دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶
جنگ روانی به مدد رسانه

نويسنده: حسین اژدر
جنگ اطلاعات جزئی لاینفک از جنگ نرم است و به واقع جوهره آن را تشکیل میدهد.
جنگ اطلاعات در قالب‌هایی از جمله (ایجاد اختلال در رد و بدلهای الکترومغناطیسی وداده‌ها..) در جنگ الکترونیک،(جنگ ماهواره‌ای و دزدی داده‌هاو...) در جاسوسی و هم چنین در قالب (طراحی و هدایت افکار مردمان و سپاه و...) با عنوان پروپاگاندا و تبلیغات می‌تواند خود را به عرصه ظهور رساند.به جاسوسی که خود یکی از ارکان جدانشدنی جنگ دادهها و اطلاهات است در نوشته “جاسوسی فرانوین” پرداختیم.به بحث جنگ الکترونیک وسایبرنتیک به امید خدا در نوشته‌های بعدی خواهیم پرداخت ولی موضوعی که کمابیش به روز است مسئله جنگ رسانه‌ای و روانی است. در جنگها و به خصوص جنگهای جدید و به ویژه جنگ نامتقارن و نا همگن افکار عمومی نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری را بر عهده دارند.ما معمولا به مفهوم واژگان”جنگ نا متقارن” بیشتر در تقابل سخت و به واقع زمانی که توازن قوا مثلا در یک منطقه دستخوش تغییر میشود برخورد میکنیم و آن را در مقابل “توازن قوا” مثلا در یک منطقه قرار میدهیم که درست هم هست ولی واقعیت اینجاست که این مفهوم در جنگ نرم و به واقع جنگ روانی نقش بی بدیلی دارد.
براي درك مفهوم “جنگ رواني” مي‌توان به تعريف وزارت جنگ آمريكا اشاره كرد كه در كتابي تحت عنوان «در صحنه نبرد» در سال ۱۹۵۵ آورده شده است.در اين كتاب مفهوم جنگ رواني چنين تعريف شده:
«جنگ رواني استفاده برنامه ريزي شده از تبليغات و ساير اعمالي است كه قبل از هر چيز با هدف تأثير بر نظرات، احساس‌ها، موانع و رفتار جوامع دشمن، بي طرف يا دوست و به شيوه اي خاص که برای دستيابي به اهداف جبهه خودی صورت مي‌گيرد.»در اين تعريف، مفهوم جنگ رواني در دايره اي وسيع مطرح شده است و اعتقادش بر اين است كه اين استراتژي، تمام جوانب امر تأثيرگذاري بر رفتار توده اي از انسان‌ها را دربرمي گيرد.
شگردهاي نوين جنگ رواني تقريباً از جنگ جهاني دوم ظهور پيدا كرد، همان گونه كه صلاح نصر در كتاب خود «جنگ رواني» مي‌نويسد:
«اهميت جنگ رواني در آلمان هنگامي كه آلماني‌هاي شكست خورده در جنگ جهاني اول در پي آن برآمدند تا علل شكست خود را دريابند، افزايش يافت.»
صلاح نصر در اين مورد مي‌نويسد:«جنگ رواني كه جديدترين سلاح جنگي است عليه فكر، عقيده، شجاعت، اطمينان و ميل به جنگيدن عمل مي‌كند و جنگي دفاعي و هجومي به شمار مي‌رود، چرا كه در عين تقويت روحيه ملت و سربازان خودي، به شكستن روحيه دشمن مي‌پردازد.
جنگ رواني قسمتي از جنگ همه جانبه است كه پيش از شروع و در حین نبرد و حتی در پایان نبرد هم ادامه خواهد داشت،چرا كه اين نوع جنگ تابع قوانين و شيوه‌هاي جنگ عادي نيست و بر مبناي توصيفي كه از صحنه نبرد يا سازماندهي عمليات جنگي ارائه مي‌شود يا بر طبق انواع مختلف عناوين عمليات جنگي قابل تعريف نيست.»
