نويسنده: حسن خيري
با كاهش گرايش به مذهب و اخلاق و فاصله گرفتن از ارزشهاي سنّتي، شاهد افزايش روز افزون جرم و جنايت در اين كشورها هستيم.
يكي از نگرانيهاي دانشمندان در اواخر قرن بيستم به دليل سقوط تمدن غرب است. رابرت جي. رينگراز جمله دانشمنداني است كه با درك انحطاط فرهنگي غرب، ريشههاي انحطاط را در فساد اخلاقي ميداند و مينويسد: افول و زوال غرب را ميتوان به وسيله يك نمودار پرنوسان نشان داد. آثار انحطاط در ايالات متحده امريكا در پنجاه سال اخير (سالهاي بين 1912 تا 1963) بيش تر از 137 سال پيش به چشم ميخورد و نيز اين آثار در بيست سال گذشته بيش تر از پنجاه سال پيش بوده است.رينگر بروز حقوق جهايي بشر را در هنگام سقوط اخلاقي تمدن غرب چنين توضيح ميدهد: «درست هنگام سقوط اخلاقي تمدن غرب، «حقوق بشر» مانند يك عقيده مقدس يا بهتر بگوييم «قانون اكثريت» و يا «حق» پديد آمد كه رفته رفته به يك همبستگي نيرومند مردمي انجاميد... . در حكومت دموكراسي، مفهوم «حقوق بشر» تضمين حراست مرزها و آب و خاك است و اين بهترين مستمسك براي جلب رضايت مردم است... . از من مكرّر سؤال ميشود كه آيا براي نجات تمدن غرب ديگر وقتي باقي نمانده است؟ آيا ميتوانيم روحيه و صفات اخلاقي گذشته خود را دوباره كشف كنيم و به دست آوريم؟ آيا ميتوانيم دوباره ارزشهاي اخلاقي تمدن خود را، كه از دست داده ايم، به جايي برگردانيم كه روزي اساس و پايه تمدن غرب بود؟... از نظر من، تنها راهي كه ميتوانيم اميدوار باشيم اين است كه با توسّل به آن نكات درست و اخلاقي تمدن غرب را دوباره كشف كنيم.»
بررسي آمارهاي جرم نيز مؤيّد اين نكته است كه علل افزايش جرم و جنايت و انحطاط فرهنگي را بايد در طرز تلقي اين فرهنگ نسبت به جهان و انسان و معيارهاي رفتاري دانست و عوامل ديگري چون اقتصاد به خودي خود، نقشي در سقوط فرهنگي ندارد. لذا، گوردون ريلاند با بررسي آمار سالهاي 1849 1885 انگلستان و سرزمين گان، نتيجه ميگيرد كه افزايش تعداد بزهكاران با بالا رفتن بدبختي و زياد شدن تهيدستان مطابقت ندارد. در سالهاي 1872 1877 به همان نسبت كه شرايط مطلوب اقتصادي بيشتر فراهم ميگردد، تعداد جرايم نيز سير صعودي طي ميكند و از سال 1877 تا سال 1885 علي رغم بالا رفتن تعداد بدبختها و تنگدستان، رقم جرايم به وضوح كاهش مييابد. بنابراين، سقوط فرهنگي غرب را بايد در عناصر فرهنگي آن جستجو كرد. چيزي كه اريك فروم نيز بدان رسيده است و سقوط فرهنگي غرب را، بخصوص در علوم انساني، اين گونه بيان ميكند:1ـ انسان تنها موجودي است كه همنوعان خود را بدون دليل بيولوژيكي ميكشد.2ـ روان شناسي مدرن تاحدّ بسياري روح مرده است؛ چون به انسان زنده كامل نظر ندارد و به سادگي او را قطعه قطعه ميكند.3ـ انسان را ميتوان در اجتماع امروز ابزاري دانست كه هنوز براي آن ماشيني وجود ندارد. در اين اجتماع، انسان كامل خود را به عنوان يك كالاي فعّال ميبيند.4ـ در اجتماع امروز، انسان به يك صفر تبديل شده يا قطعه اي از يك ماشين است و تا وقتي كه يك اجتماع سود و توليدات را به عنوان هدف عالي و نتيجه همه تلاشهاي انسان ميبيندنمي توان جزاين پيش بيني ديگري داشت. من گمان ميكنم كه نظام اجتماعي موجود جوانه متلاشي كردن را در خود دارد.
