یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷
جامعه‌شناسی‌سانسور

در اين‌جا حوزه‌ شهروندی همان شكوفايی اگزيستانسياليستی متن و واژه‌گان است. اكنون دورانی‌ست كه همه چيز هستی و حقيقت مستقل خود را می‌جويد تا زنده‌گی زمينی ارگانيك و رنگارنگ‌تر شود و شادی (لذت) به شكل ديگر به زمين باز گردد. آزاد از نيروهای ارغنده كه می‌خواهند او را به هيأت خواسته‌ خود در آورند و آن را نص جاودانه بخوانند. از اين رو متن مكانيسم خود را دارد و خود را بر بنياد نيروهای بازدارنده‌ درونی و فضيلت‌های شناخته و فلسفی‌شده مميزی می‌كند. نوشتار نخست از درون (با اميد به زنده‌گی و مرگ و...) به حوزه‌ متنيت می‌گرايد. شاعر مدرن از ماوراها گسسته سپس در حوزه‌ مدنی جامعه جای گرفته و با شعرش ناوابسته‌گی و فرهيخته‌گی خود را از ماورا نيز اعلام كرده تا واژه‌گان به رقص در آيند و آواها او را بنگارند. بر اين بنا، واژه‌گان ابتدا می‌روند تا رقصيدن (يا شايد هوس‌‌انگيزی) را فرا گيرند تا آواها بتوانند آن‌ها را به رقص وا دارند. شايد آن‌چه كه يك نويسنده و شاعر نياز دارد اعتراف به شورشی و خطرناك بودن خود (نيچه) و وجود تباهی و ويران‌گری كامل است تا راه‌های خودداری و بيان شاعرانه و هنرمندانه را فرا گيرد (شايد مانند فروغ). هرچه اين گزينش بيش‌تر، هنر و زنده‌گی انسان بيش‌تر می‌گسترد.
در اين فراشد واژه‌گان از سيطره‌ آرا و داوری‌ها و تحميل ارزش‌های اقتدارگرايانه در امان می‌مانند تا بتوانند به ادبيت كلام برسند. ادبيت به گفته‌ ياكوبسن همان «دگرگونی گفتار به نوشته‌ ادبی» و گذار از استبداد به دموكراسی‌ست. زيرا زمانی كه نويسنده با خودآگاهی يا ناخودآگاهی گوشه‌ چشم به سانسور داشته باشد، متن (خود) را ناخواسته و شايد اجبارا مفلوك كرده يا از قلم‌رو حوزه بيرون رانده. ممكن است آن چيزی كه در نوشته حذف می‌شود، همانی باشد كه ارزش‌مندتر است (واسازی). او اگر به خود ارجاع می‌كند برای ويرايش، تهِ ذهن‌اش چه بسا بيش‌تر متوجه فرار از ويرايش بيرونی و چاپ اثر است و اين فراشد ممكن است تا آن‌جا پيش رود كه نويسنده سانسور بيرونی را درونی كند و خود چوب در دست از پس متن بيفتد و روايت آن شود كه نمی‌خواسته و نمی‌خواهد. در اين شرايط بلای ادبی-انسانی رخ داده.
متن چه‌گونه به وجود می‌آيد و انسان مدرن چه‌گونه شكل می‌گيرد؟
همان‌طور كه اشاره شد، متن دارای اثر ديناميكی و ساز و كار و مناسبات عناصر درونی و پيوند بين واژه‌گان و (با در نظر گرفتن وجود خواننده) دارای حيات ويژه‌ خود است. از اين رو موكاروفسكی معتقد بود كه از راه واقعيتِ متن واقعيت بيرونی را می‌شود شناخت (يا از اين منظر حتا واقعيت بيرونی را ساخت). تحليل متن با ياری گرفتن از خود متن و دلالت‌های معنايی آن امكان‌پذير است. در نظر گرفتن شكل و شالوده‌ درون نوشته و ادبيت اثر «علمی» و مستقل كردن آن بود. تنها از اين دری‌چه‌ متن اهميت پيدا می‌كرد كه تاريخ‌اش تاريخ گسست از ماورا باشد. شعر نيز در فضای شهروندی شعريت می‌يافت همان شعر از بند رسته‌ «نو». آن‌جا كه سدهای زبانی كه در ماورا و بيرون از حيطه حكومت می‌كنند كنار زده می‌شود.
پس اگر نيروی واهمه‌‌ای سر راه متن يا شعر قرار گيرد يا به شكلی در پس ذهن نويسنده باشد يا نويسنده از ترس يا نگرانی سانسور و نه وجدان فرهنگی و مذهبی و وجود خواننده (يا خوانش) نوشته خود را مميزی كند، از ارزش ادبيت و نقد كردن و تأويل نوشته كاسته می‌شود. شما می‌توانيد به نقد هستی‌يی كه دارای ساز و كار و مميز درونی‌ست بپردازيد، اما قدر مسلم نه به نوشته‌‌ای كه نمی‌دانيد چه سازه‌ بيرونی در نوشتن آن دخيل بوده. بخشی از كار منتقد ما شايد بررسی ننوشته‌ها باشد، اما او هم با سانسور سر و كار دارد! از اين رو، نه نقد نقد (علمی) است نه نوشته متن كامل.
