«ناپلئون بناپارت» ميگويد: «حكومت را ميتوان با زور و سرنيزه به دست آورد، اما براي حفظ آن ناچار بايد به افكار عمومي تأكيد كرد.»
اين جمله معروف «ناپلئون» اهميت فوقالعاده افكار عمومي را ميرساند كه در واقع افكار عمومي از لشكر و حشم قدرتمندتر و نگهدارنده قدرت و حكومت است. در جهاني كه ما آن را با نام دنياي ارتباطات ميشناسيم و قدرت وسايل ارتباط جمعي حرف اول را ميزند، بدون شك اين افكار عمومي است كه قدرت را به رسانهها اعطا كرده است. رسانهها امروز ضمن ارتباط با افكار عمومي و نفوذ بر آن قدرت بلامنازعه عصر حاضر را به دست آوردهاند. در دنياي امروز به جز رسانهها و در زيرمجموعه ارتباطات »روابط عمومي« قرار دارد. روابط عمومي بخشي از سازمانهاست كه ارتباط مستقيم با افكار عمومي دارد و در واقع هدف اساسي و ماهيت وجودي روابط عمومي ايجاد، حفظ و تداوم تفاهم با افكار عمومي است. پس لازم است براي نزديك شدن به اين هدف روابط عمومي پاسخگوي سئوالات و ابهامات حاصل شده از سوي افكار عمومي باشد و در راستاي تنوير افكار عمومي تلاش كند از اين طريق روابط عمومي نيز ميتواند راهبر و راهنماي افكار عمومي باشد.
با چنين مقدماتي و اشاره به اينكه قدرت افكار عمومي فوقالعاده است همچنانكه ميدانيد جريانات و رفتارهاي خاصي در جامعه افكار عمومي را وادار ميكند تا در مقابل موضوعات سازمانها، ايدئولوژيها و... جهت بگيرد گاهي تغيير جهت افكار عمومي بحران ايجاد ميكند. اين بحران ميتواند از بروز يك شايعه تا تهاجم علني و برخورد فيزيكي در جامعه خود را نشان بدهد.
«اگر افكار عمومي بتواند يك رئيس جمهور را از كار بركنار كند در آن صورت ميتواند در هر برنامه ارتباط كاري، اغتشاش و درهمريختگي به وجود آورد هر چند كه حسن نيت داشته باشد.»
بسياري از اين شايعات و ابهامات و هيجانات كه افكار عمومي را به دنبال خود ميكشاند زاييده حوادث و عدم برنامهريزي هستند و در بيشتر مواقع روابط عموميها مسئوليت پيدا ميكنند كه از ارتباط خود با افكار عمومي براي تغيير افكار آنان بهره گيرند. پس اگر اتفاقي افتاد روابط عمومي چه بايد انجام دهد. بعضي ميگويند روابط عمومي از متن و بطن رويدادها برخاسته است، پس اين توانايي را دارد كه به سهولت با رويدادها ارتباط برقرار كند. برقراري ارتباط با رويدادها و افكار عمومي كار را آسانتر ميكند. پس نبايد به حوادث بيتوجهي كرد. بيتوجهي به حادثه يعني بروز بحران و شناسايي حوادث بحرانزا و اولويتبندي آنها از مهمترين امور است.
شناسايي بحرانها، اولويتبندي بحرانها و تدوين چرخه حيات حوادث )تولد، رشد، بلوغ و نزول( از مرحله تهيه بالقوه تا مرحله بحرانزا از جمله امور اساسي روابط عمومي است. به طور كلي رويدادهاي غيرمترقبه به دو گروه عمده تقسيم ميشوند:
الف - رويدادهايي كه بيشتر عوامل اجتماعي سبب ايجاد آن ميشود، چون جنگ، تصادف و...
ب - رويدادهاي طبيعي كه حاصل موقعيت طبيعي هستند، چون زلزله، سيل، خشكسالي، فوران آتشفشان و...
