یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۷
نگاه دو جهانی شده و برنامه ایران

آنها می‌گویند آنچه تولید می‌کنی آنقدر استاندارد بالایی داشته باشد که هرجا برود انتخاب شود. استاندارد‌هالیوود در ایران، آفریقا و اروپا مصرف می‌شود. زیرا به لحاظ رنگ، تکنیک و همه فاکتورها، روش‌هایی را به کار می‌برند که توسط هر فرهنگ مورد پذیرش قرار می‌گیرد. این نوعی بومی سازی مفاهیم با توجه به استانداردهای جهانی است. جهان دو فضایی شده، منعکس کننده ظهور جهان مجازی در کنار جهان واقعی است. جهان دوم، جهان قدیمی است. در گذشته جهان دوم، جهان ذهن انسان بوده است: تخیلات. انسان‌ها دوست داشتند به هر دلیل از روی جهان اول و فیزیکی پیرامونشان پرش کنند. هر کسی جهان دومی دارد که در آن سیر می‌کند. هرچه جهان فیزیکی تنگ تر می‌شود، جهان دوم فراختر می‌شود. لذا این بحث مطرح شده که جهان مجازی در حال خالی کردن زیر پای جهان فیزیکی است. حجم مبادلاتی که در عالم مجازی در یک هفته بورس نیویورک انجام می‌پذیرد معادل یک قرن مبادلات مالی قرن هجدهم است. بنابراین این فضا خیلی جدی است. این فضا، فضای سینمایی نیست که پس از بیرون آمدن از سالن سینما چشم‌ها را بمالید که از فضای سینما خارج شوید. اگر شما با صنعت جهان مجازی آشنا باشید می‌بینید که الآن بحث توریسم طبیعی (آینده) مطرح شده است. حتی امروز برای طبیعی شدن ارتباطات مجازی انتقال بو هم امکان پذیر شده است. جهان مجازی در کنار جهان فیزیکی است. حال این بحث جدی مطرح است که پارادایم دو فضایی شدن جهانی، معرف دو جهانی شدن جدی است. جهانی شدن در جهان واقعی که مرتبط با سرعت گرفتن صنعت حمل و نقل است. جهانی شدن در جهان مجازی که نتیجه صنعت همزمانی ارتباطات است. اینجا هم سرعت معنا دارد. سؤال این است که آیا جهان مجازی و جهان فیزیکی در مسیر یکدیگر قرار دارند یا چرخش‌های متفاوتی در این دو جهان تجربه می‌شود؟ شاید بشود گفت در کشورهایی چون هلند که در سال 1992 وزیر اینترنت خود را منصوب کردند، این دو جهان با هم در حال چرخشند. در واقع چرخش هماهنگی دارند. ولی وقتی در جهان مجازی برنامه ریزی نمی‌شود، آن هنگام هر جهان متفاوت از دیگری اداره می‌شود.
بحث دیگر این است که تغییرات بنیادینی در فرآیند کار بوجود آمده که باید در بحث برنامه عمل جمهوری اسلامی ایران مد نظر قرار دهیم. به نظر من این تغییر، تغییر در مفهوم زمان و در مفهوم کار است. البته بحث‌های زیر ساختی بنیادینی چون دیجیتالیزه شدن، تعاملی بودن این فضا و بحث مرکزی بودن وجود دارند، ولی در کل فرآیند، آن‌ها در دو نقطه تفاوت دارند.
اگر فرض بگیریم که ساعت‌ها تغییر کنند. شب و روز یک ساعت شود. آن هنگام ما با چه تحولی مواجه هستیم؟ اگر کار از 8 ساعت به 10 دقیقه تبدیل شود با چه تحولی مواجهیم؟ مگر فرآیند کار عوض نشده است؟
در ادامه بحث از 3 حوزه ارتباطی سخن می‌گویم. یکی رابطه حاضر با حاضر است که جهان واقعی را تشکیل می‌دهد. جهان دوم، جهان واقعی – مجازی است که رابطه غایب با حاضر است. رابطه‌ای که در اینترنت جستجو می‌کنید از همین قسم است. یا در بانک پول خود را تهیه می‌کنید یا کاری را در اداره‌ای انجام می‌دهید. رابطه حاضر با غایب است که نام او را می‌توان جهان واقعی – مجازی دانست.