در اين‌جا لازم به يادآوری‌ست كه هر چند سانسور بيرونی ممكن است سبب شود نويسنده با به كارگيری استعاره (جانشينی) و مجاز مرسل (هم‌نشينی) يا شگردهای ديگر راه فرار بيابد يا طرح‌های انتزاعی بريزد، اما آبش‌خور و مبنای كار هنری تماما گريز نيست (مگر اين‌كه گريز به شكل يك جنبش ادبی در بيايد)، بل‌كه همايی و ضرورت‌های متن و هنر و هنريت است. ابهام‌نويسی برای خيال‌آفرينی و ارائه‌ دنيای نو به كار می‌رود. ابهام در حضور هنر است نه در قربان‌گاه سانسور و نظارت كه چه بسا اثر را از ستيغ هستی فرو كشد تا آن شود كه قدرتی با شرايط خود بپذيرد يا نپذيرد. از اين رو «نويسنده» در وهله‌ اول به واژه‌گان و شخصيت‌های داستانی خود احترام می‌گذارد و نمی‌تواند آن‌ها را تسليم نيروهای بيرونی كند، اگر چنان‌چه باور كرده كه خود او هم متن و شهروند شده است. آن احترامی كه سانسورگر را به رسميت نشناسد و به «آفريده»‌ خود توهين روا ندارد.
«خداوند» نيز آن توهين را از شيطان به آفريده‌ خود يعنی انسان نپذيرفت و بشر را آزاد خلق كرد تا مسؤول كردار خود باشد. او را معلول و مفلوك نيافريد تا چيزی آفريده باشد تا كسی را خشنود كند. طرح «بهشت» و «جهنم» نيز برای تبيين اختيار بود كه انسان خود حق گزينش داشته باشد و با اختيار نيرويش را رها كند: خواننده يا متن را می‌خواند يا نمی‌خواند. علم نقد نيز در اصل شايد همان شكل پالايش شده و مدنی سانسور باشد برای تحليل و مطالعه‌ علمی متن به شكل ديالوگ تا راه گزينش و آفرينش هموارتر شود كه اين خود بحث ديگری می‌طلبد.
به اين شكل سانسور بر ضد متن و خواننده است. بيش‌ترين و به‌ترين آثار ادبی مدرن دنيا در ميدان آزادی انديشه نوشته شده‌اند. پس به نظر ضروری می‌رسد كه برای به دست آوردن اين آزادی نخست می‌توان با پيكان ناوابسته‌گی به سازه‌های برون از حوزه‌ شهروندی بر ضد مميزی مبارزه كرد. اگر وظيفه‌ شاعر و نويسنده و متن از ميان بردن نيروی عادت و آن‌چه بوده باشد كه كار سانسورگر بيرونی بيش‌تر بر ضد اين آشنازدايی‌ست. سانسورگر چه بيرونی چه درونی شده‌اش همواره در پی نظم و ثبات و دنيای كليشه می‌گردد و محتاط است در حالی كه ادبيت بر بنيان سرشت خلاق‌اش از اين نظم روی می‌گرداند: از نظم متعارف (كريستوا). واژه‌گانی كه متن را می‌سازند و ماده‌ اصلی كار آفرينش‌اند با جهان بيرون از متن سانسورگر متفاوت است. واژه‌‌ای ذات حقيقت دارد (مالارمه) كه از بار معنايی (و در اين جا بار فراسويی) و كاربرد هر روزه‌اش جدا می‌شود. و اگر بينگاريم كه اثر ادبی، زبان و متن اقامت‌گاه هنر است، وراها و دلالت‌ها حكم خانه به دوشی را دارد.
زبان و متن، بار دگر، هستی اگزيستانسياليستی دارد كه بار مسؤوليت هستی خود را به دوش می‌كشد. در اين‌جاست كه نوشتار از حالت متافيزيكی بيرون می‌آيد و به رشد و بالنده‌گی می‌رسد. از جوهريت می‌رهد و هستی خود را با بودش خواننده كه (پيشاپيش) در متن گنجانده شده می‌آزمايد. اين‌جا متن ارزش نقد كردن پيدا می‌كند و خواننده خود را در متن می‌يابد (اين هرمنوتيك زمان خصوصی خواننده است).
ادامه دارد

جدیدترین اخبار
- انتقاد دفتر فرماندهي كل قوا از مستند دفاع مقدس - ۸۷/۸/۲۰
- تذكرات نمايندگان بايد ضمانت اجرايي داشته باشد - ۸۷/۸/۲۰
- نشست طراحان استيضاح وزير جهاد - ۸۷/۸/۲۰
- بازيگران سينماي ايران روي صحنه تئاتر چه مي‌كنند؟ - ۸۷/۸/۲۰
- معرفی حقیقت انسان مهمترین ماموریت ملتهای منطقه - ۸۷/۸/۱۹
- اميدوارم مذاكرات مستقيم آمريكا - ايران فراهم شود - ۸۷/۸/۱۹
- خاتمي کانديداي قطعي ائتلاف اصلاح طلبان - ۸۷/۸/۱۹
- انتخاب منصور قمشه به عنوان چهره ماندگار و پيشكسوت روابط عمومي - ۸۷/۸/۱۹
- انتصاب مدير جديد روابط عمومي بانك مركزي - ۸۷/۸/۱۹
- ایران؛ پاشنه آشیل روابط جدید آمریکا با اسرائیل - ۸۷/۸/۱۹
- وضعیت سیاسی دانشگاه‌ها راضی کننده نیست - ۸۷/۸/۱۹
- يک سوم ازدواج فرانسوي‌ها به طلاق مي‌انجامد - ۸۷/۸/۱۹
- کمک 5 ميليارد توماني رييس جمهور به دارالفنون نرسيد - ۸۷/۸/۱۹
- بررسي پوشش بيمه‌اي خدمات درمان ناباروري - ۸۷/۸/۱۹
- مصرف 300 ميليارد تومان آنتي‌بيوتيك در ايران - ۸۷/۸/۱۹
arman-prsamp.gif radio_8thart.jpg صفحه اول
advertisement