آموزش خبرنگاران و آشنايي آنان با كاستيها و قوتهاي سازمان بخشي از مشكلات را رفع ميكند، تحليل تمايلات و خواستهها و نظرات و پيشنهادات مردم درباره عملكرد سازمان براي برنامهريزي و تصميمگيري فوقالعاده مهم است.آموزش كمكهاي اوليه براي نيروي انساني كه ممكن است از موقعيت رويدادها و حوادث غيرمترقبه قرار دارند ميتواند ما را آمادهتر داشته باشد. نظرسنجي براي بررسي وضعيت موجود و جلوگيري از بروز بحران يا كاهش شدت بحران يكي از تكنيكهاي روابط عمومي در مرحله قبل از بحران است. به هر حال بحرانهاي عمده تكنيكهاي خود را ميطلبد كه بايد شناسايي شوند و برنامهريزي مناسب آن انجام شود كه تنها به گوشهاي از آن اشاره شد.
ج - مرحله حين بحران
با بروز بحران كار عمده روابط آغاز ميشود. شايعات و اخبار دروغ و يا اشتباه، كار روابط عمومي را سخت ميكند. «قانون بسيار مهم ارتباطات در وضعيت بحراني: 1 - به همه آن را بگو 2 - زود بگو 3 - با صداقت بگو»
رسانههاي بخش عمدهاي از كار را به عهده دارند، پس بايد براي جلوگيري از اخبار اشتباه و احياناً دروغ همكاري با رسانهها را به سرعت آغاز كرد. در اين ميان استفاده از راديو را بعضي از كارشناسان جديتر مصاحبه كردهاند.
از نكات مهم ديگر اينكه »در وضعيت بحراني روزنامهنگاران در ارائه مطالب خود تحت فشار بسيار شديدي هستند، اگر شما اطلاعات مورد نياز آنها را در اختيارشان نگذاريد يا اگر تغذيه اطلاعاتي آنان با سرعت كافي انجام نگيرد، آنها به منابع ديگر براي دريافت اطلاعات لازم متكي ميشوند كه ممكن است از درستي و صحت كافي برخوردار نباشد.«
در چنين مواقعي تحريف اشكال متفاوتي پيدا ميكند. دكتر «علي اسدي» ميگويد: »متون تحريف طيف وسيعي از دروغ تا كتمان حقايق را دربرميگيرد. تحريف ميتواند به شكل متهم كردن مخالفان باشد. ميتواند تعريف از طرفداران خود و بزرگ كردن امتيازات آنها باشد، به علاوه ممكن است تحريف در اطلاعات آماري باشد يا غيرآماري مثل مخدوش كردن اطلاعات، حذف برخي از اطلاعات به طور كلي اطلاعات داده شده يكسويه و به سود مبلغ باشد.«(26)
1 - بايكوت يا كتمان كردن اطلاعات و اخبار 2 - بزرگ كردن دوستان و بايكوت مخالفان 3 - ارائه آمار ناقص، مبهم و مجهول 4 - برجستهسازي موارد كماهميت 5 - نتيجهگيري غيرواقعي از اخبار درست يا اخبار نادرست 6 - پرداختن به مطالب فرعي و جزئي 7 - تلفيق مطالب پراكنده، غيرمرتبط و نتيجهگيري غيرمنطقي و گفتن بخشي از حقيقت اشكالي از تحريفات هستند.
«تحريف به طور كلي يعني ارائه اخبار و مطالب به نحوي كه مخاطب پي به اصل واقعيت نبرد و يا تصويري نيمه و ناقص از واقعيت به دست آورد كه باعث ايجاد كليشههايي در ذهن گردد كه منطبق با واقعيت نباشد.»
شايد يكي از مهمترين راههاي جلوگيري از تحريف اين باشد كه مسئولان روابط عمومي بايد هميشه اطلاعات را به موقع در اختيار سازمان و مخاطبان خود قرار دهند تا خبري جعلي چاپ نشود و مجبور به خبر اصلاحي شوند، زيرا خبر جعلي تأثير بيشتري از خبر اصلاحي دارد و به راستي كه ارسال و انعكاس اخبار غلط و دروغ و ناقص خود بحران است. اغلب تابلوهاي راهنما، صدور مجوز براي كساني كه حق ورود به منطقه بحران را دارند، انتقال خبرنگاران به محل حادثه، ارسال مكتوب اطلاعات لازم به مديران در جهت اينكه راهحل را بيابند و از آخرين اتفاقات خبر داشته باشند از جمله اموري است كه در حين بحران انجام ميگيرد. سمعي و بصري روابط عمومي نيز بايد به جدّ نسبت به ثبت و ضبط حوادث كوشا باشد تا در مواقع لازم دلايل مستند در اختيار داشته باشد.