وي همچنين معتقد است:« غالباً پيروزي يا شكست در جنگ رواني، پس از گذشت ماه‌ها و شايد سال‌ها از اجراي آن معلوم مي‌شود. در عين حال، پيروزي در اين جنگ ممكن است قاطع باشد _ هر چند كه ممكن است برآورد كمي آن دشوار به نظر آيد- همانگونه كه شكست در آن ممكن است شكستي كشنده- هر چند غيرملموس باشد، ولي امكان درك و آگاهي بر اين امر وجود دارد.»
پيچيده شدن تكنولوژي‌هاي ارتباطي و قدرت گسترش پوشش دهي آنها بر سراسر جهاني روند تاثيرگذاري بر توده‌ها را افزايش داده است.
هربرت ماركوزه در كتاب انسان تك ساختي صراحتاً اعتراف مي‌كند كه: «تبليغات امروز (غرب) بدنبال آن نيست كه درست را از نادرست و حقيقت را از اشتباه باز شناسد، بلكه شخصاً آنچه را كه بخواهد بصورت حقيقت يا اشتباه به ذهن آدميان تحميل مي‌كند و آنرا در برابر كاري انجام شده قرار مي‌دهد و نيز از نظرگاه گوبلز، وزير تبليغات آلمان نازي، «كار تبليغ فقط در كنترل خدمات اطلاعاتي و هنري خلاصه نمي شود، بلكه تبليغات وسيله اي است براي كنترل تمام امور زندگي و تفكرات جهاني».رسانه‌هاي جمعي با قدرت اعجاب انگيزی كه دارند قادرند جوامع گوناگون و متفاوت از هم را در دوردست ترين نقاط دنيا در يك جريان فكري مشتركي رهنمون كنند و بدون اين كه ارتباط مستقيمي با پديده‌ها و حادثه‌هاي اتفاق افتاده داشته باشند تحت تاثير جريان اطلاعاتي منظم در مورد مسئله خاصي به اجماع فكري برسانند.
به گونه اي كه آلوين تافلر، از منتقدان تكنولوژي‌هاي ارتباطي با پيش بيني آينده اين وسايل معتقد است:
«در بحران‌هاي سياسي آينده در جهان، تاكتيك‌هاي اطلاعاتي حرف اول را خواهند زد. او معتقد است كه محور مانورهاي قدرت در آينده را همين تاكتيك‌هاي اطلاعاتي تشكيل خواهند داد و اين تاكتيك‌ها چيزي نيست جز«قدرت دستكاري اطلاعات »كه بخش عمده آن نيز حتي پيش از آنكه اين اطلاعات به رسانه‌ها برسد، انجام خواهد شد.»
پروفسور حميد مولانا، در مقاله اي با نام «جنگ رواني و فريبكاري رسانه‌ها» مي‌نويسد:
«مطالعه اخير موسسه مربوط به «انصاف و درستكاري در اطلاع رساني» در گزارش اخير خود خاطرنشان مي‌كند كه ۷۶ درصد از مدعوين برنامه‌هاي گفت وگوي تلويزيوني و راديويي آمريكا در ماه‌هاي مصادف با حمله نيروهاي نظامي آمريكا به عراق از مقامات رسمي جنگ طلب آمريكا بوده اند و منابع و برنامه‌هاي مخالف يا ضدجنگ كمتر از يك درصد برنامه‌هاي رسانه اي الكترونيكي آمريكا را شامل مي‌شده است.

تعريف جنگ رسانه‌ای (Media Warfare):
« استفاده از رسانه‌ها براي تضعيف گروه و مجموعه هدف با بهره گيري از توان و ظرفيت رسانه‌ها(اعم از مطبوعات، خبرگزاريها، راديو، تلويزيون، اينترنت و اصول تبليغات).»
جنگ رسانه اي يكي از برجسته ترين جنبه‌هاي«جنگ نرم»( (Soft Warfare و«جنگ‌هاي جديد بين المللي» است.
جنگ روانی به عنوان یک موئلفه اصلی جنگ نرم، از طریق رسانه به عنوان تاثیر گذار ترین عامل بر روند تفکر جامعه، اعمال می‌شود و ارتباطي مستقيم با موضوع افكار عمومي دارد و همان طور که بر می آید تاثیری عمیق بر انگاره‌هاي ذهني مجموعه هدف اعمال میکند.
ولی در واقع جنگ روانی ریشه در تاریخ دارد.
