پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۷
عدالت اجتماعي همچنان رنگ مي‌بازد

صبح يک روز بهاري و ساختمان زيباي بنياد باران در نزديکي‌هاي هتل هما به‌اندازه کافي جذابيت داشت تا معاون رئيس‌جمهوري در دوره رياست سيدمحمد خاتمي به تخريب کنندگان جريان اصلاحات به صراحت پاسخ گويد و مدعيان جريان اصول گرايي را نيز به چالش بکشاند. محمدرضا عارف که در اعتراض به نحوه ردصلاحيت‌هاي انتخاباتي با وجود تاييد صلاحيت انصراف داد اين روزها از مهره‌هاي اصلي جريان اصلاحات در عرصه بازي‌هاي سياسي است. عارف که در دوره اصلاحات از ياران نزديک خاتمي بود در دوره‌اي که رييس جمهوري پيشين کشورمان بيش تر نقش هدايت و نظارت جريان اصلاحي را بر عهده دارد به بازيگر اصلي تبديل شده و خود را براي کانديداتوري انتخابات رياست جمهوري از سوي اصلاح طلبان آمده مي‌کند. وي که از چهره‌هاي کم مصاحبه در عرصه سياست است پاسخگوي سوالات روزنامه سرمايه درباره مسائل گوناگون شد که به دليل معذوريت در جا و از سوي ديگر معذوريت در چاپ برخي از سخنان وي قلم گرفته شد.
متن کامل مصاحبه روزنامه «سرمايه» با دکتر محمدرضا عارف معاون اول رئيس‌جمهوري سابق و رئيس پيشين دانشگاه تهران بدين شرح است:
• من سوالاتم را با دلايل کناره‌گيري شما از فضاي انتخاباتي شروع مي‌کنم. با توجه به اين که تقريبا مشخص بود که انتخابات با چه فضايي آغاز خواهدشد، دلايل ثبت نام و کناره گيري شما چه بود؟
ما به طور متوسط هرسال يک انتخابات داريم و مي‌شود گفت که تقريبا در اغلب انتخابات بعد از انقلاب، ما به جاي اين که مبناي تصميم را «مرقانون» بگذاريم، تقريبا بر اساس سليقه عمل مي‌کنيم و اين عملکرد سليقه اي، کشور را در آستانه انتخابات، در طول انتخابات و بعد از آن دچار چالش کرده است و چندماهي جريانات سياسي، گروه ها، احزاب و بعضا مسئولان درگير اين مساله بوده‌اند که اين کار قابل دوام نيست، يعني ما نياز به قانون شفاف و خيلي روشن داريم و مجريان اين قانون هم بايد به قانون عمل کنند. براساس قانون و با درنظر گرفتن حداقل‌ها يعني کساني که حداقل صلاحيت‌ها را دارند بايد مورد تاييد قرار بگيرند و انتخاب اصلح يا حداکثر صلاحيت را به صاحبان اصلي آن يعني مردم بسپارند.
• منظورتان از«ما» چه کساني هستند؟
برگزارکنندگان انتخابات، به هرحال ما برگزارکنندگان انتخابات هستيم. من هم خودم را جزو حکومت مي‌دانم و هم آن‌ها را. ما دو گروه نيستيم که رودرروي يکديگر باشيم و در اين جا بيش تر منظورم از «ما»، برگزارکنندگان انتخابات يعني هيات‌هاي اجرايي، نظارت و بعضا شوراي نگهبان به عنوان سرمرجع قانوني است.
• ولي طيفي که شما از آن به عنوان «ما» ياد مي‌کنيد، برخي از آن‌ها الان جزو حکومت محسوب نمي‌شوند و به سادگي با آن‌ها برخورد مي‌شود م.ثل وزراي کابينه آقاي خاتمي.
نه، ما برگزارکنندگان انتخابات را در اين زمينه مي‌گوييم و آن‌ها بايد طبق قانون عمل کنند و لازم است کف قانون را اجرا کنند.
• مشخصا شما هم، همه‌تان جزو حکومت نيستيد.
ما حکومت را جزو خودمان مي‌دانيم و خودمان را جزو حکومت.
