وجدان اخلاقي در جوامع غربي
توجه به نظر سنجيهاي دانشمندان درباره ميزان تنّفر جوامع از جرايم، حاكي از آن است كه عرف جوامع غير مسلمان نيز، كه كم تر تحت تأثير القاءات اسلامي قرار دارند، از برخي جرايم مانند همجنس بازي بيش از جرايم ديگر متنّفر است و هنوز نيز علي رغم تبليغات ضد بشري با پيشرفته ترين امكانات، برخي جرايم قبيح شمرده ميشود. بر طبق آماري كه در كتاب تحّول فرهنگي ارائه شده است، اكنون نيز بيش از 50 درصد ماده گرايان كشورهاي كانادا، فرانسه، بريتانيا، آلمان غربي، دانمارك، ايتاليا، جمهوري ايرلند، اسپانيا، مجارستان، ژاپن، بلژيك، مكزيك، ايرلند شمالي و آفريقاي جنوبي همجنس بازي را رد ميكنند و روي هم رفته، در كشورهاي غرببي به علاوه ژاپن و آفريقاي جنوبي 63 درصد ماده گرايان همجنس بازي را رد مينمايند و 36 درصد فراماديان كه بيش از ماده گرايان از ارزشهاي سنّتي بريدهاند اين عمل را رد ميكنند.
روابط جنسي نامشروع(زنا) را 56 درصد ماده گرايان 49 درصد التقاطيان و 32 درصد فراماديان اين كشورها رد و محكوم ميكنند و 66 درصد ماده گرايان، 54 درصد التقاطيان و 38 درصد فراماديان اعتقاد دارند كه فحشا ابداً جايز نيست. در يك نظرسنجي، كه براي شناخت گرايش عرف نسبت به جرايم و ترتيب جرم شناختي برخي اعمال صورت گرفته است، در رديف اول، همجنس بازي مردان قرار دارد كه 49 درصد مردم امريكا اين عمل را جرم دانستهاند و در رديف سوم، شرابخواري قرار دارد كه 46 درصد آن را جرم دانستهاند. در رديف چهارم، فاحشه گري است با 27 درصد و در رديف هفتم، همجنس بازي زنان با 13 درصد و در رديف هشتم، الحاد با 10 درصد قرار دارد.
نكته قابل توجه اين است كه در پاسخ به اينكه چه كسي كجرو است، مردم آمريكا مواردي را جرم شمردهاند كه از چهارده مورد، مواردي چون همجنس بازي مردان (لواط)، شرابخواري، فاحشه گري (زنا)، جنايت (سرقت، محاربه)، همجنس بازي زنان (مساحقه) افراد هرزه و بي عفت، كمونيستها، مرتدان، ملحدان، مجرمان سياسي (بغاة) وجود دارد كه همه به نحوي از جرايمي محسوب ميشوند كه در اسلام مستوجب كيفر حدود ميباشند. تنها «قوّادي» و «قذف» از حدود دهگانه اسلامي در نگرش مردم امريكا نسبت به قبيح ترين جرمها مورد توجه نبوده است و از آنجا كه حرمت خانواده در اين جوامع شكسته شده، جايي براي قبيح دانستن «قذف» باقي نمي ماند و با از بين رفتن حرمت خانواده و ايجاد آزادي در روابط جنسي «قوّادي» نيز از سياهه اولين جرايم در ذهن مردم محو ميشود. بر اين اساس، ميتوان مدعي بود كه وجدان عمومي مردم آمريكا نيز بر جرم دانستن آنچه در حقوق اسلامي «حدود» شمرده ميشود، استوار است و با توجه به اينكه جوامع غربي تمايز چنداني نسبت به هم ندارند، ميتوان اين نظر سنجي را تعميم داد و مدعي شد كه در تمام غرب، هنوز هم جرمهاي موجب حد، علي رغم ارزش ستيزي حاكم بر فرهنگ غرب، در وجدان عمومي مردم، هرچند به صورت ضعيف، جرم تلقي ميشود. از اينجا به نكته ديگري نيز ميتوان اشراف يافت و آن اينكه عرف همه جوامع به طوركلي، برخي از اعمال را كجروي و جرم ميداند و چنين نيست كه عرف جوامع تماماً سيّار بوده و حقوق، داراي حوزههاي ثابت و هميشگي نباشد و بدين ترتيب، ميتوان به نحوي به حقوق طبيعي و فطري راه يافت. البته فطرت آدمي در اثر سرپوش نهادن بر حقايق و جلوه دادن غير واقع به عنوان واقعيت در تشخيص مصالح و مفاسد گرفتار اشتباه ميشود، ولي اين سرپوش نهادن نسبت به برخي امور به دشواري ممكن است و همان گونه كه در اين آمار ارائه گرديده مشخص شد، هنوز هم مردم در برخي جرايم (تقريباً كلّ آنچه در حقوق اسلامي مستوجب كيفر شمرده ميشود وداراي بيشترين مجازات است) واكنش عمومي نشان ميدهند و احساسات آنها جريحه دار ميشود و خواهان مقابله با آن و محو آن هستند و يا دست كم، اعتقاد به جرم بودن اين اعمال هنوز هم از اولين اموري است كه هرچند به صورت ضعيف در مورد آنها وجدان جمعي قرار دارد؛ مضافاً اينكه به اعتراف بسياري از انديشمندان مغرب زمين، در زمينههاي بازگشت مجدّد به فرهنگ گذشته و ارزشهاي سنّتي فراهم شده است.