جهان سومی هم فرض می‌شود که بسیار پیچیده بوده و در عین حال تحول بزرگی در زندگی انسان بوجود آورده است که از آن به جهان مجازی تعبیر می‌کنند. در این جهان رابطه غایب با غایب حاکم است. یعنی اساساً در اینجا رفتار انسان است که عمل می‌کند، نه خود انسان. لذا 3 نوع کار از هم تفکیک می‌شود:
کار حضوری، کار حضوری - غیابی و کار اتوماتیک.
کار اتوماتیک در جهانی اتفاق می‌افتد که مبتنی بر رابطه غایب با غایب است. اینکه موبایلت را برنامه ریزی می‌کنی که 8 صبح یک مسیج به بانک خودت بفرستد. خیلی‌ها وقتی پای این مباحث به میان می‌آید نگران وضع انسان هستند. چارلی چاپلین در عصر جدید انسانی را به تصویر می‌کشد که دائماً یک چیزی را می‌پیچاند و رفتار ماشینی گرفته است. ولی اینجا دوره عاقل شدن انسان است.
جهان سیاست، دنیای غیر عقلانی است. جهان به طور کلی و جهان استعمار رو به غیر عقلانی شدن می‌رود. هیچ عقلی بر آن حاکم نیست. فقط پای منافع در میان است. در جهانی که رابطه غایب با غایب حاکم است، انسان مسئولیت‌های خود را به ماشین واگذار می‌کند و ماشین به جای او عمل می‌کند. این البته سلطه انسان بر ماشین است نه سلطه ماشین بر انسان.
در جهان جدید دو فاکتور زمان و کار متحول می‌شوند. زمان، مفهومی اقتصادی و فرهنگی است. در اقتصاد از ارزش زمان سخن به میان می‌آید که مربوط به تولید اقتصادی زمان است. به این معنا وقتی که کاری انجام می‌دهید، بخشی از کار انجام می‌شود. زمان مفید کار خیلی کم است. برای محاسبه ارزش کامل زمان، زمان تلف شده را از کل زمان کسر می‌کنند، نتیجه زمان کامل است. آن چیزی که تولید مفید انسان محاسبه می‌شود مربوط به زمان مفید کار است.
در واقع محاسبه همه زمان برای انجام کار، مطالعه عوامل تخریب کننده زمان است. یکی از عوامل تخریب کننده زمان در محیط کار عوامل اخلاقی است.
تفاوت زمان مجازی و زمان فیزیکی را در نظر بگیرید. زمان فیزیکی خاصی نیاز است تا پرونده‌ای را به اصفهان برده و امضا کنید و باز گردید. حال اگر این عملیات را با کلیک موس انجام دهید چه می‌شود؟ این تفاوت زمان کامل کار در جهان فیزیکی و مجازی است. ما با مفهومی متفاوت از زمان مواجه هستیم. زمان واحد پول و ارزش کار است. مدت زمان انجام کار متغیر اصلی در ارزش گذاری کار است.
انیشتن تغییر زمان را وابسته به مفهوم حرکت می‌داند. در واقع حرکت است که زمان را تعریف می‌کند. کلمه نسبت در مفهوم انیشتنی اشاره به این دارد که زمان متغیری است که بستگی به سرعت حرکت دارد. هرچه سرعت حرکت بیشتر باشد زمان کوتاه تر است.
از نظر انیشتن شیئی که با سرعت بیشتری نسبت به شیئی دیگر حرکت می‌کند زمان کمتری را به خود اختصاص می‌دهد.
از نظر نیوتن زمان امری عینی است که ظرفیت واقعیت شده است. البته تئوری نیوتن با مفهوم زمان مجازی نقض می‌شود. زیرا نیوتن زمان را امری ذاتی می‌داند...
ادامه دارد