با خلاصهاي كوتاه و با اعتقاد به اين كه درست به همان ترتيب و اندازهاي كه بحران ميتواند پيشبيني شود براي مقابله با آن نيز ميتوان برنامهريزي كرد. بايد يادآور شد كه كار اصلي روابط عمومي پيشگيري است، نه درمان. روابط عمومي براي تعيين تكليف وظايف و تنظيم درست و به روابط عمومي مديريت امور ستاد بحران موقع آنچه بايد انجام شود ميتواند سه مرحله را براي بحران مشخص كند:
الف - مرحله قبل از بحران
ب - مرحله حين بحران
ج - مرحله بعد از بحران
الف - مرحله قبل از بحران
اولين گام در مديريت بحران، شناسايي خطرات است. يكي از راههاي شناسايي بحران شناسايي حوادث بحرانزا و اولويتبندي آنهاست.
شناسايي اولويتبندي برنامهريزي
پاسخگويي به پيامهاي كذب، آنچه تحريف شده است، آنچه در ابهام است و بسياري از موضوعات بحرانزا، كار روابط عمومي است و اما متأسفانه بسياري از كاركنان و واحدهاي روابط عمومي تنش ميآفرينند. در مواقع بروز تنش و تشنج بر سرعت و هيجان آن ميافزايند، زيرا هرگز نميدانند بررسي و رفع مشكلات بحراني از كجاي روابط عمومي واقع شده است و چه بايد بكنند.
ستاد بحران كه پاسخگوي شايعات، ابهامات و هيجانات است، زيرمجموعه مديريت امور و رويدادها است. به طور كلي بحرانهاي عيني و ذهني به چند شكل عمده بروز ميكند: حوادث غيرمترقبه، هيجانات، شايعات و... كه مجموعهاي از انتقادات، شكايات، ابهامات، تحريفات را دربرميگيرد.
حوادث غيرمترقبه به طور كلي عنوان شد، اما درباره شايعه بايد گفت كه وسيله انتقال شايعه كلام )شفاهي( است. كاركرد عمده شايعه نيز اين است كه شايعه سخنچيني و پيشگويي جاي هر خلاء اطلاعاتي را پر ميكنند.
ابهام + اهميت = شايعه
هر گاه مسئلهاي مهم در جامعه باشد و يا بروز كند، اما نسبت به آنها ابهام و پوشيدگي ايجاد شود و اخبار آن به درستي و صادقانه مطرح نشود، اهميت و ابهام افكار عمومي را وادار ميكند كه جوينده حقيقت و اطلاعات باشند، سپس فرصتي ايجاد ميشود تا فرصتطلبان و عنادورزان از آن بهره گيرند، اما به طور عمده علت شايعه بياطلاعي مردمان از وقايع ملموس است.
شكايات يكي ديگر از وضعيتهاي بحراني است كه چنانچه به آن پرداخته نشود به شهرت و حسن شهرت يك مؤسسه و توليدات آن لطمات جدي وارد ميشود، اما با اينكه انتقادات و شكايات رايگانترين و درستترين شكل مشاوره است، «شكايت در فرهنگ ما بار مثبتي ندارد و همواره يا از شكايت خود صرف نظر كردهايم و يا آن را با مجادله و دعوا اشتباه گرفتهايم.» در حاليكه «توليدكننده بايد بپذيرد كه مشتري حق شكايت دارد و بايد گوش شنوايي براي حرفهاي او داشته باشد و گمان نكند كه كشمكش در بين است.»
«امروزه شكايتگرايي جزئي از كيفيتگرايي است. مصرفكننده و مشتري بايد نسبت به آنچه دريافت ميكنند حساسيت نشان دهند و بازخور مناسب ارائه دهند، زيرا فرآيند شكايت فرآيندي آموزنده و مثبت است.»
در چنين مواقعي اصل معروف تجارت نبايد يادمان برود كه: »هميشه حق با مشتري است، حتي اگر حق با او نباشد.« پس نظرات مخاطبان براي كسب شهرت و حسن شهرت بايد مورد توجه قرار گيرد و در اين راه هزينه كردن ضروري است. عموماً كارشناسان زبده روابط عمومي با دريافت نظرات و پيشنهادات مخاطبان كه مجموعهاي از انتقادات و راهنمايي است در جهت عدم بروز بحران برنامهريزي ميكنند و بهرههاي فراواني از چنين اطلاعات سرگرداني در جامعه ميبرند.
