگر تیم های
پر ستاره تر هستند.Aسری
یکی از نمونه های آشکار تاثیر مستقیم و کارای پول بر فوتبال، تیم فنرباغچه ترکیه میباشد.
فنر باغچه از جمله تیم های خوب در فوتبال ترکیه میباشد ولی از زمان پیوستن این تیم به جام باشگاه های اتحادیه اروپا هیچگاه به توفیقی در زمینه لیگ قهرمانان دست نیافته بود.ولی میبینیم با تزریق پول به بدنه اصلی باشگاه حال و روزه فنرباغچه دگرگون شده است.
سال قبل آنها با به خدمت گرفتن روبرتو کارلوس از رئال مادرید تمامه توجه ها روبه سوی خود جلب کردند.امسال هم خبر پیشنهاد تیم ترک ها به ساموئل اتوئو مهاجم سیه چرده بارسلونا به گوش میخورد. و سوای همه این ها ترک ها برای جهانی شدن قدم بزرگتری برداشته اند،آنها با جذب زیکو مربی نام آشنا و توانای برزیلی که آرزوهای زیادی برای ترکها دارد قدم بزرگی برای کسب موفقیت بر داشته اند.
نتیجه این ولخرجی ها و استخدام بازیکنان با کیفیت این است که تیم فنرباغچه توانست امسال به مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کند و تیم بزرگ چلسی را با تمامه ستارگانش در ترکیه شکست دهد تا از این به بعد کسی آنها را یک حریف دست و پا بسته نداند.و در نهایت در لندن با افتخار مغلوب حریف کهنه کار و بزرگ خود شد تا به عنوان یکی از شگفتی های این فصل به شمار بیایند.بله این فنرباغچه همان تیمی است که در همین جام چند سال قبل مقابل آث میلان شکست سنگینی میخورد و آندری شفچنکو در مقابلشان هتریک میکند.
اما سوال اصلی این است:باشگاه ها این ثروت سرشار را از کجا به دست میاورند؟با چه پشتبانه ای میتوانند این مقدار هزینه کنند؟
قرارداد های نجومی برای حق پخش زنده مسابقات تیم ها برای کشور های مختلف سراسر جهان،یکی از اصلی ترین منبع در آمد های آنها است.قرارداد هایی که مبلغ آنها به میلیارد ها پوند برای یک مدت چند ساله میرسد.به طبع در خواست برای قرارداد بستن با تیم های بزرگ بسیار بیشتر از تیم های کوچک است.برای مثال پخش زنده مسابقه تیم های بالای جدول به دلیل حساسیت به مراتب بیشتر از تیم های پایین جدول است.بازی کردن با تیم های بالای جدول برای هر تیم ضعیفی سوای نتیجه میتواند در آمد ساز باشد.چون بازیهای تیم های مطرح هر لیگ به صورت زنده پخش میشود، برای دیدن بازی های تیم های مطرح استادیوم ها از تماشاگر ها لبریز میشوند.تمامه این موارد باعث سرازیر شدن مبالغ هنگفتی ازپوند و یورو به جیب تیم ها میشود.
از دیگر نمونه ها برای کسب در آمد باشگاه ها میتوان به تبلیغات اشاره کرد.حال این تبلیغات شامل تبلیغات اصلی خوده باشگاه هم میشود که معمولا یک یا چند کمپانی اسپانسر اصلی و فرعی میشوند و میتوان روی پیراهن،وسایل ورزشی و بیلنرد های استادیوم و ... تبلیغ بزند.نمونه دیگر از تبلیغات برای بازیکنان است.باشگاه ها از تبلیغی که بازیکنانشان انجام میدهند درآمد کسب میکنند.معمولا در هنگام عقد قرارداد بندی در مورده همین تبلیغات با بازیکنان درج میشود.و باشگاه ها درصد مناسبی از تبلیغات بازیکنانشان دریافت میکنند.