علاّمه طباطبائي نيز در اين باره ميفرمايد: «پس فحشا و سفاح، كه باعث قطع نسل و فساد و انساب است، از اولين اموري است كه فطرت بشر،...با آن مخالف است و لذا، آثار تنّفر از آن همواره در بين امتها و مجتمعات گوناگون ديده ميشود، حتي امتهايي كه در آميزش زن و مرد آزادي كامل دارد و ارتباطهاي عاشقانه و شهواني را زشت نمي دانند از اين عمل وحشت دارند و ميبينيد كه براي خود قوانيني درست كردهاند كه در سايه آن، احكام انساب را به وجهي حفظ نمايند.»
از احكام كه بگذريم در مورد اعتقاد به خدا نيز هنوز علي رغم به كارگيري تمام امكانات براي تسريع در روند غير ديني كردن تودههاي مردم در نظر بيش تر مردم چيزي بيش از 90 درصد از مرتبه نسبتاً بالايي برخوردار است. نويسنده كتاب تحوّل فرهنگي در جامعه پيشرفته صنعتي مينويسد: «ميزان كاهش اهميت به خدا در ميان جوانان در مقايسه با بزرگترها از يك جامعه به جامعه اي ديگر بسيار متفاوت است. به نظر ميرسد كه اين پديده در اروپاي غربي و ژاپن به مراتب، بارزتر از آمريكاي شمالي و آفريقاي جنوبي است. اگر اين دادهها بازتاب روند غير ديني شدن تودههاي مردم باشد پس اين فراگرد تاكنون تأثير كمي در ايالات متحده، آفريقاي جنوبي يا مكزيك داشته است.
در هر يك از اين كشورها، جوانان كم تر از بزرگ ترها در زندگي شان به خدا اهميت ميدهند، ليكن خدا در نظر بيش تر مردم چيزي بيش از 90 درصد از مرتبه نسبتاً بالايي برخوردار است. در اين كشورها، حتي اكثريت عظيمي از جوانان، بيان ميدارند كه خدا نقش مهمي در زندگي شان دارد... ليكن شواهد موجود قويّاً مبيّن اين است كه ما ناظر كاهش اهميت ذهني خدا در زندگي اين جوامع هستيم.»
همان گونه كه از اين آمار استفاده ميشود، حتي القاءات كمونيسم نيز نتوانسته است خداباوري را از بين ببرد. لذا، در كتاب تحوّل فرهنگي مينويسد: تجربه كمونيستي تنها تا حدّ محدودي بر فرهنگ مجارستان تأثير گذاشته است و فراگرد تدريجي غيرمذهبي شدن در مجارستان روي داده است وحداقل تلاشهاي كمونيستي در تلقين خداناشناسي بي ثمر بوده است. نويسنده در خصوص روند غيرمذهبي شدن مينويسد: در برخي كشورها براي مثال، آلمان كاهش ظاهري (اعتقاد به خدا) بسيار سريع است. در ميان مسن ترين بخش مردم آلمان، فقط گروه كوچكي (16 درصد) هستند كه معتقدند خدا اهميتي در زندگي شان ندارد، اما در ميان جوان ترين گروه سنّي آلمان، اكثريتي قوي (60 درصد) احساس ميكنند كه خدا نقش كم اهميتي در زندگي شان دارد. آلمان غربي به هيچ وجه منحصر به فرد نيست. بريتانيا و فرانسه كاهش زياد و تقريباً برابر در گرايشهاي ديني نشان ميدهند و دانمارك حتي افول بيش تري در اهميت به خدا ظاهر ميسازد.
