بنابراين سانسور يك امر a proiori است كه ناقض موجوديت، و پناهنگ استمرار جوهريت است. منظور از جوهريت همان نيروهای سكونگونه و كوبنده فرامتنی ارسطويیست. و اين متن بايد روزی آنقدر بزرگ و والا شود كه كس جرأت دست بردن در آن را نداشته باشد. يا نوشته از حالت ابژه بودن در آيد و سوژه شود. مخالفت با همان دخالتهای نيروهای برون متنیيی كه در مبارزه با آن روزگاری جنبش فرماليسم به وجود آمد.
در قلمرو شهروندی دال در يك پيوند ارگانيكی به حركت میافتد. در اين حيطه چون قدرت بيرونی و نظارتگر وجود ندارد، زبان چونی ماورايی خود را از دست میدهد. پس تنها در اين حوزه است كه زبان زندهگی میشود و به بودش نزديك. به اين شكل متن- زبان كه در حيطه شهروندی ساخته شود، از جوهريت دور و نقدپذير میگردد.
يك واژه در يك شعر با تمام واجگان آن شعر پيوند دارد (طنز و لطيفه نمونه گويای اين پيوند است). اين جستار نظری ساختگرايی متن بر آن اصل و در آن تركيب خود را نشان میدهد: توازن و تخالف، شباهتها و تقارنهای آوايی و دستوری از يكسو و تقابلهای آوايی و دستوری از سوی ديگر. در شعر و در بسياری موارد در داستان حتا يك واژه به شكل بیطرف و بیكاره نمیتواند وجود داشته باشد. يا نبايد وجود داشته باشد. ادگار آلن پو، پدر داستاننويسی آمريكا، میگويد: “... در تمامی داستان، نبايد حتا كلمهای نوشته شود كه مستقيم يا غيرمستقيم، به آن يگانه طرح از پيش ساخته شده متمايل نباشد.” همانند انسانهای شهروند كه با هم پيوند ارگانيك و آشنايی دارند. آشنايی جهانشمول كه میخواهند در دستگاه تجريدی و فلسفی زندهگی با وجود تفاوتها، تخالفها و شباهتها برابر باشند و اين خود مايه و بنيان زندهگی مدنی شود. انسانها همديگر را به جای حذف (…) تحمل میكنند. همانگونه كه انسان با «بد» (متفاوت بودن) مدارا میكند، واژه «بد» را هم میخواند و نقد میكند. اين انعطافپذيری به توان و دامنه داوریها و بالندهگی میافزايد. خواننده میتواند از متن لذت ببرد و آن لذت از حق داوری و اختيار و تأويل خواننده سرچشمه میگيرد كه فرهيخته و بالغ انگار شده (نه كودن) و به شعور او با مميزی توهين نشده: من از هنری لذت میبرم (يا لذت نمیبرم) و به آن احترام میگذارم و اين بسته به آن دارد كه بدانم آن هنر قائم به خود است و در بودش انگولك نشده. من به هستیيی كه در آن اختيار و غرور باشد، احترام میگذارم.به هر حال، زبان و متن تنها در امنيت قلمرو شهروندی و هراسانديش نبودن آگاهانه يا ناآگاهانه نويسنده پیريزی میشود. به وجود آمدن پارهای از هنر (به ويژه هنر آوانگارد) جسارت است، اما مميزی میزيد تا جسارت را نيز از متن- نويسنده بگيرد، يعنی خوراك سانسور چه بسا بیجسارتی و كليشهآفرينی و بازآفرينی كليشه است. با آن جسارت بود كه رابله و مالارمه و مارسل پروست و ديگران با متنهاشان خانهتكانی در زبان روزگار خود انجام دادند. به عبارت ديگر، متن را نمیشود ارشاد كرد مگر هستی آن را نصفه و نيمه بينگاريم يا خود را ولی كه در آن صورت بحث از جستار شهروندی بیمورد است.
خواننده و نوشته سانسورشده
در نظريه خوانندهمداری خواننده در آفرينش متن نقش بنيانی دارد (ريفاتری) و متن (شعر) در زمان خواندناش شكل میگيرد. در اينجا نه مؤلف كيستی دارد و نه نيت او مهم است (فوكو). موضوع خواننده از دو سو دارای اهميت است: 1- نوشته به شكل مميز-مخاطب نوشته شود (متن خواندنی)، 2- خوانندهمدار باشد و خواننده نقش فعال در نوشتن متن داشته باشد (متن نوشتنی).
