یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
يك حقيقت و دو تجلي

خورشيد در آينه خورشيد
امام بخشي از اين بار مسئوليت را در زمان حيات خويش بر دوش كشيد و با تعابيري بلند و رسا در توصيف فرزند رعنا و برنايش فرمود: «يكي از بازوهاي پرتوان جمهوري اسلامي ... برادري آشنا به مسايل فقهي و متعهد به آن ... ازجمله افراد نادري كه چون خورشيد روشني مي‌بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام... عالم به دين و سياست ... كسي كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين طنين انداز است... سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي در محراب، خطيبي توانا درجمعه و جماعات و راهنماي دلسوز در صحنه انقلاب... در حكم آيه شريفه اشداء علي الكفار و رحماء بينهم ... من آقاي خامنه‌اي را بزرگ كردم... ايشان سرمايه انقلاب هستند... ايشان از اجتهادي كه لازمه ولايت فقيه است، برخوردارند... ايشان الحق شايسته رهبري‌اند، با بودن آقاي خامنه‌اي شما خلا ء رهبري نداريد و ... «و چنين بود كه سكاندار هدايت انقلاب، در اولين سخنراني خود در ميان مردمي كه دست بيعت به سوي ايشان دراز كرده بودند، فرمود: «ما با خدا پيمان بسته‌ايم راه امام خميني را كه راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمين است دنبال كنيم و از هيچ يك از آرمان‌هايي كه به وسيله امام ترسيم شده، چشم پوشي نخواهيم كرد. آرمان‌هايي چون پيگيري سياست نه شرقي و نه غربي، حمايت از مستضعفان و محرومان، وحدت و همبستگي دنياي اسلام، وفاداري به اصل ولايت فقيه، استقلال و خود كفايي كشور، حركت به سمت استعدادهاي جوشان داخلي و ساختن جوانان و اصلي شمردن مسئله فلسطين.»
چالش‌هاي پس از رهبري
جابه جايي‌ها در حوزه قدرت، همواره با مشكلات عديده‌اي درنظام‌هاي سياسي رايج همراه بوده است، اما با ژرف نگري‌هاي امام امت(ره) و درايت و اقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور ميليوني مردم در مراسم تشييع بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، اين انتقال قدرت در نظام اسلامي با كم‌ترين هزينه انجام شد.
به اعتقاد بسياري از تحليل‌گران سياسي، معدل عملكرد و هنر مديريتي و رهبري امام (ره) در برهه زماني 67 تا 68، كه آخرين سال حيات مادي ايشان بر اين كره خاكي بود را مي‌توان با تمام دوران مبارزه و رهبري امام(ره) مقايسه كرد و در واقع سال 1367، سال شكوفايي و اوج هنرنمايي آن قائد عظيم الشأن بود. در اين سال، امام ضمن ترسيم خطوط كلي سياست‌ها و خط مشي جمهوري اسلامي ايران در عرصه‌هاي سياسي، فرهنگي و بين المللي، بن بست‌هاي موجود در اداره كشور را كه جز با يد بيضايي و انگشت اشارت ايشان قابل گشودن نبود، گشود تا روند تكاملي انقلاب را تضمين نمايد. پذيرش قطعنامه 598 و پايان جنگ تحميلي، عزل منتظري از قائم مقامي رهبري و انهدام باند مهدي‌هاشمي، تشكيل شوراي بازنگري قانون اساسي و حذف مرجعيت از شرايط رهبري، از جمله بن بست‌هايي بودكه مي‌توانست هر انقلابي را به زانو درآورد، علاوه بر آنكه با صدور حكم قتل سلمان رشدي و گشايش جبهه فرهنگي اسلام در برابر دنياي غرب، دعوت گورباچف و بلوك شرق به اسلام و تاكيد مجدد برصلاحيت‌هاي آيت الله خامنه‌اي، سياست‌هاي كلي نهال نوپاي انقلاب را ترسيم فرمودند.رهبر معظم انقلاب در شرايطي سكان هدايت انقلاب را به دست گرفتند كه فضاي پيش روي ايشان با دوران زعامت امام (ره) بسيار متفاوت بود. امام با مرجعيت علي‌الاطلاق و پشتوانه حوزه علميه قم، مشهد و نجف و با پشتوانه پنج دهه كار علمي، فقهي، آموزشي وپرورشي و با تشكيلاتي قوي و منسجم از روحانيون و دانشگاهيان قدم در راه مبارزه گذاشت و در طول مبارزه علاوه بر سود جستن از پشتوانه «مرجعيت»، از تلاش‌ها و جانفشاني‌هاي مريداني چون طالقاني‌ها، بهشتي‌ها، مطهري‌ها، خامنه‌اي‌ها،‌هاشمي رفسنجاني‌ها، مفتح‌ها، باهنرها، رجايي‌ها، سعيدي‌ها، غفاري‌ها، اندرزگوها، مدني‌ها، اشرفي اصفهاني‌ها، دستغيب‌ها و ... بهره برد كه‌اين امتياز در سال‌هاي نخستين رهبري آيت الله خامنه‌اي، به رغم تمامي شايستگي‌هاي ايشان، مهيا نبود وسال‌ها به درازا كشيد تا بن‌مايه‌هاي عميق علمي و قابليت‌هاي شگرف فقهي ايشان به رخ مدعيان كشيده‌شود.