انحطاط تمدن غرب
همزمان باكاهش سقوط اخلاقي
از مجموعه آنچه گذشت ميتوان نتيجه گرفت كه دو پديده بر خلاف هم در حال حركت اند: يكي كاهش گرايشهاي مذهبي و ديگري افزايش نگراني نسبت به سرنوشت فرهنگ و تمدن غرب. اما اينكه اين نگراني و شواهد فروپاشي اين تمدن كي آشكار شده قابل تأمّل است. بنابراين، يك بحث اين است كه فروپاشي و انحطاط فرهنگي غرب از چه زماني آغاز شد و بحث ديگر اين است كه شواهد حاكي از انحطاط فرهنگي چه زماني آشكار گرديد. منتسكيو معتقد است كه جامعه از دو طريق در راه تباهي و فساد قرار ميگيرد و انحطاط سقوط ميكند:
1ـ هنگامي كه قوانين توسط مردم رعايت نمي شود كه اين درد قابل چاره و درمان است.
2ـ هنگامي كه قوانين، مردم را به سوي فساد و گمراهي ميكشاند كه اين درد چاره ناپذير است؛ زيرا درد از خود درمان ناشي ميشود.
وضعيت فرهنگي غرب از نوع دوم است. آنگاه كه قوانين را از اخلاق و مذهب جدا نمودند و اصول و ارزشهاي انساني و همگاني را كنار نهادند و بر مذهب گريزي پاي فشردند انحطاط جامعه آغاز گرديد. در مورد سؤال دوم به نظر ميرسد از زماني كه حداقل ميزان حساسيت لازم و ضروري جامعه نسبت به «جرايم دهگانه مستوجب كيفر» تضعيف گشت، شواهد فروپاشي تمدن نيز آشكار شد. با توجه به آمارهاي موجود، هنوز بيشتر افراد به خدا اعتقاد دارند، ولي باور به رعايت قوانيني كه لازمه حيات و نظام جامعه است و در نظام قانونگذاري اسلام «حدود» خوانده ميشود، علي رغم آنكه نخستين مواردي است كه هنوز در اذهان مردم جرم شمرده ميشود، ولي در بيش تر موارد، از حساسيت ضعيفي كمتر از 50 درصد برخوردار گشته و بالمآل، جامعه از نصاب لازم براي سلامت و پايداري بي بهره شده است.
در بررسي حدّ لازم وجدان اخلاقي از ديدگاه اسلامي، ثابت گرديده كه به منظور برقراري نظم در جامعه، علاوه بر اعتقاد به خداوند، بايد جامعه از وجدان اخلاقي حاكي از قبح جرايمي كه مستوجب كيفر حدود است، بهره مند باشد. به عبارت ديگر، مرز لازم وجدان اخلاقي «حدود» است و نبايد دايره وجدان اخلاقي از اين محدودتر باشد. در بررسي جوامع غربي علي رغم آنكه جرايم مستوجب حدود هنوز در وجدان عمومي داراي درصد بالايي از اعتقاد همگاني است، ولي در بسياري از موارد، از نصف جمعيت نيز كم تر شده و در ارتداد و جرم سياسي به 10 درصد رسيده است.