در مورد اول، اگر اثر با شيوه مميز-مخاطب نوشته يا ويراستاری شود، نقش خواننده كنشگر به سود خواننده در نقش مميز كنار گذاشته شده. نوشته اگر با استادی هم خود را بنگارد باز هم به يك سويهگی تمايل خواهد داشت. به اين شكل نوشته مميز-مخاطب كلته است، زيرا با انسان (خواننده) به سودهگی سخن نمیگويد و بر حسهای چندگانه او تأثير مطلوب و اثرگذار نمیگذارد و نيروی خيالپردازی و نوآفرينی خواننده را محدود میكند (آن چيزی كه بارت آن را «خوشی» ناميد). يا برهنه از تماميت حسی و جامعيت روانیست مانند موجودی كه از انداماش يكی كم باشد. مثلا عشق تقطير يا تصعيد شده پارهای از عرفا داستان همه يكجای پيوند احساسی بشر نيست. زيرا همچنانكه پا به دنيای مدرن میگذاريم عشق تقطير نشده اين بار آزادتر و به شكل پربارتر در دامان بيان ادبی قرار میگيرد كه تمام نيروهای آفرينندهگی نويسنده-متن را بيدار و هنرمندانه بسيج میكند. اين مرحله زيباشناختی مسأله لمس نيروهای درونی و عينی و پيوند مستقيم ميان خواننده و زبان است (بارت اين را لذت نامگذاری كرد)، همان وجد جنسی شاعرانهای كه آن را اروتيسم يا اروتيكا ناميدهاند. زنده كردن شاعرانه و هنرمندانه ارتباط و ميل جنسی روابط بين زن و مرد، جستار سكس را مدنی میكند.
يعنی دوست داشتن و علاقه به همديگر يا عشق لدنی را از مرحله گريز و گسست، وازدنها و چه بسا وابستهگی كودكانه و نيازهای اوليه (ارسطو) به مرحله علاقه به شكوفايی ديگری راهگشا میشود. در اينجا ديگر مسأله عاشق حرمانزده و معشوق عشوهگر نيست، بلكه عشق كنشگر دو سويه فرمانروايی میكند كه در پی برابریست. اينجاست كه نقش ديگری در آينه خيال ما نقش میبندد و عشق تقطيرشده اين بار به شكل مدرن از دنيای وحش يا آسمان يا جهان حرمانها به جامعه بر میگردد. به اين ترتيب، پيش از اين كه روانشناسی پا به عرصه عشق بگذارد، دنيايی كردن سكس و آوردن آن به حوزه شهروندی جامعه، به گردن ادبيات و هنر افتاد. ميكل آنجلو چنان با احترام و استادانه از بدن عريان زن و مرد مجسمه ساخت كه كسی جرأت نمیكرد نگاه غير هنرمندانه به آنها داشته باشد.
او اين آفرينش را برای ارضای ميل جنسی بيننده (و شادی او) نيافريد، بلكه مرتكب گناه كبيرهای شده بود كه تنها نگاههای هنرمندانه به عريانی میتوانست او را از ارتكاب آن بزه برهاند. هنر بدن را از اسارت و بردهگی قرون ميانه بيرون آورد و گفت من آفريده خدا و هنرم. و هنر آن چيزی نيست كه پوشيده و لنگ باشد. اين پرورش ديد هنرمندانه انسان به بدن رفته رفته سانسور (پوشش) را درونی كرد و آنچه كه ناماش را اكنون آزادی میگذاريم به شكلی برای بشريت به ارمغان آورد.
دكتر فاوست روح يا ويژهگی اثيریاش را به مفستوفل فروخت تا بتواند هنر و مهارتهای زيستن كامل را روی خاك اسفل و جهان فرودين فرا گيرد. او میخواست آنچه را كه برخی در پنهان و در دنيای خلسه جستوجو میكردند آشكارا در قلمرو مدن به دست آورد. از آنچه كه نفرين شده بود آشنازدايی كند. فاوست ثروت و قدرت میخواست. میخواست توش و توان بشر رهيده را نشان دهد و با زنهای زمينی كه همواره زمينی بودهاند و ديگر نمیخواستند در دام عرفان مردانه دورانهای مردسالاری بيفتند باشد.
ادامه دارد
- مشکلات رفتارگرایی در تمایز انواع رفتار - ۸۷/۴/۲۳
- پوشیدن لباسهای تنگ با رنگهای زننده در عربستان ممنوع شد - ۸۷/۴/۱۹
- همایش «مبانی نقد» برگزار میشود - ۸۷/۴/۱۹
- شاخصهای هنر پسامدرن - ۸۷/۴/۱۷
- نمايندگان دولت را ياري دهند - ۸۷/۶/۱۴
- بايد تمدن گفت وگوها را مطرح کنيم - ۸۷/۶/۱۴
- اعتراف عباسي به وجود فاصله شديد طبقاتي - ۸۷/۶/۱۴
- با افزايش قيمتها، مردم در خريد شتاب نكنند - ۸۷/۶/۱۴
- پائیز؛ توزیع سود سهام عدالت - ۸۷/۶/۱۴
- پیشنهاد قطر: گفتگوی مستقیم ایران و شورای همکاری - ۸۷/۶/۱۴
- برنامه هستهاي ايران، محور مذاكرات ساركوزي-اسد - ۸۷/۶/۱۴
- عدم حمايت كريماف از به رسميت شناختن جمهوريهاي قفقاز - ۸۷/۶/۱۴
- ژيمناستيك، قرباني بزرگ فوتبال - ۸۷/۶/۱۴
- لیگNBA حدادی را از تیم ملی غافل نکند - ۸۷/۶/۱۴
- فیلمهای آخر هفته تلويزيون - ۸۷/۶/۱۴
- شبهای خاطره انگیز در نمایشگاه قرآن با احتمال خاموشي - ۸۷/۶/۱۴
- فرصت اصلاح كلان قانون انتخابات از دست رفت - ۸۷/۶/۱۳
- بیداری مردم آمریکای لاتین،اتفاقی مبارک است - ۸۷/۶/۱۳