مديريت بحران
حضرت آيت الله خامنه‌اي در حالي توسط خبرگان اين ملت براي رهبري نظام اسلامي برگزيده شد، كه كشور آبستن حوادث و مشكلات بسيار بود. رحلت امام يك شوك سهمگين به دولت و ملت ايران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان‌ها سائيده و نشان مي‌دادند. تأسيسات زيربنايي كشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالايشگاهها و صنايع مادر، در دوران جنگ تحميلي خسارات فراوان ديده بودند، ذخاير ارزي كشور به پائين‌ترين ميزان خود رسيده بود و تأمين نيازهاي اساسي و اوليه مردم، تبديل به يك دغدغه جدي شده بود.
تنظيم سياست‌ها و اولويت‌هاي باز سازي كشور با عنوان «برنامه اول توسعه اقتصادي كشور» از چالش‌هاي نفس‌گيري بود كه در اولين سال رهبري ايشان اتفاق افتاد. برنامه‌اي كه به دليل ماهيت ابزاري و سرمايه‌اي خود، موجبات بروز برخي ناعدالتي‌ها و تبعيض‌ها را فراهم مي‌ساخت اما اين امر دليلي بر سكوت و يا شانه خالي كردن ايشان از زير بار مسئوليت نبود و بارها ضمن هشدار نسبت به اتخاذ برخي سياست‌هاي اقتصادي، در مواردي از سرعت گرفتن برنامه‌هاي موسوم به توسعه اقتصادي به دليل فشاري كه برگرده اقشار آسيب پذير و محروم جامعه وارد مي‌آمد، جلوگيري به عمل آوردند.
يكي از مهمترين ويژگي‌هاي مقام معظم رهبري به اعتراف دوست و دشمن، مديريت عالي و خلاقانه‌ايشان در شرايط حساس و بحراني است. اداره يك جامعه در شرايط عادي، شايد كار دشواري نباشد خصوصاً براي مديران و رهبراني كه از تجربه لازم براي اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندي يك مدير و يك سكاندار كشتي در شرايطي ظاهر مي‌شود كه در لحظات بحراني و در ميان توفان حوادث، كيان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند. جنگ اول خليج فارس و حمله صدام به كويت، يكي از اين عقبه‌هاي سخت و سرنوشت ساز بود كه با تدبير وهوشمندي رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور كرديم.
در جريان تجاوز صدام به كويت و ورود نيروهاي غربي به خليج فارس و آغاز درگيري‌ها، گروههايي كه خود را اهل تحليل و صاحب فهم و درك عميق مي‌دانستند، بامشاهده شليك چند موشك اسكاد به اسرائيل، از صدام به عنوان خالدبن وليد دوران ياد كردند و خواستار گشايش جبهه‌اي نظامي به نفع صدام در منطقه شدند تا ناخواسته كشور را درگير دامي از قبل پهن شده نمايند، اما با هوشياري و تدبير رهبري كه جنگ صدام و آمريكا را «جنگ باطل با باطل» ناميدند، انقلاب از دام درگيري با دنياي غرب آن هم در جبهه حمايت از صدام(!) به سلامت عبور كرد تا هوشمندي و درايت ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.