این تبلیغات هم برای بازیکنان و هم برای باشگاه ها بسیار سود آور است.بازیکنانی همچون زیدان،رونالدو،کاکا،کریستیانو رونالدو،وین رونی،فرانچسکو توتی،لوئیز فیگو و نمونه های دیگر برای باشگاه های خود سود آور بوده اند.لطفا به سیاهه باشگاه های این بازیکنان توجه کنید.تمامی در عضویت باشگاه های بزرگ اروپایی بوده اند.یکی از بارز ترین نمونه های این امر فوتبالیست نامی و مشهور انگلستان دیوید بکام میباشد.کسی که به خاطر نحوه زندگی ، معاشرت و نمونه مو و لباس و زندگی جنجالی همیشه در تیتر اول روزنامه ها جای دارد.برای تبلیغ کالای کمپانی ها و شرکت های بزرگ چه کسی بهتر از دیوید بکام که در سراسر دنیا دارای میلیون ها طرفدار میباشد؟
رئال مادرید در سال 2003 با عقد قرار داد جنجالی بکام را از اولدترافرد به ورزشگاه سنتیاگو برنابئو آورد.و چند ماه بعد رئیس وقت رئال بعد از اولین سفر آسیایی تیمش اعلام کرد که با فروش پیراهن های شماره 23 بکام تمامی پول هزینه شده برای به خدمت گرفتن وی جبران شده است،وی از جذب دیوید بکام کاملا راضی بود در حالی که تیمش از زمان جذب وی هیچ جامی در لالیگا واروپا کسب نکرده بود! درسال 2007 میلادی تیم لس آنجلس گلکسی آمریکا با دادن پیشنهاد خیره کننده 250میلیون دلاری، دیوید بکام را به خدمت گرفت و آنها هم مانند رئال مادرید از استخدام این بازیکن همیشه در صحنه کاملا راضی هستند و آن رامعامله ای سود آور مینامند.
یکی دیگر از مثال های بارز تیم منچستر یونایتد انگستان است.وقتی سر الکس فرگوسن عنوان کرد که خواهان جذب پارک جی سونگ بازیکن چشم بادامی کره جنوبی است همه یقین داشتند که یونایتد برای کسب در آمد های بیشتر در شرق آسیا،به خاطر طرفداران زیاد پارک، علاقه به جذبش دارد.یعنی یک قرارداد تبلیغاتی دیگر.به همین خاطر است که از زمان عقد قرار داد با این بازیکن کره ای، منچستر هر سال بلیتش برای آسیا رزرو شده.تمامی این اتفاقات باعث شده تا باشگاه ها در هنگام عقد قرارداد با یک بازیکن علاوه به داشتن توجه به قابلیت های تکنیکی و تاکنیکی، نیم نگاهی هم به توانایی های تبلیغاتی و در آمد زایی یک فوتبالیست داشته باشند.
در سال 2004 میلادی با رخ دادن اتفاقی عجیب بارقه هایی از امید در دل فوتبال دوستان حقیقی رخ داد .جایی که دو تیم موناکو اسپانیا و پورتو پورتغال با حذف بزرگانی چون رئال مادرید و منچستر پونایتد توانستند به فینال جام باشگاه های اروپا برسند.موناکو با درخشش نا متعارف فرناندو مورینتس توانست تمامی حریفان ریز و درشت را شکست دهد و پورتو هم با کاره گروهی،داشتن انگیزه زیاد بازیکنان و مدیریت خوزه مورینیو که در آن زمان در حال پرواز به سوی موفقیت بود ،شگفتی سازهای این جام نام گرفتند .ولی بعد از آن دیگر شاهد بروز این چنین اتفاقاتی نیودیم.و مجددا تیم های بزرگ اروپایی به جایگاه اصلی خود بازگشتند و در سالهای بعدی لیپرپول،بارسلونا و آث میلان توانستند جام را به خانه ببرند.و مثل اینکه قرار است جام میان همین باشگاه ها دست به دست شود.
ولی باید این مژده را به هواداران فوتبال ناب داد که زمزمه حضور تیم هایی چون زنیت سن پترزبورگ روسیه و گلاسکو رنجرز اسکاتلند به گوش میرسد که با وجود بزرگانی چون بایرن مونیخ ،تاتنهام و...به فینال جام یوفا میرسند.زنیت با مربی گری ادوکات هلندی با اقتدار بایرن را در روسیه له میکند و به فینال میرسد.و در نهایت هم جام را به خانه میبرد.آیا این درخشش ها تنها هر از چند گاهی قرار است رخ بدهد؟
در هر حال در این زمان که پول و مادیات یکی از ابزار های اساسی برای کسب انواع قهرمانی و موفقیت میباشد تیم های کوچکتر یا به اجبار باید مانند دیگران بزرگ شوند یا در جایگاه خود دست و پا زده وبه آن بسنده کنند وتنها خاطره خوش دوران گذشته خود را در اذهان تماشاگران داشته باشند.
باید منتظر ماند و دید که آیا قدرت پول و سخاوت بزرگان باز هم به انگیزه و استعدادهای جوانان تیم های کوچکتر میچربد یا خیر؟ فوتبال سرمایه داری تا کجا میتازد؟
محمد خانی