به هر حال «هر دستگاهي كه هماهنگي عمليات امداد را در پي هر رويداد غيرمنتظره بر عهده ميگيرد، چنانچه از يك روابط عمومي مبتني بر پايههاي علمي مقتدر و مجهز برخوردار باشد ميتواند نقش مؤثري در توسعه پايدار ايفا كند.» اما اگر ديده شود يك سازمان در مركز يك بحران، بياحتياط، بيتوجه، گيج، فاقد قدرت در برخورد با مشكل و بحران و بيميل و ناتوان در فراهم آوردن اطلاعات لازم باشد بحراني كه به شهرتش آسيب رسانده است ادامه خواهد يافت و به شكلي قابل توجه سازمان را با مشكلات مواجه خواهد كرد.
ج - مرحله بعد از بحران
با پايان يافتن بحران، تقدير از خبرنگاران درستكار و سازمانهايي كه روابط عمومي را براي بهبود وضعيت ياري رساندهاند از وظايف روابط عموميهاست. گزارشي از مجموعه حوادث از ابتدا تا انتها و به روايتهاي مختلف، اما شفاف براي مديران و گزارشگران مطبوعات ارسال ميشود.
ارسال گزارشهاي صادقانه و به روايات مختلف به رسانهها، اعتماد آنان را به روابط عمومي بيشتر ميكند، زيرا باور اين است كه روابط عموميها به خصوص در و مواقع بحران پردهپوشي ميكنند، پس روابط عمومي با ارسال گزارشها ميتواند به گزارشهاي بعد از بحران رسانهها كمك كند، زيرا عموماً رسانهها بعد از بحرانها به تفسير تحليل و تشريح حادثهها ميپردازند.
براي تحليل و تفسير آنچه اتفاق افتاده است گزارشگران به مجموعهاي از اطلاعات حادثه به روايتهاي مختلف و انجام گفتگو كارشناسان و مديران نيازمند هستند. آنان نيازمند مصاحبه براي پيشگيري وقايع در آينده خواهند و به شما رجوع خواهند كرد، پس بايد مديران از موضوع و احتمال آن مطلع كرد و در تصميمسازي به مديران كمك كند تا از مصاحبه كردن طفره نروند.
نتيجهگيري
در حوادث از بين رفته منابع و بيشتر از همه نيروي انساني به عنوان اصليترين و باارزشترين منبع و سرمايه عمدهترين بحث است. مخاطبان و كاركنان سازمان جزء منابع انساني هستند كه در ارتباط با رويدادها و بحرانها درباره آنان صحبتي نشد، اما ضروري است كه بايد در ارتباط با آنان برنامهريزي كرد.
مخاطبان در حيطه مأموريتها ممكن است مريض يا مصدوم شوند و يا ممكن است به طور طبيعي رخت از جهان بربندند. كاركنان نيز در گردونه حوادث در معرض بيماري، مصدوميت و يا مرگ طبيعي و غيرطبيعي واقع هستند كه اين موارد نيز از زمره موقعيتهاي بحران محاسبه ميشود. همه موارد ممكن است انفرادي يا دسته جمعي اتفاق بيفتد. بحران منابع شايد عمدهترين بحرانها باشد، زيرا در بطن نيروي انساني ميتواند تمام بحرانها زاييده شود، اين اهميت ارتباطات سازمان را نشان ميدهد.
در پايان يادآوري نكاتي ضروري است:
- در عصر اطلاعات كه مردم تشنه اطلاعات هستند پنهان كردن اطلاعات اشتباهي مسلم و واضح است، پس لازم است با ارائه اطلاعات به طور شفاف از بروز هر گونه شايعه كه به اعتبار و شهرت و حسن شهرت سازمان و توليدات آن لطمه وارد ميكند جلوگيري كنيم.