«جريان صنعتي شدن جامعه كه با رشد فزاينده شهرنشيني، كوچ به شهرهاي بزرگ، افزايش جمعيت و پديدههاي بسيار ديگري از اين دست در غرب همراه بود، در قرن نوزدهم و حتي پيش تر در قرن هجدهم به تدريج، باعث گسستن و فروريختن بسياري از تعلّقات و قيود اجتماعي سنّتي در شهرهاي بزرگ و تا حدودي نيز سست شدن تعلّقات خانوادگي و ذرّه اي شدن جامعه در نواحي روستايي شد.»
مهم ترين نيروي نهفته درپس اين تحولات و تبدّلات ناگهاني در نظم اجتماعي همان چيزي است كه به «فردگرايي» يا حقوق فرد موسوم شده است. فردگرايي يا مذهب اصالت فرد يكي از مهم ترين عناصر فلسفي دنياي متجدّد است كه از فكر اومانيسمِ دوران نوزايي نشأت گرفته است. اين نگرش يا گرايش، بويژه در امريكا، قوّت بسيار بيشتري يافته و به صورت جان و جوهره مميز بخش اعظم فرهنگ امريكا در آمده و سپس به تدريج، از اين طريق، دوباره به اروپا بازگشته و در آنجا نيز اشاعه يافته است. مذهب اصالت فرد حق فرد را اصيل و اوّلي، يعني به يك تعبير، برتراز حقوق خداوند و يا حتي تا حدّ امكان مقدّم بر حقوق جامعه ميداند.«پافشاري بر مذهب اصالت فرد در مباحث حقوقي باعث شده است كه در دوران اخير...تغييرات بسيار سريعي رخ دهد. مسأله روابط جنسي،...مثال بسيار مناسبي براي نشان دادن اين تحوّلات اجتماعي سريع است. امروزه بي بند و باري جنسي آنچنان در غرب رواج يافته است كه بسياري از مردم به جاي آنكه اين وضع را بي بند و باري بدانند فارغ از هر دغدغه اي در پي تغيير دادن ضوابط و معيارهاي اخلاقي برآمدهاند. براي بسياري از غربيان جديد ديگر هيچ گونه ضابطه و معيار الهي يا اخلاقي، كه منشأ الهي داشته باشد و لازم باشد كه در اين مسأله اساسي رعايت شود، وجود ندارد.»«يكي ديگر از عناصر مهم زندگي اجتماعي دنياي متجدّد مسأله روابط ميان نژادهاي گوناگون است. اگرچه مدرنيسم يا تجدّد عمدتاً در پاي بندي به مذهب اصالت فرد و «حقوق فردي» ريشه دارد، عنصر نژاد نيز در تاريخ اروپا و بخصوص امريكا، پيوسته نقش مهمي داشته است.» نژادپرستي، كه به شكلهاي گوناگون در غرب اعمال ميشود، از عواملي است كه نابرابري اجتماعي را تشديد كرده و با ايجاد ناهمگوني شواهد حاكي از انحطاط و ناتواني جامعه مبتني بر حقوق اكثريت را ارائه داده است. بنابراين، ميتوان گفت: «حاصل كلّ روند دگرگوني اجتماعي چند دهه اخير، كه خود نتيجه برآيند همه تحولات چندين قرن گذشته غرب بوده، عبارت است از جاكن شدگي يا دورافتادگي خود از اصل خويش؛ به اين معني كه فرد در جامعه غربي هم از سنّتهاي مذهبي خود و هم از سنّتهاي خانوادگي و اجتماعي خود كنده شده است. اين اوضاع و احوال جديد متضمّن چالشهاي غالباً زيادي است كه افراد يا دست كم، برخي از افراد را به استفاده از همه استعدادها و نيروهاي بالقوّه خود فرامي خواند، ولي در عين حال، در مباني مشحون از رقابت بي حد و مبارزه و منازعه دايمي كه با زوال معنويت همراه شده و داغهاي عميق رواني و اجتماعي خود را بر همه چيز نهاده است، خودرا غالباً با يك احساس درماندگي و نااميدي مواجه ميسازد.