زمانی که سپاهی به جایی حمله ور میشد طبلها را برای به هراس در آوردن سپاه دشمن به صدا در می آورد.
در واقع جنگ رسانه‌ای از تاریخ باستان تا امروز وجود داشته و جزء لاینفک سیاست ابرقدرتها و قدرتها بوده است و آنچه امروز کیفیت و کمیت این جنگها را عوض کرده،توسعه زیر ساختهای رسانه‌ای و تکنولوژیکی در یک قرن اخیر است.
در یکی از جنگهای معاویه با امام علی (ع)وقتی که معاویه خود را در برابر سپاه امیر المومنین(ع) عاجز دید به هم فکری عمرعاص در شب به پای کوبی و طبل زندی پرداخت تا وانمود کند که سپاهی عظیم و غیر قابل مقاومت در اختیار دارد و توانست سپاهیان علی (ع) را مرعوب و هراسان سازد.
در جنگ دیگری که رخ داد قرآن‌ها را بر سر نیزه کردند و در دل سپاهیان شک انداختند.
جنگ رسانه‏اى را در دنياى اسلام، معاويه عليه امام على(ع) آغاز نمود.
از جنگ دوم جهانی به بعد،این جنگ رسانه‌ای به یک رشته علمى و استراتژيك تبديل شد كه شاكله اصلى قدرت نظامى، اقتصادى، فرهنگى و سياسى كشورهايى مثل آمريكا و... را تشكيل مى‏دهد.در سپيده دم 3 فوريه 1943، يك ميليون آلماني از راديوي رژيم نازي آلمان اين خبر را شنيدند،
«زير پرچم صليب شكسته، برافراشته بر فراز ويرانه‌هاي شهر استالينگراد، آخرين نبرد صورت گرفت. امراي ارتش، افسران، درجه داران و سربازان شانه به شانه ايستادند و تا آخرين نفس جنگيدند. آنان بي هدف قرباني نشدند، آنان جان باختند تا آلمان زنده بماند».
اين گزارش يك دروغ آشكار بود؛ واقعيت اين بود كه ارتش ششم آلمان نازي، تاب مقاومت در برابر قدرت برتر لشكريان شوروي را نياورد و تسليم شد. اين رويداد هيتلر راخشمگين ساخت و به فرمان او، اين حقيقت كتمان شد.
جنگ‌های جدید بر دو پایه استوار خواهند بود: صحنه کارزار و اذهان عمومي.
زیرا که حتی با نزدیک بودن به پیروزی و یا واضح بودن برتری قوا در صحنه کارزار،باز هم اگر پشتوانه اذهان عمومی به صحنه نبرد وصل نباشد باز شکست هدیه غیر قابل انکار نبرد است.نمونه بارز آن جنگ ویتنام است.
شاید از این جهت است که سرعت از عوامل تعیین کننده در جنگ است و آینده جنگ را معلوم میکند و تاریخ نشان داده “عدم مقبولیت عامه یک جنگ” که از طولانی بودن آن حاصل شده، حتی اگر در اول با حمایت افکار عمومی پی ریزی شده باشد باز به دلیل طولانی بودن جنگ مشروعیت خود را از دست خواهد داد.به همین علت است که “هانتینگتون” در مقاله انتقادی خود در سال 1986 نسبت به روش جنگ آمریکا اعتراض میکند وبه اصول پنجگانه “جنگ آمریکایی” اشاره می‌کند و می‌گوید: هدف باید «پیروزی در یک مرحله» باشد.
افکار عمومی آمریکا از ریخته شدن تدریجی و دراز مدت خون آمریکایی‌ها حمایت نخواهند کرد.
همین امر خود تایید گفته‌های مذکور است.
در هر دو جبهه اذهان عمومی و صحنه کارزار فرماندهاني كه قادر به بهره گيري بهتر از ابزار كنترل و مديريت(c2-نرم) انگاره‌هاي ذهني باشند، می توانند افکار عمومی را با خود همراه ساخته و مخالفان را بفريبند و یا منزوی سازند و نيروهاي خودي شده را در جبهه دفاع از اهداف خود سازماندهي نمايند.