روابط عمومي با ايجاد ستاد بحران در زيرمجموعه مديريت امور با بهرهگيري از انديشههاي مديران مرتبط با مردم برنامهها را در راستاي اطلاعرساني به مخاطبان، مشاوره بر مديريت، ارتباط با مردم و نفوذ بر روي تصميمات و تصميمگيران در مواقع بحران تدوين ميكند. ستاد بحران موظف است با بهرهگيري از نظرات و پيشنهادات مردمي سنجش كند كه سازمان در چه طيفي درست به مديريت و مطلوبيت از نظر افكار عمومي قرار دارد و درست و به موقع اطلاعرساني كند. مشاوره درست به مديريت و سياستگذاري سازمان بدهد با مردم بجا ارتباط برقرار كند و در تصميمات مؤثر باشد. با چنين نگاهي عمدهترين وظايف روابط عمومي در وضعيت بحران عبارت است از:
الف - مشاوره به سياستگذاري سازمان و مديريت سازمان
ب - اطلاعرساني به موقع از كانالهاي درست
ج - ارتباط رودررو و مستقيم با مردم كه كاملترين و مؤثرترين شكل ارتباط است
د - نفوذ بر روي تصميمات و مؤثر در تصميمگيري
اما وقتي روابط عمومي مسئوليت مييابد كه تصميم بسازد، تصميم بگيرد و به درستي ارتباط برقرار كند و اطلاعات درست انتشار دهد، ميبايست اطلاعات در اختيار داشته باشد و پيش زمينههاي آن را ايجاد كرده باشد.
الف - ايجاد بانك اطلاعات
در مواقع آرامش و قبل از بروز بحران ميتوان در زمان بحران ما را در تصميمگيري درست و سريع ياري كند. به اين ترتيب كه قبل از بروز بحران واحدهاي كمكي را شناسايي كرده باشيم، آدرس، تلفن، فاكس، مسئولان و محل واحدهاي كمكي و به خصوص واحدهاي كمكي لازم براي حوادث و رويدادهاي غيرمترقبه همچون آتشنشاني، بيمارستانهاي محلي، هلالاحمر را شناسايي كرده باشيم. تهيه بريده جرايد از حوادث قبلي كه هميشه به روز باشد از منطقه، كشور و جهان ميتواند ما را در پاسخگويي ياري رساند.
ب - آموزش و پژوهش
آموزش مصاحبههاي تلويزيوني، راديويي، تلفني و كنفرانس مطبوعاتي براي مديران ارشد و مديران محلي درباره حساسيت خبرها و مصاحبه در موقعيت بحران بخشي از سنگيني بار روابط عمومي را كم ميكند، آنان بايد بدانند چگونه، چقدر و چه اطلاعاتي به خبرنگاران ارائه كنند و از حقيقتگويي ترس نداشته باشند.
ادامه دارد
- «داشتن و نداشتن» نيكي كريمي در جشنواره دبي - ۸۷/۴/۱۶
- دلخوري اهل فرهنگ، نامطلوب است - ۸۷/۴/۱۶
- پرونده پاليزدار نتيجه سوءاستفاده از تحقيق و تفحص است - ۸۷/۴/۱۵
- توافق ایران-اتحاديه اروپا؛مذاكره در اواخر تيرماه - ۸۷/۴/۱۵
- تشکر وزیر چینی از جلیلی برای لبخند به بسته - ۸۷/۴/۱۵
- اصل44، تداوم انتشار روزنامههاي دولتي و حمايت دولتي از آنها! - ۸۷/۴/۱۵
- شهدا شاخص اصلی حرکت ما هستند - ۸۷/۴/۱۵
- مجمع عمومی فراکسیون مدیریت شهری هفته آینده برگزار میشود - ۸۷/۴/۱۵
- علت فروريختن ساختمان سعادتآباد تا چند روز آينده اعلام ميشود - ۸۷/۴/۱۵
- تبليغاتصنفي و روابطعمومي - ۸۷/۴/۱۵
- ايران خواستار تغييرات اساسي در ساختار انجمن بينالمللي روابط عمومي شد - ۸۷/۴/۱۵
- نقش روابط عموميها در انتقال مشكلات به مسئولان ضرورت دارد - ۸۷/۴/۱۵
- تفاوت بارز تعداد موارد سرطان معده در كل كشور - ۸۷/۴/۱۵
- گرايش به سزارين در ايران 25 درصد بيشتر از ساير كشورها - ۸۷/۴/۱۵