با توجه به آمار و اطلاعات، ميتوان شواهدي ارائه نمود كه در حيات غرب از يك سو، گرايش به دين كاهش يافته و از سوي ديگر، به نسبت كاهش گرايش ديني، آمار جرم و جنايت و ناامني افزايش يافته است. بر طبق آمار سال 1851 ، در حدود 40 درصد از بزرگسالان در انگلستان و ويلز شنبه به كليسا ميرفتند. در سال 1900 ، اين نسبت به 35 درصد و در سال 1950 ، به 20 درصد كاهش يافته است. اين تعداد امروز در مجموع، تقريباً به 11 درصد رسيده است. مذاهب اصلي بريتانيا به طور متوسط، 5 درصد كليسا روندگان را در طي نيمه دوم دهه 1970 از دست دادهاند. نفوذ مذهب بر حكومت نيز در دوره پس از جنگ جهاني دوم كاهش يافته است.بر طبق آزمون ديگري (در كشورهاي امريكا، آلمان، بريتانيا و مانند آنها) به هر ميزان كه از بزرگسالان به جوانان نزديكتر ميشويم بر درصدِ كاهش اهميت خدا در زندگي گروههاي جوان تر افزوده ميشود. جوان ترين گروه دو برابر و نيم بيشتر از بزرگ ترين گروه پاسخ مادي ميدهد. به موازات آن، مجموعه مشاهدات در كشورهاي امريكا و آلمان غربي مشخص ميكند كه نگرش نسبت به همجنس بازي به تدريج، مثبتتر ميشود.از سوي ديگر، با كاهش گرايش به مذهب و اخلاق و فاصله گرفتن از ارزشهاي سنّتي، شاهد افزايش روز افزون جرم و جنايت در اين كشورها هستيم. ازدياد جرايم در جامعه امريكا به حدّي است كه در شهرهاي بزرگ صنعتي و تجاري كسي جرأت پياده روي در خيابانها و پاركها را به هنگام شب ندارد و تجاوز به حقوق فردي و اجتماعي به حدّي رسيده است كه مردم در حالت هراس اجتماعي به سر ميبرند. در ايالات متحده امريكا درصد كودكان متولد شده نامشروع سفيدپوست و غير سفيدپوست در يك دوره سي ساله بالا رفته است. از سال 1940 تا سال 1969 از 100 كودك غير سفيدپوست به دنيا آمده 17 كودك نامشروع بوده و در سال 1969 اين تعداد به 31 درصد رسيده و براي سفيدپوستان در دوره مذكور از 2 درصد به 3/5 درصد رسيده است. در كميسيون نظارت بر اجراي قوانين و بررسي كيفيت اداره امور قضايي ايالات متحده امريكا، كه در سال 1967 تشكيل شد، رئيس اين جلسه چنين اظهار داشت: ما نمي توانيم معيّن كنيم كه جامعه امروزي ما در بطن خود بيشتر جاني پرورش داده يا جامعه آمريكا در 15 يا 25 سال پيش.همچنين بين سالهاي 1900 تا 1960 درصد طلاق در آلمان از 6/17 به 7/88 ، در انگلستان از 2/2 به 5/69 و در فرانسه، از 1/26 به 4/82 افزايش يافته است. در ايالات متحده (سال 1946) از هر دو ازدواج يكي به طلاق منتهي ميشود و بسياري از كودكان در خانوادههايي بزرگ ميشوند كه يا پدر در آن غايب است يا مادر. علاوه بر اين، كساني هستند كه ميكوشند معناي سنّتي ازدواج را كه ميان دو جنس مخالف صورت ميپذيرفته است، بشكنند و معناي جديدي به آن بدهند كه عبارت باشد از «هرگونه پيوند و التزامي ميان دو آدم، هرچند از جنس موافق باشند، مادام كه بخواهند با هم زندگي كنند.» بنابراين، در آخرين مرحله تجدّد يا مدرنيسم، كه برخي به آن «پست مدرنيسم» اطلاق كردهاند، حتي معناي خانواده، كه در طول قرون و اعصار هيچ گاه مورد معارضه و چند و چون نبوده نيز شديداً مورد حمله قرار گرفته است.علاّمه طباطبائي؛ نيز ريشه معضلات اجتماعي و نابساماني خانواده در غرب را در طرز تلقّي خاص فرهنگ غرب نسبت به خانواده ميداند و مينويسد: عمل همخوابي يكي از اصول اعمال اجتماعي بشر است و بشر از همان آغاز پيدايش و ازدياد خود تا به امروز دست از اين عمل اجتماعي نكشيده و اين عمل بايد ريشه در طبيعت داشته باشد تا آغاز و انجامش به آن ريشه بازگشت كند. اسلام عمل جنسي را با قانون خود نظام بخشده است... . به طور خلاصه، همه احكام مربوط به حفظ عفّت و چگونگي انجام عمل همخوابي و اينكه هر زني مختص به شوهر خويش است و نيز احكام طلاق، عدّه، اولاد، ارث و امثال آن، همه در راهي به كار ميافتد كه براي آن خلق شدهاند؛ يعني بقاي نوع بشر.