شواهد بسياري وجود دارد كه مؤيد تأثيرات غير قابل انكار رسانه‌ها در مديريت و شكل دهي افكار عمومي است.
دقيقاً به همين دليل است كه مارشال مك لوهان مي‌گويد: «جنگ‌هايي كه در آينده رخ خواهند داد به وسيله تسليحات جنگي و در ميدان‌هاي نبرد نخواهند بود، بلكه اين جنگ‌ها به دليل تصوراتي رخ خواهد داد كه رسانه‌هاي جمعي به مردم القاء مي‌كنند.(لطفا به نوشته جنبش نرم افزاری_2 بخش مربود به تحلیل گفته “جنگ تمدنها” و نوشته “جنگ در دوران ما_1” بخش مربود به «جنگ فضیلتمند و نظریه‌های مجازی» مراجعه شود)رسانه‌ها درشكل دادن به تصورات مردم و هدايت افكارعمومي نقش تعيين كننده اي دارند. از اينرو قدرتهاي سلطه جو براي تحقق اهداف خود، به كاركرد مؤثر رسانه‌ها در جنگ و طرح ريزي جنگ رسانه اي يا جنگ روانی رسانه‌ای توجهي جدي دارند.
رسانه‌ها همان طور که در مثالهای بالا ذکر شد مي‌توانند حقايق را وارونه نمايش دهند، كتمان كنند، تحريف يا سانسور نمايند و يا با انعكاس برخي اخبار واقعي و غير واقعي به تهييج و تحريك و یا آرامش افكار عمومي بپردازند.
هدف ومخاطب، اينگونه برنامه ريزيها الزاما مردم كشورهاي بيگانه يا نيروهاي دشمن نيست و مردم كشور خودي نيز بعنوان هدف اين فعاليتها قرار داده مي‌شوند.
از اهداف چنین برنامه‌هایی مى‏توان به«تغيير و آلودگى محيط به نفع مهاجم»، «نفوذ در افكار عمومى و گمراه کردن آن»، «بسيج فكرى مردم»، «شخيصت‏كشى و شخصيت‏سازى»، «كوشش در شكست اراده مقاومت»، «نفاق و تفرقه‏انگيزى ميان نخبگان و جناحهاى مختلف»، «مشغول كردن دولتمردان و سردمداران و روزنامه‏نگاران به مسائل جزئى و منحرف كردن آنان از مسائل اساسى» و «فراهم كردن محيط براى زد و خوردهاى داخلى و خارجى» را نام برد كه نتيجه اين جنگ، هم ابعاد خارجى و هم ابعاد داخلى دارد.
در اروپا و آمريكا وقتى به آثار متخصصانى كه درباره توسعه سياسى، دموكراسى، مشاركت، اصلاح‏طلبى و... قلم زده‏اند مى‏نگريم، متوجه مى‏شويم كه بسيارى از اين پژوهشگران از پيشكسوتان رشته‏هاى پروپاگاندا، جنگ روانى، جنگ رسانه‏اى و رسانه‏هاى دسته‏جمعى بوده‏اند كه از اوايل1920 تا.1950 علم شستشوى مغزها و زورآوردن و اجبارى كردن عقايد بخصوص را در جامعه نموّ داده‏اند.
به عنوان مثال مى‏توان به پرفسور “هارولد لاسول”، پيشكسوت تئورى‏هاى رسانه‏هاى جمعى و يكى از متصديان اداره ويژه جنگهاى روانى براى دولت آمريكا در جنگ دوم بين‏الملل كه در حوزه رسانه‏ها و كنترل نخبگان تحقيق مى‏كرد اشاره نمود، يا از پرفسور” دانيل لرنو” يا همكارش “پرفسور ايتيال دوسالاپول” از دانشگاه ام. آى. تى يا پرفسور “ويلبرشرام” از دانشگاه ايلى نويز و استانفورد آمريكا نام برد كه از معروفترين استادان علوم ارتباطات و رسانه‏ها مى‏باشند و ضمن آنكه چند دهه در رشته‏هاى جنگ روانى براى دولت آمريكا تحقيق نموده‏اند، با استفاده از امكانات مالى سيا يا امور خارجه آمريكا به نشر آثار خود پرداخته‏اند.