نتيجه
حاصل آنكه فروپاشي تمدن غرب از زماني آغاز شد كه قوانين، مردم را به سوي فساد كشاند، ولي با توجه به دادههاي موجود، با كاهش وجدان اخلاقي از حداقل ممكن، كه همان جرم دانستن جرايمي است كه مستوجب كيفر ميباشد، شواهد فروپاشي تمدن غرب علني گشته است؛ زيرا با بي اعتنايي به اين جرايم، امنيت جامعه از بين ميرود، خانواده به عنوان كانوني عاطفي، احساسي و پشتوانه و حامي فرد متزلزل ميشود، عدم ارضاي عواطف و احساسات و عدم وجود افراد براي همدردي و غمخواري و حمايت، موجب بروز بيماريهاي رواني و عقدههاي روحي ميگردد و در نتيجه، قتل و غارت و نامردمي افزايش مييابد، افزايش كودكان بي سرپرست و به دور از ارضاي عواطف مادري و پدري، نسل بعدي را بيش از نسل قبلي گرفتار آشوب اجتماعي خواهد نمود و در نهايت، جامعه از هم فروخواهد ريخت. در آن صورت، براي نجات جامعه چاره اي جز بازگشت به حداقل وجدان جمعي و پذيرش آن نيست. در اينجا، توجه به اين نكته نيز لازم است كه جامعه كنوني غرب علي رغم دارا بودن وجدان جمعي ملحوظ در طرح دوركيم (به رسميت شناختن قراردادها توسط جامعه)، در حال فروپاشي است يا دست كم، بسياري از انديشمندان نگران فروپاشي آن هستند. بنابراين، ميتوان مدعي بود كه تنها باور عمومي به آزادي و به رسميت شناختن قوانين با تأكيد بر مبتني بودن قوانين بر عرف هر جامعه و در نتيجه، متغيّر بودن آن، «الگوي دوركيمي همبستگي ارگانيكي» براي ايجاد همبستگي و نظم اجتماعي كافي نيست، بلكه علاوه بر پاي بندي به قوانين جامعه، لازم است به طورخاص، قبح برخي اعمال در ذهن عموم پابرجا باشد و برخي قوانين ثابت و غير متغيّر ملحوظ گردد و اين حداقل چيزي است كه نظم اجتماعي بدان نيازمند است و دنياي غرب از زماني كه از اين حداقل محروم شده شواهد گويايي از فروپاشي نظم و امنيت را مشاهده نموده است.
- مشکلات رفتارگرایی در تمایز انواع رفتار - ۸۷/۴/۲۳
- پوشیدن لباسهای تنگ با رنگهای زننده در عربستان ممنوع شد - ۸۷/۴/۱۹
- همایش «مبانی نقد» برگزار میشود - ۸۷/۴/۱۹
- شاخصهای هنر پسامدرن - ۸۷/۴/۱۷
- حضور در انتخابات بدون اهتمام به قانون اساسي بي معناست - ۸۷/۷/۱۶
- با برخي نظرات آقاي مظاهري مخالفت جدي دارم - ۸۷/۷/۱۶
- برج ميلاد؛ ميلاد كارآمدي - ۸۷/۷/۱۶
- رباتهاي ايراني به كارگاه فرش بافي ميروند - ۸۷/۷/۱۶
- ماليات بر ارزش افزوده نبايد تورم جديدي ايجاد كند - ۸۷/۷/۱۶
- گفتوگو با خالق طنز برج ميلاد - ۸۷/۷/۱۶
- برج ميلاد در مالكيت شهرداري تهران باقي ميماند - ۸۷/۷/۱۶
- « بينش ديجيتالي» پايه و اساس «روابط عمومي ديجيتالي» است - ۸۷/۷/۱۶
- روابط عمومي آرماني؛ گذر از ارتباط الكترونيك به ارتباطات سايبر - ۸۷/۷/۱۶
- گسترش ارتباطات رسانهاي براي مقابله با سلطه غرب - ۸۷/۷/۱۶
- ياد بگيريم انتقاد را بپذيريم - ۸۷/۷/۱۶
- طـراحـي؛ نقش فراموش شده در سازمان - ۸۷/۷/۱۶
- انسانهاي موثر مثلثِ خواستن، دانستن و توانستن خود را گسترش ميدهند - ۸۷/۷/۱۶
- ضرورت توجه دختران به فاصله سني مناسب در ازدواج - ۸۷/۷/۱۶
| اطلاع رسانی |
| اقتصاد |
| شهر ما |
| هنر هشتم |
| انديشه |
| افکار عمومی |
| سلامت |
| سرزمین من |
| ارتباطات اجتماعي |
| ارتباطات مالي |
| ارتباطات جهاني |
| ورزشی |
| فرهنگی هنری |
| یادداشت |
| آرمان آنلاین |