مرحوم علاّمه نگرش قانونگذار جوامع غربي در عصر حاضر را مخالف با اساس خلقت و فطرت دانستهاند و مينويسند: اما در قوانين ديگري، كه در عصر حاضر در جريان است، اساس همخوابي شركت زن و شوهر در مساعي حيات است و در حقيقت، نوعي اشتراك در عيش است و بنايي كه تمدن امروز بر اساس آن چيده شده علاوه بر نتايج نامطلوب و مشكلات و محذورهاي اجتماعي كه به بار آورده، با اساس خلقت و فطرت به هيچ وجه سازگاري ندارد.نتايج تحقيقات موريزون در مورد نام نويسي 92 دختر خردسال در مراكز فساد، مؤيّد فروپاشي خانواده در غرب و ناسازگاري بناي آن با فطرت است.بنا به گزارش يكي از مجلات در فرانسه، روزانه 2 كودك در اثر بد رفتاري پدر يا مادر جان ميسپارند. در سال 1991 روزانه دست كم، يك نوزاد در كوچهها و در كليساها رها شدهاند.اما در ژاپن، كه از نظر تكنولوژي و تمدن همپاي دنياي غرب پيش رفته است، آمار جرم و جنايت از كشورهاي غربي كمتر است. نويسنده كتاب تحوّل فرهنگي در جامعه پيشرفته صنعتي با طرح اين سؤال كه چرا در ژاپن ميزان تبهكاري چنين اندك است، مينويسد: «به احتمال زياد، علت آن در پايداري احساس بسيار قوي همبستگي گروهي و در نتيجه، نظارت اجتماعي كارسازتر به نسبت غرب است. يك بار ديگر به اين نتيجه ميرسيم كه ژاپن كمتر از غرب، مادي است، ليكن اين امررا ميتوان بيشتر بحضور ارزشهاي ماقبل صنعتي نسبت داد تاخيزش ارزشهاي فرامادي.»
ادامه دارد
- امیدواری نسبت به صلح جهانی حقیقی است - ۸۷/۴/۵
- قصه تلخ دختران مدل صنعت پوشاك و مد - ۸۷/۴/۳
- همایش «گفتگوی ادیان» در اسپانیا برگزار میشود - ۸۷/۴/۳
- نشست «زنان، مساوات و صلح» در نروژ برگزار میشود - ۸۷/۴/۳
- «داشتن و نداشتن» نيكي كريمي در جشنواره دبي - ۸۷/۴/۱۶
- دلخوري اهل فرهنگ، نامطلوب است - ۸۷/۴/۱۶
- پرونده پاليزدار نتيجه سوءاستفاده از تحقيق و تفحص است - ۸۷/۴/۱۵
- توافق ایران-اتحاديه اروپا؛مذاكره در اواخر تيرماه - ۸۷/۴/۱۵
- تشکر وزیر چینی از جلیلی برای لبخند به بسته - ۸۷/۴/۱۵
- اصل44، تداوم انتشار روزنامههاي دولتي و حمايت دولتي از آنها! - ۸۷/۴/۱۵
- شهدا شاخص اصلی حرکت ما هستند - ۸۷/۴/۱۵
- مجمع عمومی فراکسیون مدیریت شهری هفته آینده برگزار میشود - ۸۷/۴/۱۵
- علت فروريختن ساختمان سعادتآباد تا چند روز آينده اعلام ميشود - ۸۷/۴/۱۵
- تبليغاتصنفي و روابطعمومي - ۸۷/۴/۱۵
- ايران خواستار تغييرات اساسي در ساختار انجمن بينالمللي روابط عمومي شد - ۸۷/۴/۱۵
- نقش روابط عموميها در انتقال مشكلات به مسئولان ضرورت دارد - ۸۷/۴/۱۵
- تفاوت بارز تعداد موارد سرطان معده در كل كشور - ۸۷/۴/۱۵
- گرايش به سزارين در ايران 25 درصد بيشتر از ساير كشورها - ۸۷/۴/۱۵