رضايت، همراهي، ودفاع از سياستهاي حاكمان و سياستگذاران جنگ رسانه‌ای به عنوان بخشی از جنگ نرم، نتايج مطلوب چنين طرحريزي‌هايي است.
امروزه رسانه‌ها علاوه بر نقشي كه در مقاطع مختلف با تأثيرگذاري سريع دراستحصال شرائط مطلوب واقناع جمعي ايفأ مي‌كنند با برنامه‌هاي بلند مدت و استراتژي‌هاي كلان كاركردي نوين با عنوان « توليد رضايت» براي خود ايجاد كرده اند.
در اين روش بجاي آنكه توان رسانه‌ها براي اقناع افكار عمومي صرف شود. در طولاني مدت، داده‌هاي ذهني مخاطبين را بگونه اي مديريت مي‌نمايند كه رفتار سياستمداران در بحرانها دقيقامطلوب نظر آنان باشد.
اين روش گر چه زمان بيشتري را مي‌طلبد ولي نتايج بهتر و پايدارتري را در بر دارد.يکي ازشيوه‌هاي معمول براي حصول چنين نتايجي استفاده از روشها وابزار تبليغي است.
مفهوم تبليغات از ريشه لاتين propagane گرفته شده واز نظر لغوي به معناي«پخش کردن»، «منتشر ساختن» وچيزي را شناساندن است.در تبليغات سعي بر اين است که يک عقيده ويک کردار به طور منظم وجهت دار قبولانده شود.
امروزه‌ امر تبليغات‌ به‌ اشكال‌ گوناگون‌ و با هزينه‌هاي‌ بسيار گزافي‌ انجام‌ مي‌شود تا ذهنيت‌ خاصي‌ را در مخاطب‌ ايجاد كند. در اين‌ باره‌ شايد بتوان‌ گفت‌ ايجاد تصوير ذهني(الگوی ذهنی)‌ از يك‌ پديده، بخشي‌ از به‌ وجود آوردن‌ آن‌ پديده‌ است، چرا كه‌ ذهنيت، تعامل‌ ساير پديده‌هاي‌ پيراموني‌ و محيطي‌ را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد و باعث‌ بروز كنش‌ها و واكنش‌هاي‌ معين‌ مي‌شود.

جدیدترین اخبار
- آواي موسيقي ايراني در فستيوال موسيقي نروژ پيچيد - ۸۷/۴/۱۶
- «داشتن و نداشتن» نيكي كريمي در جشنواره دبي - ۸۷/۴/۱۶
- دلخوري اهل فرهنگ، نامطلوب است - ۸۷/۴/۱۶
- پرونده پاليزدار نتيجه سوءاستفاده از تحقيق و تفحص است - ۸۷/۴/۱۵
- توافق ایران-اتحاديه اروپا؛مذاكره در اواخر تيرماه - ۸۷/۴/۱۵
- تشکر وزیر چینی از جلیلی برای لبخند به بسته - ۸۷/۴/۱۵
- اصل44، تداوم انتشار روزنامه‌هاي دولتي و حمايت دولتي از آنها! - ۸۷/۴/۱۵
- شهدا شاخص اصلی حرکت ما هستند - ۸۷/۴/۱۵
- مجمع عمومی فراکسیون مدیریت شهری هفته آینده برگزار می‌شود - ۸۷/۴/۱۵
- علت ‌فروريختن ساختمان سعادت‌آباد تا ‌چند روز آينده اعلام مي‌شود - ۸۷/۴/۱۵
- تبليغات‌صنفي و روابط‌عمومي - ۸۷/۴/۱۵
- ايران خواستار تغييرات اساسي در ساختار انجمن بين‌المللي روابط عمومي شد - ۸۷/۴/۱۵
- نقش روابط عمومي‌ها در انتقال مشكلات به مسئولان ضرورت دارد - ۸۷/۴/۱۵
- تفاوت بارز تعداد موارد سرطان معده در كل كشور - ۸۷/۴/۱۵
- گرايش به سزارين در ايران 25 درصد بيشتر از ساير كشورها - ۸۷/۴/۱۵
arman-prsamp.gif radio_8thart.jpg صفحه اول
advertisement