• ولي حکومت شما را جزو خودش نمي‌داند،
منظورتان از حکومت چه کساني هستند؟ تعدادي برگزارکننده انتخابات را که ما حکومتي نمي‌دانيم.
• ولي شوراي نگهبان که تعدادي برگزارکننده انتخابات نيست.
اين بار مشکل ما با هيات‌هاي اجرايي و نظارت بود نه شوراي نگهبان.
• ولي شوراي نگهبان که مي‌توانست پادرمياني کند.
به هرحال با اين فضا که بعضا به جاي مردم تصميم گيري مي‌کنيم، کشور را با چالش‌هاي جدي روبه رو کرده ايم. متاسفانه نتيجه اين چالش‌ها در هر انتخاباتي، ريزش بخشي از نيروهاي خودي بوده است اين براي نظامي که به مردم اتکا کرده و همه چيزش مردم است، بسيار خطرناک محسوب مي‌شود. من به گزينش اعتقاد دارم، اما در چارچوب قانون نه حرکت فراقانوني و به جاي مردم تصميم گرفتن. پيش بيني خود من که در اين زمينه محافظه کارانه هم بود، اين بود که با توجه به اقبال مردم به اصلاحات و مقايسه بهتر عملکرد هشت ساله ما در اين سه سال، مردم به ما راي خواهند داد. در تهران اقبال مردم به تفکر اصلاح طلبي که در حقيقت همان تفکر خط امامي است بالا بود.
• آيا با توجه به سابقه مجلس ششم، از قبل مشخص نبود که ردصلاحيت‌هاي گسترده‌اي اتفاق خواهد افتاد؟
الان مجلس ششم يک چماق شده. فضاي مجلس ششم باز بود و اقدامات خوبي هم در آن انجام شده بود. الان به محض اين که اسم مجلس ششم برده مي‌شود، مي‌گويند مجلس سياسي، در صورتي که در بعد اقتصادي عملکرد مجلس ششم به هيچ وجه با مجلس هفتم قابل قياس نيست.
• من قصد نقد عملکرد مجلس ششم را ندارم ولي با توجه به سابقه مجلس ششم، اين ردصلاحيت‌ها قابل پيش‌بيني نبود؟
تعداد سوالاتي که در مجلس ششم از وزراي آقاي خاتمي مي‌شد که من بارها درجلسه مسئولان مجلس گفتم، از تعداد سوالاتي که مجلس پنجم يعني مجلس راست از آقاي خاتمي مي‌کرد بيش تر بود. اين که بياييم دستاوردهاي ارزنده فرهنگي و اقتصادي مجلس ششم را کنار گذاشته و تنها با يک ديد خاص سياسي، اين موضوع را مطرح کنيم براي اين که مقدمه زدن‌ها و حذف‌هاي بعدي باشد، بي انصافي است. من نمي‌خواهم همه عملکردهاي مجلس ششم را تاييد کنم. همه مجالس ما نقاط قوت و ضعف داشتند. اما در مقام مقايسه، مجلس هفتم ضعيف‌ترين عملکرد را در بعد نظارتي داشت مثلا مجلس ششم و هفتم هر دو حکم قانوني داشتند که رئيس جمهور را موظف کنند هر سال گزارش عملکرد برنامه بدهد. در مجلس ششم اگر دو روز از شهريور ماه مي‌گذشت، دوستان به ما تذکر مي‌دادند که آقاي رييس جمهور بايد بيايد و گزارش عملکرد سال قبل برنامه را بدهد و آقاي رييس جمهور نيز به صورت منظم هر سال گزارش عملکرد سالانه را داده، اما در اين زمينه مجلس هفتم چه کار کرده؟
مجلس هفتم عملکردي به مراتب ضعيف تر از مجلس ششم حتي در بعد فرهنگي، سياسي، نظارتي و... داشته است. منتها وقتي ظلمي در حق مجلس ششم...
• به هر حال شما به عنوان يک طيف يا گروه سياسي با توجه به عملکردي که از مجلس ششم ذکر مي‌کنيد و همين نمايندگان با همين عملکرد مثبت حذف مي‌شوند، درست است يا خير؟
من هم همين را مي‌گويم که مديريت شده حذف کردند.