- دستاندركاران رسانههاي جمعي و صاحبنظران را با عمليات مهم و مفيد سازمان آشنا كنيم و از آنان بخواهيم تا از نزديك كاستيها و قوتهاي سازمان را لمس كنند.
- نقاط بحران را شناسايي كرده و در جهت رفع و عدم تشديد آن برنامهريزي و سرمايهگذاري كنيم.
و نهايتاً اينكه اهميت و ارزش و قدرت اطلاعات را شناسايي و با برنامهريزي دقيق و به كارگيري درست آن و پايداري و حيات مستمر سازمان كمك كنيم.
پينوشت:
1 - همه چيز درباره روابط عمومي، راجر هيوود، ماهنامه روابط عمومي، بهار 1377، ص 6.
2 - روابط عمومي و مديريت بحران، مايكل رجستر و جودي لاركين، فصلنامه تحقيقات روابط عمومي، زمستان 77، ص 24.
3 - كاركردهاي شكايت، اكبر شاهكرمي، ماهنامه روابط عمومي، مهر 1376، ص 7.
4 - كاركردهاي شكايت، اكبر شاهكرمي، ماهنامه روابط عمومي، مهر 1376، ص 7.
5 - كاركردهاي شكايت، اكبر شاهكرمي، ماهنامه روابط عمومي، مهر 1376، ص 7.
6 - روابط عمومي و مديريت بحران، مايكل رجستر و جودي لاركين، فصلنامه هنر هشتم، زمستان 77، ص 24.
7 - روابط عمومي و مديريت بحران، مايكل رجستر و جودي لاركين، فصلنامه هنر هشتم، زمستان 77، ص 24.
8 - افكار عمومي و ارتباطات، دكتر علي اسدي، انتشارات سروش، 1371، ص 210.
9 - تحريف و شيوههاي آن، حسن سبيلان اردستاني، فصلنامه هنر هشتم، بهار و تابستان 1378، ص 79.
10 - نقش مديريت روابط عمومي در حوادث و بحرانها، سيدمحمد جعفري، ماهنامه روابط عمومي، تابستان 1377، ص 10.
11 - روابط عمومي و مديريت بحران، مايكل رجستر و جودي لاركين، فصلنامه تحقيقات روابط عمومي، زمستان 77، ص 24.
بحرانها به عنوان تهديدي براي نقش يك سازمان تلقي ميشوند كه در اين حالت يكي از اهداف مديريت بحران حمايت و يا ترميم و نقش سازمان در بحران است.
- «داشتن و نداشتن» نيكي كريمي در جشنواره دبي - ۸۷/۴/۱۶
- دلخوري اهل فرهنگ، نامطلوب است - ۸۷/۴/۱۶
- پرونده پاليزدار نتيجه سوءاستفاده از تحقيق و تفحص است - ۸۷/۴/۱۵
- توافق ایران-اتحاديه اروپا؛مذاكره در اواخر تيرماه - ۸۷/۴/۱۵
- تشکر وزیر چینی از جلیلی برای لبخند به بسته - ۸۷/۴/۱۵
- اصل44، تداوم انتشار روزنامههاي دولتي و حمايت دولتي از آنها! - ۸۷/۴/۱۵
- شهدا شاخص اصلی حرکت ما هستند - ۸۷/۴/۱۵
- مجمع عمومی فراکسیون مدیریت شهری هفته آینده برگزار میشود - ۸۷/۴/۱۵
- علت فروريختن ساختمان سعادتآباد تا چند روز آينده اعلام ميشود - ۸۷/۴/۱۵
- تبليغاتصنفي و روابطعمومي - ۸۷/۴/۱۵
- ايران خواستار تغييرات اساسي در ساختار انجمن بينالمللي روابط عمومي شد - ۸۷/۴/۱۵
- نقش روابط عموميها در انتقال مشكلات به مسئولان ضرورت دارد - ۸۷/۴/۱۵
- تفاوت بارز تعداد موارد سرطان معده در كل كشور - ۸۷/۴/۱۵
- گرايش به سزارين در ايران 25 درصد بيشتر از ساير كشورها - ۸۷/۴/۱۵