عبور از دوران فتنه
دوران به قدرت رسيدن طيفي از تجديدنظرطلبان در دوره موسوم به «توسعه سياسي» را بايد جزو تلخ‌ترين و سخت‌ترين دوران حيات انقلاب اسلامي به شمار آورد. دوراني كه شاهد بروز و ظهور فتنه‌هايي چون قتل‌هاي زنجيره‌اي، شبه كودتاي 18 تير، يكه تازي مطبوعات زنجيره‌اي و فضاي به شدت ملتهب سياسي كشور بوديم. قصه تلخ قتل‌هاي زنجيره‌اي با هدف فرمان آتش به سوي نظام طراحي شده بود و تبليغات گسترده‌اي كه هيچ تناسبي با وزن واقعي آن نداشت و انسان را به ياد ماشين تبليغاتي گوبلز و هياهوي دروغين و غلوآميز تاريخ معاصر چون سوزاندن يهوديان در كوره‌هاي آدم سوزي و قتل عام ارامنه توسط دولت عثماني مي‌انداخت. واقعه‌اي كه به جاي ريشه‌يابي، توسط برخي گروههاي فرصت طلب و وابسته، به ريشه سازي كشيده شده بود و محوري‌ترين شخصيت‌ها و بنيادي‌ترين نهادهاي نظام را با آتشباري فريب و خدعه و نيرنگ به مسلخ كشانده بودند.
توطئه‌اي كه با هدف دامن زدن به تنازعات داخلي و فراگير نمودن آتش جنگ داخلي، اركان نظام اسلامي را نشانه رفته بود كه‌اين تهديد بنيان افكن، با سرپنجه تدابير رهبري، به فرصتي براي پالايش نظام از نيروهاي نفوذي و موجب شكل گيري صف بندي جديدي به نام نيروهاي خودي و غيرخودي درجريان‌هاي سياسي كشور گرديد.
شكل‌گيري مطبوعات زنجيره‌اي كه درجهت اجراي پروژه‌هايي چون نافرماني مدني، استحاله از درون، ديپلماسي مسير 2، براندازي خاموش، پروژه خندق، تعادل ويرانگر، مقاومت مدني، مشروعيت دوگانه، فشار از پائين و چانه‌زني در بالا، عبور از خاتمي و... تدارك ديده شده بود، با شجاعت و ميدان داري رهبري به تسخير نيروهاي نظام درآمدند تا يكي از مستحكم‌ترين و موثرترين پايگاههاي دشمن كه عبدالله بن ابي‌ها در آن موضع گرفته و فروپاشي نظام اسلامي را نشانه گرفته بودند، دچار اضمحلال و فروپاشي گردد.
برخورد هوشمندانه رهبر معظم انقلاب با پروژه‌هايي چون فشار از پايين و چانه‌زني در بالا و يا پروژه فروپاشي از درون، گواهي ديگر بر برخورد امام‌گونه‌ايشان بامخاطرات پيش روي انقلاب است. معظم له در پاسخ به مدعيان پروژه فشار با صراحت اعلام كردند:» اگر فشار بياوريد حادثه كربلا تكرار خواهد شد نه صلح امام حسن (ع)» و در پاسخ به سردمداران پروژه فشار و استحاله از درون فرمودند:»اصلاحات در ذات و هويت انقلاب است درحالي كه برخي به دنبال نقش آفريني همزمان يلتسيني و گورباچفي هستند. اينها اشتباه اولشان اين است كه آقاي خاتمي، گورباچف نيست. اشتباه دومشان اين است كه اسلام، كمونسيم نيست. اشتباه سومشان اين است كه نظام مردمي جمهوري اسلامي، نظام ديكتاتوري پرولتاريا نيست. اشتباه چهارمشان اين است كه‌ايران يك پارچه، شوروي متشكل از سرزمين‌هاي به هم سنجاق شده، نيست و اشتباه پنجم شان هم اين است كه نقش بي بديل رهبري در ايران شوخي نيست.»
ادامه دارد