• پس اگر چنين پيشينه سياسي براي يک طيف سياسي وجود داشته، با چه رويکردي با همان نگاه به انتخابات مجلس هشتم وارد شديد؟
نگاه اين بود که در حال حاضر به دليل برخي مواضع سياسي است که اين عده از بچه‌هاي خط امامي را چماق مي‌کنند. ما انقلابي داريم که اولين شعارش آزادي بود يعني ما بايد ديدگاه هايمان را در يک فضاي صميمي و راحت مطرح کنيم. طبيعي است که بنا نيست من هميشه از يک مرجع قانوني، يک مقام يا فردي تعريف کنم، نقد هم مي‌کنم و اين نقد را چماق مي‌کنند به اتهام مثلا عدم التزام به ولايت فقيه. بنابراين پيش بيني ما اين بود که بچه‌هايي که به اصطلاح آن‌ها از اين طيف و جبهه و به اسم تندرو مطرح هستند رد صلاحيت خواهند شد به همين دليل هم مي‌بينيد که در مجلس هشتم هم ستادهاي انتخاباتي و هم نامزدهاي اصلاح طلبان از معتدل ترين نيروهاي خط امامي بودند و ما نمي‌خواستيم هزينه نظام را در رد صلاحيت‌ها بالا ببريم. اين که فردي مثلا 10، 12 يا 15 سال در اين نظام وزير بوده ردصلاحيت مي‌شود، هزينه سنگيني متوجه نظام مي‌کند.
به همين دليل اجماع عمومي و کلي که ما داشتيم اين بود که معتدل ترين نيروها بيايند و اين اتفاق افتاد.
• چرا حذف شدند؟
حذف کردند.
• چرا؟
اين را بايد از آنهايي که حذف کردند بپرسيد که به متدين ترين افراد نيز اتهام عدم التزام عملي به اسلام مي‌زنند. اين چيزي نيست که ما بايد جواب بدهيم.
• شما حاکميت را کلي مي‌گيريد که شما هم بخشي از آنيد. پس اصولا حاکميتي که شما هم بخشي از آن هستيد بايد پاسخگو باشد که چرا اين بخش خود را حذف کرده است.
ما که نبايد پاسخگو باشيم. ما را حذف کردند. آنهايي که حذف کردند بايد پاسخگو باشند اما ما خودمان را دور از حاکميت نمي‌دانيم. ما خودمان را در داخل حاکميت و جزو نيروهاي اصلي آن مي‌دانيم اين‌ها مقطعي است، گذراست. انقلاب ما يک انقلاب فرهنگي بوده با اتکا به مردم. ما بر اين باوريم که مردم هنوز اعتقاد به خط امام و آرمان‌هاي انقلاب دارند و براي اين که خط امام و آرمان‌هاي انقلاب پياده شود، مردم بايد به سمت اصلاح طلبان بيايند به عنوان نزديک ترين گروه به خط امام و اگر ما به صورت مقطعي کنار رفتيم که در طول سال‌هاي بعد از انقلاب هم سابقه داشته است، دوباره برمي گرديم.
• تفاوتش با دفعات قبل اين است که دفعات قبل مردم شما را کنار گذاشتند و بعد به شما اقبال کردند اما اين بار حاکميت شما را کنار گذاشت.
دفعات قبل هم مردم ما را کنار نگذاشتند. گاهي به خاطر تشتت و چندگانگي که در عالم سياست طبيعي هم هست و بين ما پيش مي‌آمد، مردم گيج مي‌شدند که بالاخره چه کسي خط امامي است؟ ما در انتخابات رياست جمهوري هم اين مساله را داشتيم وقتي در انتخابات 76 به يک وحدت رسيديم مردم آنگونه از خط امام استقبال کردند و با وجود تمام تبليغاتي که شده بود راي نامزد اصلاح طلبان (آقاي خاتمي) به هيچ وجه قابل مقايسه با راي نامزدي رقيب نبود اما وقتي در انتخابات 84 افراد متنوعي از جبهه اصلاحات مي‌آيند، طبيعي است مردم گيج شوند که به چه کسي راي دهند. مرم ما در اين مواقع معمولا تصميم به عدم حضور و شرکت مي‌گيرند.
ادامه دارد